بررسی شده توسط کارکنان روانشناسی امروز
اضطراب حالت روانی عادی، ضروری و مفیدی است که در مورد آنچه ممکن است در پیش باشد یا نه. معمولاً با مجموعه ای از احساسات جسمی ناخوشایند - بی قراری، تپش قلب - همراه است تا توجه ما را به خود جلب کند. کارکرد آن این است که ما را نسبت به احتمال خطر آگاه کند و از ما بخواهد که آمادگی های لازم را برای محافظت از خود انجام دهیم.
حملات گاه به گاه اضطراب کاملاً طبیعی است و یکی از هزینه های اجتناب ناپذیر زنده ماندن و زنده ماندن است. با این حال، گاهی اوقات نگرانی ها از کنترل خارج می شوند. آنها تشدید می شوند یا ادامه می یابند و ظرفیت مغز برای در نظر گرفتن منطقی خطر فرضی را تحت تأثیر قرار می دهند. یا ممکن است مغز در حالت آماده باش بالا گیر کند و بارها و بارها با جستجوی فاجعه در هر جایی که به نظر می رسد، سوگیری خود را نسبت به اطلاعات منفی اعمال کند. در این شرایط، اضطراب میتواند مانع از عملکرد روزمره شود یا باعث ناراحتی غیرضروری شود که در این مرحله به عنوان یک اختلال شناخته میشود.
در این صفحه
- چرا افراد اینقدر مستعد اضطراب هستند؟
- چه زمانی اضطراب تبدیل به یک بیماری می شود؟
- سیستم تشخیص تهدید چیست؟
- آیا اضطراب همان روان رنجوری است؟
- آیا حیوانات مضطرب می شوند؟
چرا افراد اینقدر مستعد اضطراب هستند؟
اضطراب، که در آن موقعیتهای معمولی بیضرر میتوانند انتظارات عاطفی منفی بزرگی را برانگیزند، کمکی طبیعی برای بقا، بخش اصلی سیستم دفاعی انسان است. هر فردی که امروز در قید حیات است، از مغزی بهره می برد که دارای ظرفیت کافی برای نگرانی است که امکان شناسایی زودهنگام و پیروزی بر تهدیدهایی را که در طول اعصار وجود بشر به وجود آمده است، می دهد. در مقادیر متوسط، اضطراب یک موهبت برای زندگی روزمره است - افراد را برای غلبه بر چالش ها تحریک می کند و عملکرد را افزایش می دهد. مطالعات نشان میدهد که اضطراب شامل فعالسازی مراکز خاصی از مغز – مانند اینسولای قدامی – است که توانایی پیشبینی آسیبهای آینده و یادگیری اجتناب از آن را افزایش میدهد. افراد به طور طبیعی در آستانه و درجه فعال شدن گره های مغزی که در اضطراب نقش دارند، متفاوت هستند، تجربه نیز می تواند تنظیمات را تغییر دهد:مستعد اضطراب یا به راحتی غرق در نگرانی.
چه زمانی اضطراب تبدیل به یک بیماری می شود؟
هنگامی که نگرانی در مورد خطرات احتمالی ("آیا اگر دستگیره در را لمس کنم آیا COVID-19 را بگیرم؟") یا پیامدهای منفی ("اگر من کچل شوم، آیا دوست دخترم من را جذاب نمی بیند؟") به یک اختلال تبدیل می شود. دلیل، یا نامتناسب با موقعیت است، یا فراتر از حرکات برای حل هر مشکل احتمالی طول می کشد، یا نگرانی یا علائم فیزیکی شما را ترغیب می کند که از موقعیت هایی که ممکن است باعث ایجاد علائم شوند اجتناب کنید. در حالی که کمی اضطراب می تواند انگیزه و عملکرد را افزایش دهد، اضطراب بیش از حد در فعالیت ها و عملکرد اختلال ایجاد می کند، گاهی اوقات تا حدی که افراد را ناتوان می کند.
اضطراب هم با علائم فیزیکی (تند تند قلب، تنفس سریع، مشکل در تمرکز) و هم با علائم ذهنی (تخیل بیش از حد سناریوهای روز قیامت) مشخص می شود و علائم بدنی و افکار نگران کننده یکدیگر را تغذیه می کنند و یک مارپیچ باطل ایجاد می کنند که کنترل تفکر را سخت می کند. . در اینجا یکی از طعنههای بزرگ اختلالات اضطرابی وجود دارد : اگرچه درمانهای مؤثری وجود دارد، اما افراد ممکن است به دنبال کمک نباشند زیرا از چیزهایی که نگران آنها هستند خجالت میکشند.
