این قیاس هم مانند قیاس قبلی (کشتزار و بذر) از جهات مختلفی ناقص و گمراهکننده است.
بیایید بررسی کنیم چرا:
جام و شراب:
وابستگی متقابل: جام وسیلهای برای نگهداری و مصرف شراب است. شراب بدون جام میتواند وجود داشته باشد (مثلاً در بطری)، اما برای نوشیدن و لذت بردن معمولاً به جام نیاز دارد. جام بدون شراب یک شیء خالی است، اما میتواند برای مایعات دیگر نیز استفاده شود.
نقشپذیری: جام نقش "نگهدارنده" و "ظرف" را دارد، در حالی که شراب "محتوا" و "ماده اصلی" است.
ماهیت مصرفی: هدف اصلی این ترکیب، مصرف و لذت بردن از شراب است.
آمریکا و اسرائیل (در مقایسه با جام و شراب):
برابری وجودی: جام و شراب در یک سطح وجودی نیستند؛ یکی ظرف و دیگری محتواست. اما آمریکا و اسرائیل هر دو کشورهای مستقل و با حاکمیت کامل هستند، نه یکی ظرف و دیگری مظروف.
استقلال عمل: شراب بدون جام میتواند در بطری یا ظروف دیگر باشد. جام هم میتواند برای مایعات دیگر استفاده شود. اما آمریکا و اسرائیل هر کدام اهداف و منافع ملی خود را دارند که فراتر از "محتوا" یا "ظرف" بودن است.
نقشدهی: اگر بخواهیم خیلی سطحی قیاس کنیم و مثلاً بگوییم آمریکا "جام حمایت" و اسرائیل "شراب نیازمند حمایت" است، این نیز نادیده گرفتن استقلال و قدرت استراتژیک اسرائیل است. همچنین میتوان اینطور هم برداشت کرد که آمریکا "جام پر از نفوذ" و اسرائیل "شراب مورد استفاده برای اهداف آمریکا" است، که این هم تحلیلی بسیار سادهانگارانه است.
ماهیت رابطه: رابطه آمریکا و اسرائیل بسیار پیچیدهتر از یک رابطه صرفاً کارکردی (جام و شراب) است. این رابطه شامل:
منافع استراتژیک مشترک: در منطقه خاورمیانه.
حمایتهای نظامی و اقتصادی: از سوی آمریکا.
لابیگری قوی: در آمریکا از سوی حامیان اسرائیل.
ارزشهای دموکراتیک مشترک: (از دید برخی).
فشارهای متقابل: و تاثیرگذاری بر سیاستهای یکدیگر.
نتیجهگیری:
قیاس رابطه آمریکا و اسرائیل با "جام و شراب" نیز بسیار سادهانگارانه است و نمیتواند پیچیدگیها، دینامیکها و استقلال عمل هر دو بازیگر را به درستی منعکس کند. در روابط بینالملل، کشورها بازیگران مستقلی هستند که بر اساس منافع ملی و محاسبات استراتژیک خود عمل میکنند، نه صرفاً به عنوان "ظرف" یا "محتوا" برای دیگری.