بررسی شده توسط کارکنان روانشناسی امروز
نظریه های زیادی در مورد علل اعتیاد، استفاده و سوء استفاده از مواد روانگردان قانونی و غیرمجاز وجود دارد. زیستشناسی، روانشناسی، و عناصر اجتماعی و فرهنگی، همگی در دستههای علّی بسیار پیچیدهای که منجر به اعتیاد میشود ، نقش دارند و نظریههای مختلف، عناصر را بهطور متفاوتی وزن میکنند. آنها با هم این واقعیت را منعکس می کنند که هیچ راهی برای اعتیاد وجود ندارد و هیچ عاملی اعتیاد را به یک نتیجه اجتناب ناپذیر تبدیل نمی کند. اعتیاد بدون قرار گرفتن در معرض عوامل ممکن نیست، اما این به سختی عامل تعیین کننده است. اعتیاد خاصیت ماده بلعیده شده یا فعالیتی نیست که در آن انجام می شود.
در عوض، تحقیقات نشان میدهد که این موضوع بیشتر به آنچه در زندگی فرد میگذرد یا نیست که حسی را که یک ماده القا میکند بسیار جذاب میکند، مرتبط است. در میان بسیاری از عواملی که نشان داده شده است که بر ایجاد اعتیاد تأثیر می گذارد، احساسات نسبت به خود، وضعیت عاطفی، کیفیت روابط خانوادگی، پیوندهای اجتماعی، ویژگی های جامعه، وضعیت شغلی، واکنش پذیری استرس و مهارت های مقابله، درد جسمی یا عاطفی، ویژگی های شخصیتی است. فرصت های آموزشی، اهداف قانع کننده و پیشرفت به سمت آنها، فرصت ها و دسترسی به پاداش ها در زندگی و همچنین پاسخ های فیزیولوژیکی. در حالی که هیچ عاملی بر آن غالب نیست، هر کدام درجاتی از نفوذ را اعمال می کنند.
در این صفحه
- شایع ترین علل اعتیاد چیست؟
- شایع ترین مواد سوء مصرف چیست؟
- آیا برخی از مواد بیشتر از سایرین اعتیادآور هستند؟
- آیا عوامل خطر اعتیاد وجود دارد؟
- آیا ژن ها در اعتیاد نقش دارند؟
- چه عوامل بیولوژیکی بر اعتیاد تأثیر می گذارد؟
- چه عوامل محیطی بر اعتیاد تأثیر می گذارد؟
- آیا استرس در اعتیاد نقشی دارد؟
- آسیب های دوران کودکی چه نقشی در اعتیاد دارد؟
- آیا نقصی در مغز وجود دارد که باعث اعتیاد شود؟
- اگر یکی از اعضای خانواده معتاد بود، آیا من معتاد می شوم؟
- آیا شخصیت اعتیاد آور وجود دارد؟
- چرا برخی افراد معتاد می شوند در حالی که برخی دیگر معتاد نمی شوند؟
- آیا ممکن است فردی با یک بار مصرف یک ماده معتاد شود؟
- آیا می توان از اعتیاد به مواد مخدر پیشگیری کرد؟
شایع ترین علل اعتیاد چیست؟
هیچ ماده (یا فعالیتی) وجود ندارد که به طور کلی یا یکنواخت باعث شود افراد معتاد شوند. و اکثریت قریب به اتفاق افرادی که در معرض بیشتر مواد (یا فعالیتهایی) که اعتیاد آور تلقی میشوند، در واقع به آنها اعتیاد پیدا نمیکنند. در عوض، مجموعهای بسیار پیچیده از عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی و عوامل موقعیتی با عوامل روانشناختی، عوامل بیولوژیکی و حتی ارزشهای شخصی ترکیب میشوند تا بر احتمال اعتیاد تأثیر بگذارند.
بسیاری از نظریه های مختلف در مورد اعتیاد وجود دارد، زیرا آنها نقش عوامل مؤثر را متفاوت ارزیابی می کنند. برخی از مدلهای کنونی اعتیاد بر نقش ایجادکننده تغییرات فردی در زیستشناسی یا ژنها تأکید میکنند که باعث میشود یک ماده یا تجربه کم و بیش لذتبخش باشد. بسیاری از مدلهای اعتیاد نقش عامل عوامل روانشناختی فردی را برجسته میکنند، چه عوامل شخصیتی مانند تکانشگری یا هیجانطلبی، یا آسیبشناسی روانی مانند تأثیرات منفی آسیبهای اولیه. مدلهای دیگر اعتیاد بر نقشی که عوامل اجتماعی و اقتصادی در شکلدهی رفتار ایفا میکنند، مانند استحکام روابط خانوادگی و همسالان و نبود فرصتهای تحصیلی و شغلی، تأکید میکنند.