سیستم تشخیص تهدید چیست؟
سیستم تشخیص تهدید یک بخش اساسی از مغز باستانی ما است . برای زنده ماندن، هر حیوانی باید بتواند تهدیدات ناشی از محیط و از درون بدن را تشخیص دهد. سیستم تشخیص تهدید - که از آمیگدال مغز شروع می شود - دارای بخش های زیادی است که در آن افراد متوجه می شوند، به آنها توجه می کنند، از نظر احساسی به آن واکنش نشان می دهند، درک می کنند و علائم خطرات بالقوه یا فعلی را درک می کنند و روی آنها عمل می کنند. ترس پاسخ به تهدیدهای آشکار است. اضطراب واکنش طبیعی به موارد بالقوه است، زمانی که مغز متفکر (قشر جلوی مغز) زمان دارد تا مشکلات احتمالی را کاهش دهد یا از بین ببرد.
اضطراب زمانی به یک وضعیت بالینی تبدیل میشود که در هر قسمت از سیستم یا مدار پیچیدهای که آنها را به هم متصل میکند نقصی وجود داشته باشد یا زمانی که اقدامات احتیاطی در برابر مشکلات احتمالی سیستم هشدار را غیرفعال نمیکند. به عنوان مثال، محققان دریافتند که افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی بیش از حد برای توجه به احتمالات منفی گرایش دارند (سایه ها به هیولاهای قطعی تبدیل می شوند، اخم روی صورت رئیس به این معنی است که شما در شرف اخراج هستید) و اغلب نمی توانند توجه خود را از آنها جدا کنند.
آیا اضطراب همان روان رنجوری است؟
روان رنجوری اصطلاحی است که در اواخر قرن هجدهم برای نشان دادن بیماری هایی که هیچ دلیل فیزیکی برای آنها یافت نمی شود ابداع شد . بیش از یک قرن بعد، هم زیگموند فروید و هم کارل یونگ این اصطلاح را برای نشان دادن طبقه وسیعی از عملکرد روانشناختی رایج کردند. مجموعهای از راههایی را پوشش میدهد که مردم با واقعیت ارتباط برقرار میکنند، اما درگیری ذهنی یا اضطراب درونی را تجربه میکنند. در نظریه فرویدی، روان رنجوری بیان بیرونی برخی از امیال ناخودآگاه است که اغلب عمداً سرکوب می شوند زیرا از نظر اجتماعی غیر قابل قبول هستند. هدف روانکاوی کشف تعارض پنهان پیشفرض روان رنجوری بود.
این اصطلاح دیگر هیچ معنای توافق شده ای در دنیای سلامت روان ندارد - به طور رسمی در سال 1994 به عنوان یک اصطلاح تشخیصی کنار گذاشته شد. اما هنوز هم گاهی اوقات برای نشان دادن راهی استفاده می شود که در آن افراد درگیر رفتار آشکاری هستند که در نهایت غیرمولد است (ناخن). - برای مثال گاز گرفتن) در پاسخ به افکار یا احساسات ناراحت کننده ای که ممکن است از آن آگاه باشند یا ندانند. چنین رفتاری عصبی تلقی می شود . این اصطلاح بیشتر با تمایل به اضطراب همپوشانی دارد ، که ممکن است مردم همیشه از منبع آن آگاهی کامل نداشته باشند.
آیا حیوانات مضطرب می شوند؟
اگرچه هیچ حیوانی تمام ویژگیهای مشکلات روانی را که انسانها وارث آنها هستند نشان نمیدهد، برخی از حیوانات رفتارهایی از خود نشان میدهند - برای مثال بیشهوشیاری - که مشابه یک جنبه یا جنبه دیگر از این اختلالات، از جمله اضطراب، یا ویژگیهای فیزیولوژیکی مشترک است که زیربنای انسان است. اضطراب ترس احساسی است که ارتباط نزدیکی با اضطراب دارد و همانطور که هر صاحب سگ در طول طوفان های رعد و برق یا آتش بازی کشف کرده است، حیوانات واکنش های متمایزی به محرک های ترس از خود نشان می دهند. اما اضطراب با هر دو ویژگی فیزیکی، مانند بی قراری و خواب آشفته، و ویژگی های شناختی، مانند تصور احتمال شکست در آزمون مشخص می شود. اگرچه نخستیهای غیرانسان تقریباً همان زیستشناسی عصبی را دارند که در اضطراب انسان دخیل است، بسیاری از احساسات در همه حیوانات از اعمال رفتاری استنباط میشود.
بعدی: علائم و نشانه های اضطراب
منبع
https://www.psychologytoday.com/us/basics/anxiety/anxiety-is-it-an-illness