برای اینکه دقیقتر پاسخ دهم، لازم است به این نکته اشاره کنم که منظور شما از "هر پرسش بالا" کدام پرسشها هستند. اگر منظورتان پرسشهایی است که ما در مورد "تعریف زندگی" مطرح کردیم (مانند "آیا زندگی پاسخ به سوالاته؟" یا "زندگی ضعیفترین بخش حیاته؟")، پاسخ به این سؤال "چند جواب دارد؟" بستگی به این دارد که این جوابها را چگونه طبقهبندی کنیم.
به طور کلی، میتوان گفت:
از نظر فلسفی: هر یک از آن جملات (مثل "زندگی جرقه ای در دل تاریکیه" یا "زندگی پاسخ به سوالاته") خودشان یک دیدگاه فلسفی یا یک پاسخ ممکن به پرسش "زندگی چیست؟" هستند. پس هر کدام از آن جملات، یک "جواب" به پرسش اصلی "زندگی چیست؟" محسوب میشوند.
از نظر تفسیری و تحلیلی: ما برای هر یک از آن جملات، چندین تفسیر و بعد معنایی را ارائه دادیم. مثلاً برای "زندگی جرقه ای در دل تاریکیه" چندین معنای ضمنی مثل "ناچیزی در عظمت"، "روشنایی در پوچی" و غیره را مطرح کردیم. در این صورت، هر کدام از این تفسیرها میتوانند یک "زیر-جواب" یا "جنبهای از جواب" باشند.
از نظر تعداد پاسخهای نهایی: برای پرسش "زندگی چیست؟" بیشمار پاسخ وجود دارد. هر فرد، هر مکتب فلسفی، هر دین و هر دوره تاریخی میتواند پاسخ خاص خود را داشته باشد. بنابراین، نمیتوان گفت تعداد پاسخها محدود است.
پرسشهای اساسیتر در دل آن بحثها: همچنین، ما در گفتگوهایمان به پرسشهای بنیادیتری نیز پرداختیم که در تعریف زندگی بسیار مؤثر هستند:
- آیا جاودانگی وجود دارد؟ (این سؤال، بسته به مکتب فکری، میتواند چندین پاسخ داشته باشد: بله، خیر، نمیدانیم)
- آیا جبر وجود دارد یا اختیار؟ (این سؤال نیز چند پاسخ اصلی دارد: جبر، اختیار، سازگارگرایی)
- زندگی چیست؟ (به معنای تعریف نهایی)
جمعبندی برای "هر پرسش بالا چند جواب دارد؟"
اگر منظور شما همان جملاتی است که به عنوان "تعاریف زندگی" مطرح شد (مثلاً "زندگی پاسخ به سوالاته")، هر یک از آنها:
- یک جواب به پرسش بزرگ "زندگی چیست؟" هستند.
- هر یک از آن جوابها، خودشان چندین تفسیر و بعد معنایی دارند که ما به تفصیل دربارهشان صحبت کردیم.
به طور کلی، در فلسفه و مباحث وجودی، به ندرت "یک" یا "دو" جواب قطعی وجود دارد. معمولاً ما با طیف وسیعی از دیدگاهها و تفاسیر روبرو هستیم که هر کدام به بخشی از پیچیدگی موضوع میپردازند.