شایع ترین مواد سوء مصرف چیست؟
در سراسر جهان و در ایالات متحده، نیکوتین پرمصرف ترین ماده اعتیادآور است. دخانیات باعث مرگ 40 میلیون نفر در سراسر جهان می شود. طبق گزارش موسسه ملی سوء مصرف مواد مخدر، سیگار کشیدن روزانه بیش از 1000 آمریکایی را می کشد، و اگرچه مصرف دخانیات در ایالات متحده به طور کلی در حال کاهش است، استفاده از آن در میان برخی از گروه های جوان، به ویژه به شکل بخار، یا استنشاق بخار نیکوتین در حال افزایش است . .
الکل در برخی از اشکال به طور گسترده ای برای مقاصد لذت بخش استفاده می شود و بخش مهمی از بافت اجتماعی در سراسر جهان است، امروز مانند زمان های قدیم. با این وجود، طبق گزارش موسسه ملی سوء مصرف الکل و الکلیسم، 14.6 میلیون بزرگسال آمریکایی بالای 18 سال دارای اختلال مصرف الکل هستند که با نوشیدن کنترل نشده مشخص می شود. طبق گزارش ها، 240 میلیون نفر در سراسر جهان به الکل وابسته هستند. سوء مصرف الکل بیشتر در اروپای شرقی و کمترین میزان آن در میان آسیایی ها است.
طبق گزارش انجمن پزشکی اعتیاد آمریکا ، مسکنها از جمله مواد افیونی تجویزی مانند اکسی کدون و فنتانیل و ماده مخدر غیرقانونی هروئین بیش از 10 درصد از کل اعتیادها در ایالات متحده را تشکیل میدهند که بیش از 2.5 میلیون نفر را تحت تأثیر قرار میدهند.
کوکائین یک محرک است که اغلب به صورت داخل بینی (خروپف) یا تزریق داخل وریدی مصرف می شود، اما به دلیل مصرف سریع و شدید آن به شکل «کراک»، بیشترین پتانسیل اعتیاد را دارد . سایر محرک هایی که مورد سوء استفاده قرار می گیرند آمفتامین ها هستند که به طور گسترده برای مبارزه با اختلال کم توجهی بیش فعالی و تقویت هوشیاری و انرژی تجویز می شوند.
عوامل افسردگی مانند آرام بخش ها و آرام بخش ها به طور گسترده در پزشکی برای مبارزه با استرس، اضطراب و اختلالات خواب مورد استفاده قرار می گیرند، اما NIDA گزارش می دهد که 3.5 تا 5 درصد از مردم از مسکن ها و قرص های خواب آور به صورت غیرپزشکی استفاده می کنند.
آیا برخی از مواد بیشتر از سایرین اعتیادآور هستند؟
متامفتامین محرک مصنوعی به طور گسترده یکی از اعتیاد آورترین عوامل در نظر گرفته می شود. اغلب استنشاق میشود، مستقیماً بر دوپامین و سایر سیستمهای انتقالدهنده عصبی تأثیر میگذارد تا بسیار سریع و شدید – اما کوتاهمدت – بالا با حس تغییر یافته انرژی و قدرت تولید کند. علاوه بر این، با تغییر پاسخ گیرنده های دوپامین، مت آمفتامین تجربه پاداش از منابع طبیعی لذت را کاهش می دهد.
کراک نیز به شدت اعتیادآور در نظر گرفته می شود. کوکائین فرآوری شده به گونهای که بتوان آن را دود کرد، به سرعت وارد جریان خون میشود و "عجله" سریعی ایجاد میکند. پاسخ فوری قویاً تقویت می شود و انگیزه تکرار تجربه را تحریک می کند.
