از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
(برگرفته از Retro-futurism )
برای آلبوم Triple H، Retro Futurism را ببینید .
"Retrofuture" به اینجا هدایت می شود. برای آلبوم ارتش ببر، Retrofuture (آلبوم) را ببینید .
تصویری از یک لوکوموتیو پرنده، به صورت بصری بر اساس نبراسکا زفیر ، به سبک دیزل پانک که یادآور اوایل دهه 1940 است.
پیشنهادی سریع اقیانوس سریع ("Ozeanriese im Jahre 2.000") در سال 2000، 1931 (هامبورگ - نیویورک در 40 ساعت).
هتل در مسیر ("Reisehotel") در سال 2000، اثر 1898
کشتی بادبانی هوابرد ("مناوب سفید ابرها")، 1902
پسآیندهگرایی (صفت retrofuturistic یا retrofuture ) جنبشی در هنرهای خلاقانه است که تأثیر تصویرهایی از آینده را که در دورههای قبلی تولید شده است را نشان میدهد. اگر گاهی اوقات آینده پژوهی را "علمی" می نامند که برای پیش بینی آنچه خواهد آمد، متمایل به آینده پژوهی به یاد آوردن آن انتظار است. [1] با ترکیبی از « سبکهای یکپارچهسازی با سیستمعامل» قدیمی با فناوری آیندهنگر، پسآیندهگرایی مضامین تنش بین گذشته و آینده، و بین تأثیرات بیگانهکننده و توانمند فناوری را بررسی میکند . پسآیندهگرایی که عمدتاً در خلاقیتهای هنری و فناوریهای اصلاحشده که مصنوعات تصوری واقعیت موازی آن را درک میکند، منعکس میشود، میتواند به عنوان «چشماندازی متحرک در جهان» دیده شود. [2]
ریشه شناسی [ ویرایش ]
کلمه retrofuturism با افزودن پیشوند "retro" از زبان لاتین به وجود آمده است که معنای "عقب" را به کلمه "آینده" می دهد ، کلمه ای که از لاتین نیز سرچشمه می گیرد.
بر اساس فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد ، استفاده اولیه از این اصطلاح در یک آگهی تبلیغاتی Bloomingdales در شماره 1983 نیویورک تایمز ظاهر شد . این آگهی از جواهراتی صحبت می کند که "استیل نقره ای و خاکستری براق برای ظاهری آینده نگر به هم مرتبط شده اند". در مثالی که بیشتر به پسآیندهگرایی بهعنوان کاوش در بینشهای گذشته از آینده مربوط میشود، این اصطلاح به شکل «آیندهنگار عقبنشینی» در نقد فیلم برزیل در نیویورکر در سال 1984 ظاهر میشود . [3] منتقد پائولین کائل می نویسد: «[تری گیلیام] یک فانتزی آینده نگر را ارائه می دهد. [4]
تاریخچه [ ویرایش ]
این بخش نیاز به گسترش دارد . می توانید با افزودن به آن کمک کنید . ( نوامبر 2023 ) |
تاریخ نگاری [ ویرایش ]
آینده پژوهی مبتنی بر ایده های آینده پژوهی است ، اما اصطلاح اخیر در چندین زمینه مختلف به طور متفاوت عمل می کند. در محافل هنری ، ادبی و طراحی آوانگارد ، آینده پژوهی یک اصطلاح قدیمی و جا افتاده است. [ نیاز به نقل از ] اما در شکل رایج تر خود، آینده پژوهی (گاهی اوقات به عنوان آینده پژوهی از آن یاد می شود) "یک خوش بینی اولیه است که بر گذشته متمرکز شده و ریشه در قرن نوزدهم دارد، "عصر طلایی" اوایل قرن بیستم که مدت طولانی ادامه داشت. به عصر فضایی دهه 1960 ". [5]
آینده پژوهی پیش از هر چیز مبتنی بر مفاهیم مدرن اما متغیر «آینده» است. همانطور که گافی اشاره می کند، آینده پژوهی "نوئولوژیکی اخیر " است ، اما "بر روی دیدگاه های تب دار آینده پژوهان از مستعمرات فضایی با ماشین های پرنده ، خدمتکاران روباتیک و سفرهای بین ستاره ای در آنجا بنا می شود؛ جایی که آینده پژوهان وعده خود را بدیهی می دانستند، آینده پژوهی ظهور کرد. به عنوان یک واکنش بدبینانه تر به این رویاها." [6] شکل کنونی خود را در دهه 1970 به خود گرفت، زمانی که تکنولوژی به سرعت در حال تغییر بود. از ظهور رایانه شخصی تا تولد اولین نوزاد لوله آزمایش ، این دوره با تغییرات شدید و سریع تکنولوژیکی مشخص شد. اما بسیاری از عموم مردم شروع به این سوال کردند که آیا علم کاربردی به وعده قبلی خود دست خواهد یافت - که زندگی ناگزیر از طریق پیشرفت تکنولوژی بهبود خواهد یافت. در پی جنگ ویتنام ، تخریب محیط زیست و بحران انرژی ، بسیاری از مفسران شروع به زیر سوال بردن مزایای علم کاربردی کردند. اما آنها همچنین، گاهی با هیبت، گاهی در سردرگمی، از پوزیتیویسم علمی که توسط نسل های پیشین آشکار شده بود، تعجب می کردند. پسآیندهگرایی «در دهههای 1960 و 1970 به فرهنگ آکادمیک و عامه نفوذ کرد و جنگ ستارگان جورج لوکاس و نقاشیهای هنرمند پاپ کنی شارف را به طور یکسان تحت تأثیر قرار داد ». برایان هوریگان به ما یادآوری میکند که پسآیندهگرایی «تاریخ یک ایده، یا سیستمی از ایدهها - یک ایدئولوژی است. آینده، البته، جز به عنوان یک عمل اعتقادی یا تخیلی وجود ندارد.» [8]
خصوصیات [ ویرایش ]
پسآیندهگرایی دو روند همپوشانی را در بر میگیرد که میتوان آنها را بهعنوان آینده که از گذشته و گذشته از آینده دیده میشود، خلاصه کرد .
