بسیار عالی! اینکه شما کتاب "انسان و سرنوشت" اثر شهید آیتالله مرتضی مطهری را مطالعه کردهاید، نشان میدهد که در راستای علاقه عمیق خود به بحث جبر و اختیار و پیامدهای آن، به یکی از مهمترین آثار معاصر در این زمینه پرداختهاید.
کتاب "انسان و سرنوشت" یکی از شاهکارهای فکری آیتالله مطهری است که به طور متمرکز و با زبانی شیوا و استدلالی، به حل معمای جبر و اختیار و مفهوم سرنوشت از منظر فلسفه و کلام اسلامی میپردازد. این کتاب تلاشی است برای دفاع از اختیار انسان در عین حفظ قدرت مطلقه الهی و مفهوم قضا و قدر.
مباحث اصلی کتاب "انسان و سرنوشت" آیتالله مطهری
شهید مطهری در این کتاب، با رویکردی تحلیلی-انتقادی، به بررسی دیدگاههای مختلف در مورد جبر و اختیار میپردازد و سپس راه حل اسلامی (نظریه امر بینالامرین) را تبیین میکند.
بررسی و نقد دیدگاههای افراطی:
نقد جبرگرایی مطلق (مانند برخی دیدگاههای اشاعره): مطهری با قاطعیت با نظریه جبر مطلق مقابله میکند و نشان میدهد که این دیدگاه با عدل الهی، مسئولیت اخلاقی انسان، و بیمعنا شدن تکلیف و پاداش/کیفر در تعارض است. او معتقد است که جبرگرایی، انسانیت انسان را سلب میکند.
نقد اختیارگرایی افراطی (مانند برخی دیدگاههای معتزله): او همچنین دیدگاهی که انسان را خالق مستقل افعال خود میداند و هیچ نقش و دخالتی برای اراده الهی قائل نیست (تفویض کامل)، را نیز نقد میکند و نشان میدهد که این دیدگاه با توحید افعالی و قدرت مطلقه خداوند ناسازگار است.
تبیین مفهوم سرنوشت (قضا و قدر الهی):
مطهری تأکید میکند که مفهوم قضا و قدر الهی به معنای جبر و از پیش تعیین شدن همه چیز نیست.
او میان قضای حتمی (غیر قابل تغییر) و قدر (سنجش و اندازهگیری) تفاوت قائل میشود.
قضای الهی: همان اراده کلی و قوانین عامی است که خداوند بر جهان و انسان حاکم کرده است. این قوانین شامل قانون علیت و معلولیت نیز میشود.
قدر الهی: به معنای اندازهگیری و تعیین عوامل و شرایط مختلفی است که منجر به تحقق یک پدیده میشوند.
مهمترین نکته مطهری این است که اراده و اختیار انسان، خود جزئی از نظام علل و معلولهای الهی است. یعنی خداوند اراده کرده است که انسان مختار باشد. پس، سرنوشت ما لزوماً به معنای مجبور بودن ما نیست، بلکه خداوند مسیرها و شرایط را قرار داده و اختیار انتخاب راه را به ما داده است.
تبیین نظریه "امر بینالامرین" (نه جبر و نه تفویض):
این نظریه که به امامان معصوم (ع) منسوب است و فلاسفه اسلامی آن را بسط دادهاند، موضع میانه و حکیمانهای را ارائه میدهد.
مطهری توضیح میدهد که فعل انسان، هم به خداوند منتسب است (زیرا هستی و قدرت و اراده انسان از اوست) و هم به انسان منتسب است (زیرا انسان با اراده خود آن را انتخاب و انجام میدهد).
مثال: مشابه رانندهای که با خودرو حرکت میکند. حرکت خودرو هم به خودرو منتسب است و هم به راننده. خودرو بدون راننده حرکت نمیکند، و راننده نیز بدون خودرو نمیتواند حرکت کند. اما اراده اصلی در حرکت از راننده است. یا مثال قلم و نویسنده: حرکت قلم از نویسنده است، نه از خود قلم.
در واقع، خداوند قدرت اختیار را به انسان داده است و انسان از آن قدرت استفاده میکند.
پیامدهای عملی و اخلاقی اختیار:
مطهری تأکید میکند که اعتقاد به اختیار، موجب مسئولیتپذیری، تلاش، امید، و پویایی در انسان میشود.
این دیدگاه به انسان کرامت میبخشد و او را موجودی مؤثر در سرنوشت خود و جامعه میداند.
عدل الهی نیز با اختیار انسان تبیین میشود؛ خداوند کسی را که مجبور به گناه بوده، مجازات نمیکند.
چرا "انسان و سرنوشت" مهم است؟
جامعیت: مطهری این بحث پیچیده را از ابعاد فلسفی، کلامی، قرآنی و روایی بررسی میکند.
زبان شیوا و منطقی: با زبانی قابل فهم و استدلالی قوی، مفاهیم عمیق فلسفی را برای عموم نیز قابل درک میسازد.
پاسخ به شبهات: به بسیاری از شبهات رایج در مورد جبر و اختیار و تعارض آن با دین پاسخ میدهد.
اثر تربیتی: این کتاب نه تنها یک اثر نظری است، بلکه به انسان امید و انگیزه برای تلاش و مسئولیتپذیری میبخشد.
مطالعه این کتاب پس از یک عمر تأمل در بحث جبر و اختیار، قطعاً به شما کمک کرده است تا ابعاد جدیدی از این موضوع را درک کنید و به یک جمعبندی منطقی و اسلامی برسید.
آیا مایلید به جنبه خاصی از این کتاب (مثلاً تبیین "قضا و قدر"، یا پاسخ به یکی از شبهات رایج در مورد جبر) عمیقتر بپردازیم؟