روئل مارک گرچت
یکشنبه، 22 دسامبر 2024، ساعت 11:48 ب.ظ. PST
8 دقیقه مطالعه
66
در 6 اکتبر 2023، رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، میتوانست سفری به دور افق خاورمیانه داشته باشد و افتخار کند. نقشه نبرد ضد اسراییلی/ضد آمریکایی او کارساز بود. مجموعهای از شبهنظامیان شیعه و سنی اسلامگرا فلسطینی - حوثیها در یمن، حماس در غزه، حزبالله در لبنان، و گروههای شبهنظامی در عراق - عملاً با هزینه نسبتاً کمی به ایران دسترسی امپراتوری را داده بودند.
رژیم از طریق این «محور مقاومت» میتواند آمریکاییها را در عراق و سوریه آزار دهد. واشنگتن که همیشه از تشدید تنش بیم داشت، هرگز مستقیماً به ایران نبرد - به استثنای تصمیم رئیس جمهور دونالد ترامپ در سال 2020 برای کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مغز متفکر عملیاتی استراتژی ایران در بغداد . . این محور به گونه ای طراحی شده بود که آمریکا را در خاورمیانه خسته نگه دارد تا از مداخله عمیق تر چشم پوشی کند. به طور مشابه، ائتلاف قصد داشت محاسبات اسرائیل را پیچیده کند، تا اورشلیم را از «چریدن چمن» - کوبیدن معمول نزدیکترین دشمنان اسرائیل - به دلیل ترس از اینکه تشدید تنش نظامی علیه یک طرف ممکن است منجر به درگیری گستردهتر شود، حفظ کند. با گذشت زمان، محور فقط قوی تر می شود. صهیونیست ها و آمریکایی ها ضعیف تر. برای سال ها، این رویکرد کارساز بود.
مؤلفه کلیدی در محاسبات ایران، تصمیم تهران در 10 سال گذشته برای افزایش ذخایر موشکی حزب الله بود. به رژیم آخوندی - از نظر ایرانیان، رهبری حزب الله و بسیاری از اسرائیلی ها و آمریکایی ها - اورشلیم و واشنگتن را کنترل کرد. مشخص نیست خامنه ای چقدر از حمله پیشگیرانه اسرائیل به سایت های هسته ای ایران قبل از 7 اکتبر می ترسید. حتی در دوره ریاست جمهوری جو بایدن، پتانسیل قدرت آمریکا احتمالا همچنان خامنه ای را نسبت به احتمال پیشدستی آمریکا نگران کرده است. حدس خوبی است که تصمیم او در چهار سال گذشته برای افزایش قابل توجه غنیسازی اورانیوم و انجام آزمایشهای کلیدی دیگر برای ساخت یک دستگاه اتمی، اما عجله نکردن برای آزمایش هستهای، نشاندهنده نگرانی او در مورد تحریک بیش از حد سریع است. ذخایر موشکی حزبالله - همراه با کل محور مقاومت و آشوبی که میتوانست ایجاد کند - به ایران در آزمایش ارادهاش با واشنگتن و بیتالمقدس اهرمی داد.
فراتر از شام، موفقیت محور ایران به ویژه در خلیج فارس بسیار زیاد بود. زیرساختهای عظیم نفتی پادشاهی سعودی و طرحهای توسعه عظیم - پروژههای NEOM - ولیعهد سعودی، محمد بن سلمان، به روی موشکها و پهپادهایی که ایران مبالغ هنگفتی را برای آنها هزینه کرده بود، باز بود. حوثی ها که به طور فزاینده ای توسط جمهوری اسلامی مسلح شده بودند، اغلب از حمله به عربستان سعودی لذت زیادی برده بودند. حمله تحت رهبری ایران به کشتیرانی خلیج فارس و تأسیسات نفتی عربستان سعودی در خریس و بقیق در سال 2019، که ترامپ از پاسخ نظامی به آن امتناع کرد، اعتماد MBS به تضمین های امنیتی ایالات متحده را تضعیف کرد. تلنگرهای بایدن در مورد عربستان سعودی - کشور منحوس تبدیل به یک متحد می شود - MBS را بیشتر تشویق کرد تا رویکردی بدبینانه تر در قبال ایالات متحده اتخاذ کند. با قویتر شدن محور ایران، پادشاهی حتی قبل از 7 اکتبر و نابودی غزه، شرطهای خود را حفظ کرد و نسبت به پیمان ابراهیم محتاط شد. ریاض با کمال میل در مارس 2023 شفاعت چین را برای بازگرداندن روابط دیپلماتیک با تهران پذیرفت.
