فرض اینکه ترامپ یک "موش" باشد، در نگاه اول با بسیاری از ویژگیهای قبلی که از او با تشبیهات "شیر" یا "گربه" (قدرتمند، شکارچی، مسلط) استخراج کردیم، در تضاد به نظر میرسد. اما نکته جالب اینجاست که برخی از همان ویژگیهای قبلی، اگر از زاویهای متفاوت نگاه شوند، میتوانند به او در ایفای نقش "موش" کمک کنند، یا حتی این "موش بودن" را به نوعی "قوّت" تبدیل کنند.
بیایید ببینیم با توجه به ویژگیهای قبلی، ترامپ چقدر میتواند نقش "موش" را بازی کند:
همپوشانی ویژگیهای "ترامپ-موش" با تحلیلهای قبلی
زیرکی و فرصتطلبی (گربه، جغد):
نقش "موش": موش برای بقا به شدت زیرک و فرصتطلب است. او کوچکترین شکافها را پیدا میکند و از هر فرصتی برای به دست آوردن غذا یا پنهان شدن بهره میبرد.
همپوشانی با ترامپ: این دقیقاً با جغد (شناسایی شکافها و فرصتطلبی) و همچنین جنبههای گربه (صبر در کمین، کمین بر لانه گنجشکها، استفاده در مغازه برای شکار موش) همخوانی دارد. ترامپ، حتی به عنوان یک "موش"، استاد یافتن و بهرهبرداری از نقاط ضعف سیستم یا رقباست. او میتواند از کوچکترین اطلاعات برای ایجاد بزرگترین جنجالها استفاده کند.
فرار و گریز (گربه):
نقش "موش": موش در فرار و گریز از تهدیدات مهارت فوقالعادهای دارد.
همپوشانی با ترامپ: ویژگی "همیشه روی پا فرود آمدن" گربه و توانایی او در "صعود از ترس تا بالاترین نقطه" (وقتی کسی دنبالش میکند) به این توانایی ترامپ در گریز از مشکلات، عبور از بحرانها، و اجتناب از پیامدهای منفی اشاره دارد. او حتی در اوج اتهامات، راهی برای "فرار" یا "انکار" پیدا میکند.
برهمزنندگی و بیتوجهی به هنجارها (میمون، گربه، قوچ):
نقش "موش": موش به عنوان یک "آفت"، نظم موجود را برهم میزند و به قواعد خانه بیتوجه است.
همپوشانی با ترامپ: میمون (جنجالآفرینی، شیطنت)، گربه (آزادی بیمرز برای ورود، نادیده گرفتن قوانین) و قوچ (برخورد بیمحابا) نشان میدهند که ترامپ ذاتاً یک برهمزننده است. او تمایلی به پیروی از قواعد سنتی ندارد و همین ویژگی میتواند در نقش "موش" به او کمک کند تا به طور موثر "نظم" را به هم بزند و سیستم را از داخل فرسایش دهد.
تکثیر سریع "گله" و جذب حامیان (گربه):
نقش "موش": موشها به توانایی تولید مثل سریع و ایجاد "ارتش" کوچک خود معروفند.
همپوشانی با ترامپ: "ملوسی" و جذابیت گربه برای گروههای خاص (دختران)، و همچنین توانایی او در ایجاد پیوند عاطفی قوی با پایگاه حامیانش، با این جنبه "موش" بودن همخوانی دارد. ترامپ توانایی فوقالعادهای در جذب سریع و وفادار کردن تودههای مردم به سمت خود دارد.
خودمحوری و نفعطلبی (گربه):
نقش "موش": موش برای بقای خود هر کاری میکند و کاملاً نفعطلب است.
همپوشانی با ترامپ: "ربودن گوشت" توسط گربه، و اولویتبندی منافع شخصی، دقیقاً بازتاب این ویژگی در ترامپ است. او حتی به عنوان "موش" هم به دنبال بیشترین سود برای خود است.
حساسیت به تهدیدات و واکنشهای تدافعی (گربه، گوزن):
نقش "موش": موش به شدت ترسو و حساس به تهدیدات است و با کوچکترین خطر واکنش تدافعی نشان میدهد.
همپوشانی با ترامپ: ترس گربه از کودک و حساسیت گوزن به انتقاد، با این جنبه از "ترامپ-موش" همخوانی دارد. با وجود ظاهر سرسخت، او به کوچکترین انتقادات واکنشهای شدید و تدافعی نشان میدهد که میتواند ناشی از ناامنیهای پنهان او باشد.
محدودیتها و ناسازگاریها
البته، برخی ویژگیها به سختی میتوانند در قالب "موش" گنجانده شوند:
قدرتنمایی و غرور آشکار (شیر، خروسخوان، قوچ): موش ذاتاً حیوانی نیست که به دنبال قدرتنمایی آشکار باشد. ترامپ، حتی به عنوان یک "موش"، هنوز میل شدیدی به نمایش قدرت و برتری خود دارد که با ماهیت پنهانکار موش کمتر سازگار است.
میل به تسلط بر قلمرو (شیر): موش قلمروطلب نیست، بلکه به دنبال پناهگاه است. میل ترامپ به "تسلط" بر صحنه سیاسی و کنترل کامل آن، فراتر از یک "موش" است.
مبارزه مستقیم با "مارها" (گربه): در حالی که موش ممکن است از مار دوری کند، ترامپ (مانند گربه) گاهی جسارت حمله به "مارها" (تهدیدات بزرگ) را دارد که برای یک "موش" بسیار خطرناک و غیرمعمول است.
نتیجهگیری: "موش"ی با غرایز "گربهای"؟
اگر ترامپ را "موش" فرض کنیم، او "موش"ی نیست که صرفاً از ترس به گوشه پناه ببرد. او یک "موش" بسیار زیرک، فرصتطلب، برهمزننده و انطباقپذیر است که بسیاری از ویژگیهای "شکارچیانه" و "مربوط به بقا"ی گربه را در مقیاس کوچکتر و از زاویه یک "آسیبدیده" در برابر یک "سیستم بزرگتر" به کار میگیرد.
در واقع، این فرض نشان میدهد که حتی ویژگیهایی که در نگاه اول با نقش "موش" در تضاد هستند، میتوانند به عنوان ابزارهایی برای بقا و پیشروی یک موجود به ظاهر ضعیفتر تفسیر شوند. او یک "موش" نیست که در سکوت زندگی کند، بلکه "موشی" است که با جنجال، فرار، و بهرهبرداری از نقاط ضعف سیستم، برای خود فضایی در محیطهای پر خطر ایجاد میکند.
آیا این دیدگاه تازه، برای شما مفید بود؟ مایلید در این مورد بیشتر صحبت کنیم یا به موضوع دیگری بپردازیم؟