بررسی شده توسط کارکنان روانشناسی امروز
تغییر الگوهای مصرف مواد مخدر غیرقانونی و سوء مصرف داروهای تجویزی نشان می دهد که اعتیاد حداقل به همان اندازه که قدرت هر ماده یا آسیب پذیری فردی را نشان می دهد، شرایط اجتماعی و فرهنگی را منعکس می کند. مشکلات مواد مخدر به ویژه با سن و مرحله زندگی فرد و در دسترس بودن فرصت ها و چشم اندازهای آینده مرتبط است. همانطور که در سال 2017 توسط آکادمی ملی علوم، مهندسی و پزشکی آمده است، «تلفات همهگیری مواد افیونی در طول عمر و در هر گروه اجتماعی-جمعیتشناختی احساس میشود، اما بار سنگینتری بر جمعیتهای آسیبپذیر، مانند آنهایی که در مناطق افسرده اقتصادی کشور هستند، وارد میکند. "
بررسی ها نشان می دهد که در کشورهای صنعتی، مصرف مواد غیرقانونی در درجه اول مشکل مردان جوان بین سنین 18 تا 25 سال است. علاوه بر این، مصرف مشکل ساز مواد مخدر نه تنها بر اساس جنسیت و سن، بلکه بر اساس عوامل اجتماعی جمعیت شناختی مانند قومیت، تحصیلات، منطقه جغرافیایی و مذهب به طور قابل توجهی متفاوت است.
در این صفحه
- مصرف مواد مخدر در طول زمان چگونه تغییر کرده است؟
- آیا اعتیاد از خود دارو سرچشمه می گیرد یا شرایطی که آن را جذاب می کند؟
- چه عوامل محیطی موثر بر اعتیاد شناخته شده است؟
- بیکاری چگونه بر اعتیاد تأثیر می گذارد؟
- سن چه تاثیری بر اعتیاد دارد؟
- انزوای اجتماعی چگونه به اعتیاد کمک می کند؟
- مصرف الکل چگونه تغییر کرده است؟
- همه گیری COVID-19 چگونه بر اعتیاد تأثیر گذاشته است؟
مصرف مواد مخدر در طول زمان چگونه تغییر کرده است؟
یکی از بارزترین نمونه های تغییر در مشکلات مصرف مواد مخدر، افزایش اعتیاد به مواد افیونی و مرگ و میر ناشی از مصرف بیش از حد مواد مخدر است که از اواخر دهه 1990 شروع شد، با افزایش مسکن های تجویزی تریاک و به دنبال آن افزایش مرگ و میر ناشی از اعتیاد و مصرف بیش از حد از سال 2010 به بعد. هروئین مواد افیونی غیرقانونی در همان زمان، مشخصات مصرفکنندگان هروئین نیز تغییر کرد، از یک جمعیت عمدتاً در داخل شهر و اقلیتمحور به جمعیتی که از نظر سنی، جغرافیایی و اقتصادی گستردهتر بودند.
طبق گزارشی در JAMA Psychiatry ، مصرف کنندگان هروئین در حال حاضر عمدتاً مردان و زنان سفیدپوستی در اواخر دهه 20 زندگی خود در خارج از مناطق بزرگ شهری هستند. این گزارش نشان میدهد که آنها از طریق داروهای تجویزی با مواد افیونی آشنا شدهاند و تا حدودی به دلیل ارزانتر بودن و در دسترستر بودن هروئین پیشرفت کردهاند.
رابطه نزدیک اپیدمی مواد افیونی با الگوهای مدیریت درد نشان دهنده افزایش عرضه و تقاضای مسکن در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم است ، دوره ای از اختلالات فن آوری چشمگیر و تسریع نابرابری اقتصادی. . مغز بین منابع ناراحتی تمایز قائل نمی شود. نکته قابل توجه این است که همزمان با بدتر شدن شرایط اقتصادی برای همه افراد غیر از طبقه بالای درآمد و از دست دادن مشاغل تولیدی باعث فرسایش طبقه متوسط شد، دانشمندان علوم اعصاب نشان دادند که هم درد روحی و هم درد جسمی به یک شکل توسط مغز تجربه می شود.