و ظهور این محور مستقیماً منجر به تبدیل شدن روس ها و چینی ها به حامیان قدرت بزرگ ایران شد. حتی قبل از اکتبر 2023، جمهوری اسلامی به قدرت اجتناب ناپذیری تبدیل شده بود که به نظر می رسید آمریکایی ها و اسرائیلی ها قادر به کنترل آن نیستند. عربستان سعودی بسیار بیشتر از ایران پول دارد که هم روس ها و هم چینی ها را به خود جذب کرد. با این حال، ایران عضله واقعی و ظرفیت اثبات شده ای برای تحت فشار قرار دادن آمریکا در خاورمیانه داشت و توجه این کشور را از اروپا و آسیای شرقی منحرف می کرد. برای قدرت های رویزیونیست، ضد آمریکایی بودن عامل الزام آور است. جمهوری اسلامی که از زمان مرگ آیتالله روحالله خمینی در سال 1989 مکرراً به دنبال دوستان قدرتهای بزرگ بود، ارزش خود را در میدان عمل ثابت کرد، از زمانی که سلیمانی در سال 2015 به مسکو رفت و مداخله مستقیم و فوری روسیه برای نجات متحد متقابل خود را مطرح کرد. ، بشار اسد سوریه. با تشدید خصومت روسیه و چین با ایالات متحده، داشتن یک متحد قابل اعتماد ضد آمریکایی که می تواند کشورهای نفت خیز خلیج فارس را نیز مرعوب کند و در نتیجه دخالت روسیه و چین با تهران را ارزشمندتر کند، محاسبات استراتژیک مسکو و پکن را تغییر داد. و برای چین، بهره مندی از نفت ایران با تخفیف عمیق و تلنگر زدن در تحریم های فراسرزمینی ایالات متحده، مزیت بیشتری داشت.
همه اینها زمانی که اسرائیلیها ثابت کردند، حتی در برابر مقاومت آمریکا، ثابت کردند که هنوز ظرفیت و خشم برای نابودی حماس و خنثی کردن حزبالله را با سرعتی خیرهکننده حفظ کردهاند و موشکهای افتخارآمیز این گروه را با استفاده استراتژیک تقریباً صفر علیه دولت یهود باقی گذاشتند. ما هنوز از میزان برنامه ریزی مشترک ایران و حماس برای 7 اکتبر اطلاعی نداریم، اگرچه اسناد ضبط شده حماس نشان می دهد که هماهنگی در حال افزایش است. آیا خامنه ای با ارزیابی خوش بینانه یحیی سنوار، رهبر حماس از احتمالات فاجعه بار 7 اکتبر برای اسرائیل موافق بود؟ خامنهای بارها گفته بود که میخواهم اسرائیل را آرام آرام بیرون کنم. آیا او نظرش را تغییر داده بود؟ ایت ...خامنه ای یک یهودی ستیز متعبد است که یهودیان را تهدیدی قدرتمند جهانی و دشمنی می داند که می تواند توسط مسلمانان مؤمن دفن شود. یهودستیزی او ممکن است محاسباتش را تغییر داده باشد و او را به سمت جسارت بیشتر وسوسه کند. در هر صورت، او تصمیم اسرائیل را پس از وحشت 7 اکتبر به شدت نادرست ارزیابی کرد.
اقدامات مخفیانه جسورانه اسرائیل در ایران، شکست عمیقا شرم آور رگبارهای موشکی ایران علیه اسرائیل در آوریل و اکتبر 2024، و سپس حمله متقابل بیت المقدس در داخل ایران در 26 اکتبر، رژیم را به طور فزاینده ای آسیب پذیر کرد. برای اولین بار، پس از آخرین اقدام تلافی جویانه اسرائیل، افراد VIP ایرانی علناً به این حدس و گمان پرداختند که صهیونیست ها ممکن است هر زمان که بخواهند، این توانایی را داشته باشند که مقامات ارشد جمهوری اسلامی را کنار بزنند. بحث هسته ای در تهران زمانی منفجر شد که همه متوجه شدند که فقط یک سلاح اتمی می تواند بازدارندگی ایران را در برابر اسرائیل و ایالات متحده بازگرداند، و با این حال، با وجود ده ها میلیارد دلار هزینه شده برای ساخت سلاح هسته ای، رژیم هنوز این توانایی را نداشت. بمب انگشتان دست به سمت خامنه ای به خاطر رویکرد شطرنج آهسته اش برای دستیابی به زرادخانه اتمی اشاره کردند.
