نظر
نظر - شکستن محور مقاومت ایران، هر بار نیابتی
Ariel I. Ahram، مشارکت کننده نظر
یکشنبه، 6 اکتبر 2024، ساعت 11:30 بعد از ظهر به وقت گرینویچ + 3:30· 4 دقیقه مطالعه
این هفته اسرائیل به لبنان، یمن، کرانه باختری و غزه حمله کرد، اما هدف واقعی تهران بود. اسرائیل ایران را به تحریک حمله حماس در 7 اکتبر سال گذشته و حمایت از حملات حزب الله، حوثی ها و عراق به خاک اسرائیل متهم می کند. در واقع، بسیاری در ایالات متحده و اطراف منطقه بی ثباتی خاورمیانه را به ایران و به اصطلاح محور مقاومت، شبکه گروه های شبه نظامی متحد ایران و دولت های مطرود نسبت می دهند.
هدف اسرائیل هم این است که دشمنانش را از کار بیاندازد و هم به همه هشدار دهد که « هیچ جایی در خاورمیانه وجود ندارد که اسرائیل نتواند به آن دست یابد ». اما بعید است که نیروی به تنهایی بتواند محور را بشکند یا ایران را خنثی کند. در عوض، اقدامات نظامی باید در کنار ابتکارات دیپلماتیکی باشد که این گروه ها را از مدار ایران دور کند.
محور کلیدی برای نفوذ گسترده ایران در خاورمیانه در ربع قرن گذشته بود. تهران که از رویارویی مستقیم با اسرائیل یا آمریکا محتاط بود، راههایی برای سرخوردگی و ایجاد اختلال در دشمنان خود یافت. پروکسی ها ارزان آمدند. با کمک هزینه های ناچیز و کمی تلقین ایدئولوژیک، این پیروان می توانند در سلاح های بداهه و تاکتیک های چریکی آموزش ببینند. بسیاری در جاهایی جنگیدند و جان باختند ، مانند دفاع از رژیم اسد در سوریه. در همین حال، ایران به اندازه کافی انکار قابل قبول برای فرار از اتهامات و اجتناب از تشدید تنش را حفظ کرد.
حملات اسراییل حداقل برای لحظه ای این اعتماد را از بین می برد. ایران موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرده است، اما به عدم تمایل خود به استفاده از نیروهای خود برای دفاع از متحدان کوچکتر خود اشاره میکند . در این میان حزب الله سرگردان است و حماس مخفی شده است. اما همه این گروه ها پس از بمباران شدید و شکست های نظامی در گذشته موفق به بازسازی و بهبودی شده اند. حداکثر فشار، از جمله ضربات سر بریدن ، به ندرت پایدار یا مؤثر بوده است.
رویکرد نظامی باید با تلاش برای مقابله با اینرسی سیاسی باشد که باعث چرخش محور می شود. توماس شلینگ، نظریه پرداز پیشگام بازی و متفکر استراتژیک، خاطرنشان کرد که نوع جنگ نیابتی ای که ایران به راه انداخته است، مملو از مشکلات اصلی و عامل است . ایران مشتاق انتقال ریسک به نمایندگان خود است. اما آیا نمایندگان حاضر به انجام مناقصه اصلی هستند؟
حماس، حزبالله و حوثیها بدون شک با چشمانداز ژئواستراتژیک بزرگتر ایران همدردی میکنند، اما منافع کلیدی آنها جزئیتر و سیاستشان محلی است. این گروهها داستانهای منشأ مشابهی دارند، که در دورههای جنگ داخلی و درگیریهای داخلی ظهور کردهاند، و از حوزههایی مانند شیعیان لبنان ، زیدیان یمن و مردم فلسطین که از سرکوب و محرومیت رنج بردهاند، حمایت میکنند. خواسته های آنها برای نمایندگی و تعیین سرنوشت، هم در عرصه داخلی و هم در جامعه بزرگ بین المللی نادیده گرفته شد. این گروه ها هرگز فقط هسته های تروریستی نبودند. در عوض، آنها نیروهای مبارز، احزاب سیاسی و سازمان های خدمات اجتماعی را در یک واحد ادغام کردند.
ایران به راحتی در نقش حامی خارجی قرار گرفت، به ویژه از آنجایی که مخالفان اصلی داخلی این گروه ها به عنوان دستفروشان آمریکایی تلقی می شدند. حماس، حزبالله و حوثیها هر کدام با حمایت ایران قویتر شدند، اما اوباش و از نظر سیاسی سازش ناپذیر بودند. با این حال، این گروهها از خودمختاری خود محافظت میکردند و تلاش میکردند از منابع ایران برای پیگیریهای خود استفاده کنند.
اصطکاکهایی بین خدمت به ایران بهعنوان حامی و پاسخگویی به خواستههای حوزههای داخلی برای حفاظت، نمایندگی و حمایت اجتماعی وجود داشت. حمایت ایران برای این گروه ها هم از نظر نظامی و هم از نظر شهرت به قیمت تمام شده است. برخی خط مستقل تری را امتحان کرده اند. به عنوان مثال، حماس در سال 2011 تلاش ایران برای عضویت در عملیات سوریه را رد کرد .
توقف جنگهای نیابتی سخت است زیرا حامیان مالی هزینههای نبرد را به دیگران منتقل میکنند و رسیدن به بنبست مضر را به تعویق میاندازند که میتواند طرفین را به مذاکره بکشاند.
یک رویکرد جایگزین، تمرکز بر جداسازی پراکسیها است. اگر مردمی که در حال حاضر از حماس، حوثیها و حزبالله حمایت میکنند ببینند که خواستههای سیاسی آنها برای نمایندگی عادلانه و تعیین سرنوشت از طریق یک فرآیند سیاسی قابل دستیابی است، تحریکهای ایران کمتر قانعکننده خواهد بود.
کشتار جنگ غزه توجه و انرژی را از روند صلح در سایر کشورها منحرف کرده است. طرحهای با میانجیگری سازمان ملل برای یمن و لبنان ، که طرحهایی را برای فضای سیاسی فراگیر که منافع این گروههای طردکننده را مورد توجه قرار میدهد، رو به زوال است. به همین ترتیب، نیاز فوری به آتشبسهای بشردوستانه در غزه بر موضوع یک توافق بزرگ زمین در برابر صلح بین اسرائیلیها و فلسطینیها پیشی گرفته است.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که در حالی که جنگ ادامه دارد و شتاب نظامی ایران را ناخوشایند می کند، آمریکا و شرکای منطقه ای کلیدی آن مانند عربستان سعودی، ترکیه و امارات، این بحث ها را احیا کنند و انگیزه های واقعی برای کنار گذاشتن شرکای کوچک محور ارائه دهند. یوغ های پروکسی آنها
https://www.yahoo.com/news/opinion-breaking-iran-axis-resistance-200000315.html