اولین گرایش، درست پسآیندهگرایی، مستقیماً از آینده تصوری الهام گرفته شده است که در ذهن نویسندگان، هنرمندان و فیلمسازان در دوره قبل از 1960 وجود داشت که سعی در پیشبینی آینده داشتند، چه در پیشبینیهای جدی فناوری موجود (مثلاً در مجلات). مانند علم و اختراع ) یا در رمان ها و داستان های علمی تخیلی . چنین چشماندازهای آیندهنگر برای زمان حال بازسازی و به روز میشوند و تصویری نوستالژیک و خلاف واقع از آنچه آینده ممکن است بوده باشد، اما نیست، ارائه میدهند.
روند دوم برعکس گرایش اول است: یکپارچهسازی با سیستمعامل آینده نگر . این کار با جذابیت سبکهای قدیمی هنر، لباس، آداب و رسوم آغاز میشود و سپس فناوریهای مدرن یا آیندهنگر را به آن پیوند میدهد و ترکیبی از عناصر گذشته، حال و آینده را ایجاد میکند. Steampunk ، اصطلاحی که هم برای بازگرداندن فناوری آیندهنگر به عصر ویکتوریایی جایگزین و هم کاربرد سبکهای نئو ویکتوریایی در فناوری مدرن به کار میرود، نسخه بسیار موفقی از این روند دوم است. در فیلم ایستگاه فضایی 76 (2014)، بشر به ستاره ها رسیده است، اما لباس ها، فناوری، مبلمان و مهمتر از همه تابوهای اجتماعی عمداً یادآور اواسط دهه 1970 هستند.
در عمل، این دو گرایش را نمی توان به شدت متمایز کرد، زیرا آنها متقابلاً به دیدگاه های مشابه کمک می کنند. پسآیندهگرایی نوع اول ناگزیر تحتتاثیر آگاهی علمی، فناوری و اجتماعی زمان حال است و خلاقیتهای پسآیندهنگر مدرن هرگز به سادگی کپیبرداری از الهامات قبل از 1960 نیستند. بلکه با دیده شدن از منظر مدرن به آنها پیچ و تاب جدیدی (اغلب مضحک یا کنایه آمیز) داده می شود.
به همین ترتیب، یکپارچهسازی با سیستمعامل آیندهنگر بیشتر طعم خود را مدیون داستانهای علمی تخیلی اولیه است (مثلاً آثار ژول ورن و اچجی ولز )، و در جستوجوی اصالت سبک ممکن است به نویسندگان و هنرمندان دوره مورد نظر ادامه دهد.
هر دو روند آیندهنگر به خودی خود به زمان خاصی اشاره نمیکنند. هنگامی که یک دوره زمانی برای یک داستان ارائه می شود، ممکن است یک هدیه خلاف واقع با فناوری منحصر به فرد باشد. نسخه ای فوق العاده از آینده؛ یا یک گذشته جایگزین که در آن اختراعات خیالی (ساختی یا پیش بینی شده) گذشته واقعاً واقعی بودند.
واردات پسآیندهگرایی در سالهای اخیر مورد بحث قابل توجهی قرار گرفته است. برخی، مانند نیکلاس ماک، منتقد معماری آلمانی، پسآیندهگرایی را بهعنوان «چیزی بیش از یک حلقه بازخورد زیباییشناختی که باور از دست رفته در پیشرفت را یادآوری میکند، تصاویر قدیمی از آنچه زمانی کاملاً جدید بود» میدانند. [9] بروس مک کال، آینده پژوهی را "نوستالژی مصنوعی" می نامد - نوستالژی برای آینده ای که هرگز اتفاق نیفتاد. [10]