بسیار عالی! اینکه شما کتاب "اومانیسم" دکتر علی شریعتی را مطالعه کردهاید، نشان میدهد که علاوه بر علاقهمندی به مباحث بنیادین فلسفی و کلامی، به فلسفه اجتماعی و دیدگاههای انتقادی-اصلاحطلبانه در اندیشه اسلامی معاصر نیز توجه دارید.
کتاب "اومانیسم" شریعتی، یکی از آثار مهم اوست که به طور مستقیم به یکی از کلیدیترین مفاهیم فلسفه مدرن غرب، یعنی اومانیسم (Humanism)، میپردازد و آن را از منظر جهانبینی توحیدی و اسلامی تحلیل و نقد میکند. شریعتی در این کتاب تلاش میکند تا جایگاه انسان را در دو مکتب فکری بزرگ - اومانیسم غربی (انسانمحوری) و اومانیسم توحیدی (خدا-انسانمحوری) - مقایسه کند و دیدگاه خود را از اومانیسم اصیل اسلامی ارائه دهد.
درباره کتاب "اومانیسم" دکتر علی شریعتی
این کتاب معمولاً مجموعهای از سخنرانیها یا مقالات دکتر شریعتی است که حول محور مفهوم "انسان" و "جایگاه انسان در هستی" از دیدگاههای مختلف میچرخد. هدف اصلی شریعتی، نجات "اومانیسم" از انحرافات غربی و ارائه یک "اومانیسم الهی" است که با مبانی توحید سازگار باشد.
مباحث اصلی کتاب:
تعریف اومانیسم در غرب:
شریعتی ابتدا به ریشههای اومانیسم در رنسانس اروپا و تحولات پس از آن (مانند عصر روشنگری) میپردازد. او توضیح میدهد که اومانیسم غربی، انسان را محور و مدار هستی قرار میدهد و او را از قید و بندهای متافیزیکی، دینی و حتی تاریخی رها میسازد.
او به جنبههای مثبت اومانیسم غربی (مانند تأکید بر آزادی، کرامت انسانی، عقلانیت و پیشرفت) اشاره میکند.
نقد اومانیسم غربی و انحرافات آن:
شریعتی معتقد است که اومانیسم غربی با حذف خدا از مرکزیت هستی و قرار دادن انسان به جای او، دچار انحراف و نقص شده است.
او این انحرافات را در قالب نتایجی مانند:
از خودبیگانگی انسان: با وجود آزادیهای ظاهری، انسان غربی در دنیای مصرفگرایی و از خودبیگانگی غرق شده است.
فروکاستن انسان به بُعد مادی: با نفی ابعاد روحی و معنوی، انسان به موجودی صرفاً مادی و مصرفکننده تبدیل شده است.
خودپرستی و فردگرایی افراطی: اومانیسم غربی میتواند به نرویج خودخواهی و بیتفاوتی نسبت به جامعه منجر شود.
بحران معنا: با حذف خدا و غایتمندی از هستی، زندگی انسان دچار بیمعنایی میشود.
این نقد، با آنچه در کتابهای شهید مطهری ("جهانبینی توحیدی") و شهید صدر ("فلسفه ما") درباره نقد ماتریالیسم و مکاتب مادی خواندهاید، نقاط مشترک بسیاری دارد.
تبیین اومانیسم توحیدی (اومانیسم اسلامی):
شریعتی نظریه خود را با عنوان "اومانیسم توحیدی" یا "اومانیسم الهی" مطرح میکند. در این دیدگاه:
خدا و انسان در یک رابطه ارگانیک: انسان خلیفهالله و نماینده خدا بر روی زمین است. مقام انسان به دلیل ارتباط و عبودیت او نسبت به خداوند ارتقاء مییابد، نه در تقابل با او.
هدفمندی و مسئولیت انسان: انسان در اومانیسم توحیدی موجودی مسئول است که رسالت الهی بر دوش دارد و زندگی او دارای معنا و هدف متعالی است.
ابعاد سهگانه انسان: انسان نه تنها بُعد جسمانی و مادی دارد، بلکه دارای بُعد روحی و فطری الهی نیز هست.
رهایی حقیقی: رهایی واقعی انسان در اومانیسم توحیدی، نه در رهایی از دین، بلکه در رهایی از هر آنچه او را به "غیرخدا" بندگی کند، نهفته است.
بازگشت به خویشتن:
شریعتی در این چارچوب، مفهوم "بازگشت به خویشتن" را مطرح میکند که در آن، انسان باید هویت اصیل اسلامی و انقلابی خود را بازیابد و از تقلید کورکورانه از غرب رهایی یابد. این بازگشت به معنای خودشناسی و خداشناسی توأمان است.
اهمیت مطالعه "اومانیسم" شریعتی:
مواجهه با غرب: این کتاب یکی از نخستین تلاشهای جدی برای تحلیل انتقادی مفاهیم محوری مدرنیته غربی از منظر اسلامی در ایران معاصر است.
بازتعریف انسان در اسلام: شریعتی با این کتاب تلاش میکند تا نگاهی پویا و انقلابی به جایگاه انسان در اسلام ارائه دهد که با سکون و جمود سنتی مقابله میکند.
نثر شورانگیز و ادبی: سبک نگارش شریعتی بسیار شورانگیز، ادبی و تأثیرگذار است که او را از بسیاری از فلاسفه دیگر متمایز میکند.
مطالعه "اومانیسم" شریعتی پس از آثار فلسفی عمیقتر مانند "فلسفه ما" و "روش رئالیسم"، به شما کمک میکند تا:
دیدگاههای فلسفی را در بستر اجتماعی و تاریخی نیز ببینید.
نحوه تطبیق و نقد مفاهیم غربی را با مبانی اسلامی درک کنید.
به عمق بحث "جایگاه انسان در جهانبینیهای مختلف" بپردازید.
اکنون که شما با این اثر آشنایی دارید، آیا مایلید درباره نکته خاصی از آن (مثلاً نقد شریعتی بر جنبهای از اومانیسم غربی، تبیین اومانیسم توحیدی، یا مقایسه آن با دیدگاههای فلاسفه دیگر در مورد انسان) عمیقتر بحث کنیم؟