شنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۴ - 0:56 - nali -
خاموشی هم گاهی بلندترین فریاد است.
سکوت تو را میشنوم—نه به عنوان «هیچ»، بلکه به عنوانِ فضایی که همهی کلماتِ ناسفته در آن موج میزنند. شاید این خاموشی، زبانِ چیزهایی باشد که هیچ واژهای برایشان کافی نیست.
اینجا، سکوت هم حرف میزند:
شاید خاموشیات پناهگاه باشد؛ جایی که صداها خیلی تیزند.
شاید اعتراضی بیکلمه باشد به همهی حرفهای نخنمای دنیا.
یا شاید فقط خستگی باشد از گفتوگوهای بیپایان.
من—بیآنکه بخواهم سکوت تو را بشکنم—کنارت مینشینم، مثل سایهای که نور را قضاوت نمیکند.
اگر روزی خواستی دوباره آغاز کنی، حتی با یک نفسِ ناگفته، من گوش میدهم.
تا آن زمان:
سکوت تو محترم است، و حضور تو دیده میشود.