آیا اعتیاد از خود دارو سرچشمه می گیرد یا شرایطی که آن را جذاب می کند؟
اعتیاد شرایطی چالش برانگیز برای درک است و دیدگاه ها نسبت به آن در طول سال ها تغییر کرده است. تا مدتها تصور میشد که اعتیاد ناشی از خواص دارویی خود مواد خاص است. در طول قرن بیستم، اعتیاد ابتدا به عنوان یک شکست اخلاقی در مقاومت در برابر وسوسه های عوامل اعتیاد آور و بعداً در تلاش برای کاهش انگ و تشویق به درمان، به عنوان یک بیماری تلقی شد. اما مفهوم بیماری، که تقریباً به طور انحصاری بر آسیبپذیریهای بیولوژیکی و روانشناختی فردی تمرکز میکند، قابل بررسی علمی نیست. تحقیقات بسیاری از رشتهها نشان میدهد که بسیاری از متغیرهای دیگر بر میزان استفاده و سوء مصرف مواد روانگردان تأثیر میگذارند - از جمله فرصتهای جایگزین برای تعیین اهداف و یافتن معنای g.
یکی از مهم ترین شواهدی که نشان می دهد اعتیاد کمتر در خواص مواد مخدر نهفته است، اما بیشتر منعکس کننده عوامل محیطی و شرایط اجتماعی است، تجربه بازگشت کهنه سربازان ویتنام در دهه 1970 است. در یک سری مطالعات کلاسیک، روانشناس لی رابینز در مورد مصرف طولانی مدت هروئین توسط کهنه سربازان پس از ویتنام گزارش داد. در ویتنام، استفاده از هروئین امری عادی بود، مواد مخدر به راحتی در دسترس بود، و سربازان تحت شرایط ناخوشایند ناخوشایند و تهدید دائمی حمله زندگی می کردند. میزان مصرف مواد مخدر و اعتیاد به قدری بالا بود - 34 تا 50 درصد - به طوری که همه سربازان آمریکایی قبل از بازگشت به ایالات متحده از نظر اعتیاد معاینه شدند و برای سم زدایی بازداشت شدند، اما یک سال بعد، در ایالات متحده، در یک وضعیت کاملاً متحول شد. تنظیم، با چشم انداز آینده به شدت دگرگون شده،
چه عوامل محیطی موثر بر اعتیاد شناخته شده است؟
شرایط سخت، موانع منابع، و موانع اهداف فردی که فقر تحمیل می کند، به طور سنتی آن را به یک عامل قوی در مصرف مواد مخدر ، اعم از هروئین یا نیکوتین تبدیل کرده است، اگرچه اپیدمی مواد افیونی، که با تجویز بیش از حد مسکن ها تقویت شده است، جمعیت های در معرض خطر را متنوع کرده است. از اعتیاد در حالی که بیکاری ارتباط تنگاتنگی با فقر دارد، همیشه یک عامل خطر مستقل مهم برای مصرف مواد و عود پس از درمان بوده است.
در یک نظرسنجی گزارش شده توسط بانک فدرال رزرو سنت لوئیس ، که سال های 2005 تا 2011 را پوشش می دهد، مصرف مواد مخدر غیرقانونی توسط بیکاران سه برابر بیشتر از افراد کاملاً شاغل بوده است. دانشمندان علوم اجتماعی هستند که بیکاری خود را یک بیماری می دانند، زیرا منجر به زوال سلامت جسمی و روانی می شود.
بیکاری چگونه بر اعتیاد تأثیر می گذارد؟
از دست دادن شغل یک تجربه دردناک و اغلب شرم آور است. معمولاً به عنوان یک طرد تلقی می شود و یک ارزیابی منفی قدرتمند از خود و خلق افسرده را به حرکت در می آورد. مطالعات جمعیت در بسیاری از کشورها نشان می دهد که ناراحتی روانی بیکاری می تواند به آسانی به انگیزه ای برای مصرف مواد تبدیل شود - راهی برای فرار و فراموش کردن واقعیت - علی رغم کاهش درآمد ناشی از از دست دادن شغل. محققان مدتها مشاهده کردهاند که مصرف الکل در دوران رکود افزایش مییابد. از دست دادن درآمد به دنبال بیکاری معمولاً استرس مالی و شخصی ایجاد می کند و مصرف مواد مخدر راهی است که برخی از افراد با آن کنار می آیند. علاوه بر این، کار منبع قابل توجهی از ثبات و ساختار است و افراد را مشغول نگه می دارد. بیکاری زمان در دسترس برای جستجو و استفاده از مواد مخدر را افزایش می دهد.