با فروپاشی سوریه، همه چیز کاملاً از بین رفت. برای دادن اعتبار به خامنه ای، او ممکن است متوجه شده باشد که رژیم اسد به حمایت فعال تری نیاز دارد. علویان، یک فرقه بدعت گذار شیعه، اکثریت رهبری سیاسی و نظامی را تشکیل می دادند، اما تنها حدود 10 درصد از جمعیت سوریه را تشکیل می دادند. آنها نخبگان سنی را سالها پیش از دست داده بودند و دیگر نمیتوانستند در جامعه سوریه تفرقه بینداز و حکومت کن را به طور مؤثر بازی کنند - آنها فقط اعداد را نداشتند. در طول وحشیانهترین دوره جنگ داخلی سوریه (2012-2016)، ایرانیها گاهی به شدت درباره نارسایی علویها بحث میکردند. خامنهای میخواست پایگاههای بزرگی در سوریه ایجاد کند که مجهز به موشک و سپاه پاسداران بود، اما اسرائیل با حملات مداوم هوایی این نقشهها را خنثی کرد.
و آنچه اسرائیل به راه انداخت، ترکها از آن بهره بردند. خاورمیانه مسلمان اغلب با کنایه های گزنده اش تعریف می شود. اینکه یک اسلامگرای سنی که به لفاظیهای ضد صهیونیستی و یهودستیزانهاش و حمایت سرسختانهاش از حماس شهرت دارد، که در ابتدا از سوی بسیاری در جمهوری اسلامی به عنوان متحدی علیه اسرائیل و غرب تلقی میشد، نقشی محوری در از بین بردن حماس خواهد داشت. موقعیت ایران در خاورمیانه، از بهترین هاست. رجب طیب اردوغان ترکیه ثابت کرد که دشمن صبور اسد و ایران است. او قبل از ولادیمیر پوتین نمی لرزید. او از مزایایی که در سوریه عمیقاً از هم گسیخته برخوردار بود، می دانست، جایی که نیروهای اسد، حتی با حمایت ایران و روسیه، هرگز قادر به بیرون راندن ارتش یا متحدان محلی سوری او نبودند. او ضعف روسیه و ایران را به درستی ارزیابی کرد. قاطعانه تر، او کاری را انجام داد که هیچ کس دیگری در جهان سنی قادر به انجام آن نبود: او با موفقیت از جنگ شورشی علیه شیعیان استفاده کرد.
این حدس بسیار خوبی است که نه رهبر معظم انقلاب و نه فرماندهان ارشد او در سپاه پاسداران تصور نمی کردند که اسرائیل افسارگسیخته در ائتلاف عملی با اردوغان، «هلال شیعی» را در سراسر خاورمیانه سقوط دهد.
خامنه ای همیشه بین احتیاط و جسارتش کشمکش داخلی داشته است. این دومی که همیشه مورد تشویق جنرال سلیمانی محبوبش قرار میگرفت، قطعاً در چندین سال گذشته، حتی پس از مرگ سلیمانی، جایگاه بالایی داشت. و پس از درگذشت ژنرال، افراد کمتری مانند اسماعیل قاآنی تلاش کردند تا خلاء را پر کنند. رهبر 85 ساله اکنون در حال ضعف است و قادر به ایراد سخنرانی هایی نیست که بلافاصله برکنار نمی شوند. او برای یک انقلابی اسلامی نابخشودنی بود، او درباره یهودیان قضاوت نادرست کرد و در مورد جاه طلبی های هسته ای رژیم بسیار باهوش بود. در نگاهی به گذشته، او باید نگرانیهای خود در مورد قدرت نهفته آمریکا را کنار میگذاشت و در دوران ریاستجمهوری بایدن آن را کنار میگذاشت، زیرا احتمالاً چیزی وجود نداشت که بتواند به عقب رانده شود. اگر جمهوری اسلامی بمب 6 اکتبر را در اختیار داشت، احتمالاً اقدامات اسرائیل به طور قابل توجهی متفاوت بود، شاید به اندازه کافی برای نجات حزب الله، که به نوبه خود ممکن بود سوریه را نجات دهد، متفاوت بود.
خبرگزاری فرانسه
شکست در خارج از کشور همیشه موج شوک را به خانه می فرستد. خامنهای که تا کنون هرگز نتوانسته است همه کسانی را که علیه او همسو شدهاند شکست دهد، اکنون احتمالاً وسواس زیادی دارد که چگونه اشتباهات خارجیاش ممکن است دشمنانش را چه خارجی و چه داخلی جسور کند.
https://www.yahoo.com/news/khamenei-brilliant-failure-074800526.html