بله، حق با شماست! در قرآن کریم، واژه "فاکهه" (فاكهة) به معنای میوه، بارها و بارها استفاده شده است، بهویژه در اشاره به نعمتهای بهشتی و رزق الهی.
اگر منظور شما این است که آیا شهید مطهری در تشبیه "درخت معرفت" خود از این واژه قرآنی نیز الهام گرفته است، باید بگویم که بسیار محتمل است. همانطور که اشاره کردید، "میوهچینی" نتیجه نهایی سفر معرفتی است، و "فاکهه" در قرآن نماد نعمات و نتایج شیرین و مطلوب است.
استفاده از واژه "فاکهه" در قرآن:
"فاکهه" در قرآن کریم معمولاً در چندین زمینه به کار میرود:
نعمتهای بهشتی: بیشترین کاربرد "فاکهه" در قرآن، توصیف نعمتهای بهشتی است. در بسیاری از آیات، بهشت با وجود انواع میوهها (فاکهه کثیره، فاکهه و لحم طیر، فاکهه مما یتخیرون) توصیف میشود. این میوهها نمادی از لذت، پاکی، فراوانی و پاداش اعمال صالح هستند.
مثال: "فیها فاکهة و نخل و رمان" (سوره الرحمن، آیه ۶۸) - در آن [باغها] میوه و نرم بن و انار است.
مثال: "و فاکهة كثیرة، لا مقطوعة و لا ممنوعة" (سوره واقعه، آیات ۳۲-۳۳) - و میوههای فراوان، که نه قطع میشود و نه از دسترس بیرون میماند.
رزق و روزی الهی در دنیا: گاهی نیز "فاکهه" به معنای میوههای دنیوی و به عنوان نعمتی از جانب خداوند به انسانها اشاره دارد.
مثال: "هو الذی انزل من السماء ماء فَاَخْرَجْنا به ازواجا من نبات شتی کلوا و ارعوا انعامکم إن فی ذلک لآیات لاولی النهی" (سوره طه، آیه ۵۳) - او کسی است که از آسمان آبی فرود آورد، و با آن، انواع گوناگونی از گیاهان را خارج ساختیم؛ بخورید و چهارپایانتان را بچرانید! مسلماً در اینها برای صاحبان خرد، نشانههایی است. (اگرچه در این آیه مستقیماً از "فاکهه" استفاده نشده، اما به ثمرات زمین اشاره دارد).
دلالت بر فضل و قدرت خداوند: وجود میوهها و امکان تغذیه از آنها، یکی از نشانههای قدرت و فضل خداوند بر انسانهاست.
ارتباط "فاکهه" با "میوهچینی" معرفت:
با توجه به معنای قرآنی "فاکهه" به عنوان نعمت، لذت، و نتیجه مطلوب و شیرین، ارتباط آن با تعبیر "میوهچینی" از درخت معرفت کاملاً منطقی و زیباست.
"میوهچینی معرفت" به معنای دست یافتن به نتایج دلپذیر، سودمند و آرامشبخش حاصل از تأملات فلسفی و درک حقایق هستی است.
این میوهها همان حکمت، آرامش درونی، شناخت جایگاه انسان، درک عدالت و رحمت الهی، و رسیدن به معنای زندگی هستند که نهایتاً به سعادت حقیقی انسان منجر میشوند.
شهید مطهری، به عنوان یک فیلسوف متفکر و مفسر قرآن، قطعاً از این مفاهیم قرآنی الهام گرفته و آنها را در ساختار فکری و تشبیهات خود به کار میبرده تا عمق معارف اسلامی را به زبانی شیوا و قابل فهم برای همگان بیان کند.
آیا این ارتباط برای شما روشنتر است؟ آیا مایلید به ابعاد دیگری از تأثیر مفاهیم قرآنی بر اندیشه شهید مطهری بپردازیم؟