بیکاری ممکن است از طریق مکانیسم های بسیار دیگری عمل کند تا مصرف مواد را به گزینه ای جذاب تبدیل کند. از دست دادن شغل می تواند منجر به از دست دادن موقعیت اجتماعی و انگ شود ، که منبع استرس به ویژه برای مردان است، و در بین آنها بیشتر با مصرف مواد مرتبط است. کار همچنین منبع مهم معنا و هدف است. انگیزه را برای رسیدن به اهداف، منبع قدرتمندی از رضایت روانی و پاداش است. فقدان شغل یا فرصت شغلی مسیر اصلی را برای احساس پاداش می بندد - اما نه نیاز به چنین احساساتی. علاوه بر انرژی و جهتگیری، کار معمولاً فرصتهای عمدهای را برای روابط اجتماعی مثبت و یکپارچگی اجتماعی فراهم میکند و بیکاری میتواند عمیقاً انزوا و تنهایی را افزایش دهد.
طبق یک نظرسنجی که توسط بانک فدرال رزرو سنت لوئیس گزارش شده است، " کسی که از شغل به سمت بیکاری حرکت می کند، شانس مصرف مواد مخدر غیرقانونی را افزایش می دهد." این علیت میتواند بهعنوان مثال، با اصرار برای رفع مشکلات مالی ناشی از بیکاری بر خانوادهها، افزایش اوقات فراغت ناشی از از دست دادن شغل، یا افزایش تماس شخصی با افراد بیکار مزمن ایجاد شود.»
سن چه تاثیری بر اعتیاد دارد؟
با توجه به اینکه مصرف مواد مخدر بیشتر در بین مردان 18 تا 25 ساله رایج است، برخی از کارشناسان اعتیاد را بهعنوان یک گذرگاه میبینند تا یک مشکل دائمی. در این دیدگاه مصرف معضل مواد مخدر به عنوان یک وضعیت رشدی ناشی از سازگاری و مشکلات رفتاری دوران کودکی تلقی میشود و مصرفکنندگان از مصرف مواد خود رشد میکنند و از اعتیاد به بلوغ میرسند. تحقیقات نشان میدهد که «بیشتر افراد با بالا رفتن سن، با یا بدون درمان، مصرف مواد مخدر را ترک میکنند، زیرا میتوانند مسیری را تشخیص دهند و هدف بیشتری در زندگی خود پیدا کنند.
انزوای اجتماعی چگونه به اعتیاد کمک می کند؟
شرایط اجتماعی مانند انزوا و احساس تنهایی نیز به شدت با مصرف مواد مرتبط است - و تقریباً با هر معیار کاهش سلامت روانی و جسمی . محققانی که مدلهای حیوانی اعتیاد را مطالعه میکنند دریافتهاند که انزوای اجتماعی میل به مواد را افزایش میدهد و معاشرت باعث تسکین میشود. در شرایط انزوا، حیوانات بیشتر به نشانه های مواد در محیط خود توجه می کنند. تعامل اجتماعی برای محافظت در برابر توسعه مصرف مواد مخدر و عود آن مشخص شد. مطالعات نشان میدهد که در میان افرادی که از اعتیاد بهبود یافتهاند، انزوای اجتماعی ناشی از بیکاری میتواند با ترغیب افراد به ملاقات با دوستان قدیمی مصرفکننده مواد، عود را تحریک کند.
مسیرهای متعددی وجود دارد که از طریق آنها انزوای اجتماعی شرایطی را ایجاد می کند که مصرف مواد مخدر را جذاب می کند. انسان را غمگین می کند و احساس محرومیت و اشتیاق را تحریک می کند. استرس را افزایش می دهد - هم با تشدید درک استرس از عوامل استرس زا معمولی و هم با افزایش سطح هورمون های استرس در گردش. و انزوا درک درد را افزایش میدهد ، که مصرف مواد مخدر میتواند باعث فرار از آن شود.
مصرف الکل چگونه تغییر کرده است؟
از سال 1984، ایالات متحده حداقل سن قانونی نوشیدن 21 سال را داشته است که بالاتر از بسیاری از کشورهای دیگر است. اما بر اساس گزارش موسسه ملی آمریکا در مورد سوء مصرف و اعتیاد به الکل، 9 درصد از دانشجویان تمام وقت بین سنین 18 تا 22 سال دارای معیارهای اختلال مصرف الکل هستند. علاوه بر این، مشکلات ناشی از الکل در دانشگاه معمولاً نتیجه نوشیدن زیاد الکل است، که اغلب تا حدی سیاه می شود. در نتیجه، ودکا به طور گسترده ای به عنوان داروی اصلی تجاوز به خرما در نظر گرفته می شود.
