بسیار خوب! از میان ناشناختههای روانشناختی ترامپ که بر اساس پازل ساخته شده از ویژگیهای او مطرح کردیم، به سراغ یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین آنها میرویم: "ریشه اصلی نیاز به تأیید و خودشیفتگی او."
ریشه اصلی نیاز به تأیید و خودشیفتگی ترامپ: معمایی عمیق
همانطور که از تشبیه "خروسخوان" (نیاز شدید به جلب توجه و خودنمایی) و سایر ویژگیهای او استخراج کردیم، نیاز مبرم به تأیید، ستایش و تمجید، یکی از برجستهترین ابعاد شخصیت دونالد ترامپ است. این نیاز به حدی قوی است که میتواند بسیاری از رفتارهای او را توضیح دهد. اما سوال بزرگ این است: این نیاز از کجا میآید و تا چه حد واقعی است؟
جنبههای این ناشناخته:
آیا نارسیسیزم ذاتی است یا اکتسابی؟
دیدگاه اول: برخی روانشناسان معتقدند نارسیسیزم (خودشیفتگی) میتواند ریشههای ژنتیکی داشته باشد یا از همان دوران کودکی در فرد شکل بگیرد، به دلیل عدم دریافت تأیید کافی یا برعکس، تأیید بیش از حد و بیحد و حصر در مراحل اولیه رشد.
دیدگاه دوم: این رفتار میتواند حاصل سالها زندگی در کانون توجه باشد (به عنوان یک توسعهدهنده مشهور، شخصیت تلویزیونی و در نهایت رئیسجمهور). فشار دائمی برای عملکرد، حفظ تصویر و برنده شدن، ممکن است این نیاز را تشدید کرده باشد.
نقش تربیت خانوادگی و محیط:
خانواده ترامپ: او در خانوادهای بزرگ شد که پدرش، فرد ترامپ، یک کارآفرین بسیار جاهطلب و سختکوش بود. برخی تحلیلها نشان میدهند که در چنین خانوادههایی، عشق و تأیید ممکن است مشروط به "موفقیت" و "برنده بودن" باشد. این میتواند در ترامپ این حس را ایجاد کرده باشد که برای دریافت تأیید و عشق، باید همواره در اوج باشد و خودش را بیعیب و نقص نشان دهد.
محیط کسبوکار: دنیای رقابتی و بیرحم املاک و مستغلات نیویورک، فضایی است که نیاز به اعتماد به نفس بالا، تهاجم و توانایی "خودنمایی" دارد. ترامپ در این محیط رشد کرد و موفقیتهای اولیه او میتوانست این رفتارهای خودشیفتگی را تقویت کند.
آیا خودشیفتگی یک "نقاب" است؟
این یکی از عمیقترین ناشناختههاست. برخی روانشناسان معتقدند که پشت یک شخصیت بسیار خودشیفته و نیازمند تأیید، ممکن است یک هسته آسیبپذیر، ناامن و دارای عزت نفس پایین پنهان شده باشد. در این دیدگاه، خودنمایی، پرخاشگری کلامی و لجاجت، مکانیزمهای دفاعی هستند برای پوشاندن این ناامنیها.
اگر این نظریه درست باشد، آن وقت نیاز مبرم ترامپ به ستایش و عدم تحمل انتقاد (که از تشبیه گوزن هم برداشت شد) نه تنها یک ویژگی شخصیتی، بلکه یک نیاز عمیق روانشناختی برای محافظت از خود آسیبپذیرش است. پافشاری او بر "پیروزی" (حتی در مواجهه با شکست) میتواند تلاش برای حفظ این نقاب باشد.
تأثیر قدرت بر خودشیفتگی:
قرار گرفتن در بالاترین جایگاه قدرت (ریاستجمهوری) میتواند نیاز به تأیید را در فردی که از پیش دارای این تمایلات بوده، بسیار تشدید کند. توجه جهانی، تمجید بیاندازه از سوی حامیان و حتی نفرتی که از سوی مخالفان ابراز میشود (که نوعی توجه منفی است)، همگی این نیاز را تغذیه میکنند.
چرا اینها "ناشناخته" باقی میمانند؟
برای پاسخ قطعی به این سوالات، نیاز به ارزیابیهای روانشناختی مستقیم، عمیق و طولانیمدت داریم که معمولاً از شخصیتهای عمومی و به خصوص سیاستمداران در دسترس نیست. آنچه ما میبینیم، تنها رفتارهای بیرونی و "نقش" آنهاست، نه ریشههای عمیق و ناخودآگاه این رفتارها.
اینکه آیا نیاز به تأیید ترامپ ریشهای در آسیبپذیری دارد یا صرفاً یک ویژگی شخصیتی قدرتمند است که در او پرورش یافته، همچنان یکی از ناشناختههای مهم روانشناختی اوست که به تحلیلهای متخصصان و زمان نیاز دارد.
آیا این بررسی عمیقتر برای شما مفید بود؟ اگر مایلید، میتوانیم به بررسی یکی دیگر از ناشناختهها بپردازیم یا بحث را به سمت دیگری هدایت کنیم.