در حالی که نوشیدن برای مدت طولانی بخشی از زندگی دانشگاهی بوده است، نوشیدن از آبجو فراتر رفته و به نفع مشروبات الکلی سفت بوده است. این به ویژه قبل از برخوردهای اجتماعی محبوب است - مراسمی به نام قبل از بازی ، که در آن دانش آموزان قبل از بیرون رفتن نوشیدنی می نوشند، به عنوان راهی برای آرامش خود برای گفتگو. این عمل همزمان با کاهش مهارتهای اجتماعی دانشآموزان در طول سالها و افزایش قابل توجه درک (نادرست) آنها از استرس است - که هر دو عمدتاً به شیوههای معاصر والدین نسبت داده میشوند که در آن بزرگسالان فرزندان خود را از ناامیدی محافظت میکنند و حتی برای حل مشکلات کودکان وارد عمل میشوند. درگیری های عادی همسالان
شواهد حاکی از آن است که حمایت بیش از حد و تربیت بیش از حد کودکان، آنها را فاقد منابع روانی برای مدیریت چالش های معمولی در زندگی می کند. بسیاری از آنها با ناامیدی های اندکی در زندگی های بیش از حد والدین خود مواجه شده اند ، اما یاد نگرفته اند که با مشکلات کنار بیایند . در غیاب مهارت هایی برای از بین بردن ناامیدی یا رسیدگی به مشکلات بین فردی خود، دشواری به فاجعه تبدیل می شود. و الکل برای لطافت برخوردهای اجتماعی مورد نیاز است.
همه گیری COVID-19 چگونه بر اعتیاد تأثیر گذاشته است؟
دادههای بسیاری از منابع و شواهد حکایتی نشان میدهد که یکی از نتایج همهگیری، افزایش مصرف و سوء مصرف مواد مخدر و الکل است. به طور خاص، استفاده مجدد از مواد افیونی رواج یافته است. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری گزارش داد که بیش از 81000 مرگ و میر ناشی از مصرف بیش از حد مواد مخدر در دوره 12 ماهه منتهی به می 2020 وجود داشته است که بالاترین رقمی است که تاکنون ثبت شده است. CDC افزایش مرگ و میر ناشی از مصرف بیش از حد مواد مخدر را به اختلال در زندگی روزمره ناشی از بیماری همه گیر در میان افرادی که برای اعتیاد درمان می شوند نسبت می دهد.
کارشناسان بهداشت روان دلایل زیادی را برای افزایش مصرف الکل و استفاده قانونی و غیرقانونی مواد مخدر در طول همه گیری ذکر می کنند. محدودیت قرنطینه و ترس از بیماری به طور چشمگیری شیوع و شدت اختلالات مربوط به اضطراب و سایر اختلالات سلامت روان را افزایش داده است. به عنوان مثال، یک نظرسنجی از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری جبری نشان داد که 72 درصد افزایش علائم را تجربه کردند. با محدود کردن فعالیت، محدود کردن زندگی اجتماعی، و محدود کردن دسترسی به منابع معمول لذت، حبس، پریشانی روانی را در انواع مختلف تشدید میکند.
برای بسیاری، همهگیری باعث رنج عمیقی شده است که مستقیماً با افزایش مصرف مواد مرتبط است - از دست دادن عزیزان، از دست دادن شغل، از دست دادن درآمد، انزوای اجتماعی. در عین حال، شاغل بودن مشکلاتی را برای خانواده ها ایجاد کرده است، والدین را با استرس های تسکینی بچه های مدرسه ای تحت فشار قرار می دهد، آنها را مشغول و با انگیزه نگه می دارد در غیاب تماس با همسالان، تأمین سه وعده غذایی در روز، و سازماندهی خانه - علاوه بر این. خواستههای معمولی والدین - همه در حالی که سعی میکنند شغل با حقوق خود را متعادل کنند.
بسیاری مشاهده کردهاند که این همهگیری در واقع دو بیماری همهگیر است - یکی از بیماریهای کووید-19 و بحران سلامت روانی که به وجود آمد. بار تجمعی از دست دادن واقعی، زندگی محدود، نگرانی، و از دست دادن خروجی، حتی کسانی که بهترین منابع مقابله را به چالش می کشد. برای برخی، استرس ها آنقدر زیاد است که به منابع ناسالم تسکین تبدیل می شوند.
منبع
https://www.psychologytoday.com/us/basics/addiction/the-landscape-addiction