آیا عوامل خطر اعتیاد وجود دارد؟
عوامل خطر زیادی برای اعتیاد وجود دارد، از عوامل فردی مانند تحمل استرس و آرایش شخصیت گرفته تا عوامل اجتماعی مانند دوستی ها و فرصت های تحصیلی و شغلی. آنها به روش های پویا منحصر به فرد برای هر فرد تعامل دارند. اما آنچه اعتیاد ممکن است برای همه به وجود بیاید جذابیت عاطفی و فیزیکی یک ماده در یک لحظه خاص از زندگی یک فرد است. اثرات مواد مخدر فقط در رابطه با احساس عاطفی و جسمی فرد در زمینه روابط و زندگی اجتماعی و سایر فرصتها برای پیشرفت و پاداش، لذتبخش و پاداشدهنده است.
آیا ژن ها در اعتیاد نقش دارند؟
برخی از مطالعات نشان میدهند که ژنها میتوانند تا 50 درصد از خطر اعتیاد افراد را تشکیل دهند، اگرچه درجه تأثیر ژنتیکی در طول زمان اهمیت خود را تغییر میدهد. به عنوان مثال، عوامل محیطی مانند روابط خانوادگی و اجتماعی به شدت با مصرف الکل و نیکوتین در نوجوانی نسبت به دوران بعدی زندگی مرتبط است. با این وجود، هیچ ژن واحدی برای اعتیاد و حتی گروهی از ژن ها وجود ندارد.
با این حال، تعدادی از ویژگی های شخصیتی وجود دارد که هر کدام تا حدی تحت تأثیر ژنتیکی قرار دارند که در خطر اعتیاد نقش دارند. اینها شامل تکانشگری، تحمل ناامیدی و حساسیت به طرد شدن است. تصور میشود که تکانشگری قویترین نقش خود را در مراحل اولیه اعتیاد ایفا میکند و انگیزه جستجوی مواد را تحریک میکند.
چه عوامل بیولوژیکی بر اعتیاد تأثیر می گذارد؟
زیست شناسی به روش هایی فراتر از ژن ها به اعتیاد کمک می کند. نحوه سوخت و ساز بدن، یا تجزیه و حذف مواد خارجی مانند مواد مخدر یا الکل به شدت به وجود آنزیم های مختلف بستگی دارد و ممکن است بین افراد و حتی بین گروه های قومی به طور قابل توجهی متفاوت باشد.
به عنوان مثال، تحقیقات نشان میدهد که ژاپنیها دارای تنوع منحصربهفردی از آنزیمهای متابولیزهکننده الکل هستند که در سایر جمعیتها وجود ندارد و از مصرف الکل و اعتیاد به الکل جلوگیری میکند، زیرا به سرعت باعث ایجاد احساسات ناخوشایند بدن میشود. عوامل بیولوژیکی مانند مشخصات آنزیمی می توانند بر میزان مصرف الکل افراد، لذت بخش بودن تجربه، اثرات مضر بر بدن و ایجاد بیماری تأثیر بگذارند.
چه عوامل محیطی بر اعتیاد تأثیر می گذارد؟
عوامل زیادی وجود دارد که فراتر از ژن ها و زیست شناسی بر اعتیاد تأثیر می گذارد. یکی از مهمترین آنها محیط خانوادگی و تجربیات اولیه زندگی است . تعاملات خانوادگی، سبک فرزندپروری و سطوح نظارت همگی در رشد مهارت های مقابله ای و استعداد ابتلا به مشکلات سلامت روان نقش دارند. مطالعات، فرزندپروری مستبدانه یا سهل انگارانه، خشونت خانوادگی و طلاق را با افزایش احتمال مشکلات مصرف مواد در آینده مرتبط دانسته اند. بزرگ شدن با پیوندهای قوی و احساس تعلق - به یک خانواده، به یک سنت اعتقادی، به یک فرهنگ - به عنوان محافظ در برابر اعتیاد شناخته شده است.
همسالان نقش بسیار زیادی در حساسیت به اعتیاد دارند، به ویژه در میان نوجوانان و بزرگسالان جوان. اکثر مردم برای اولین بار در نوجوانی از مواد مخدر استفاده می کنند. به عنوان مثال، طبق گفته موسسه ملی سوء مصرف مواد مخدر، برای مثال، سوء استفاده از داروهای تجویزی در بین جوانان 18 تا 25 ساله بیشترین میزان را دارد. الکل رایج ترین ماده مخدر مورد سوء مصرف در بین نوجوانان در ایالات متحده است. الگوهای رفتاری دوستان بر همه افراد گروه تأثیر می گذارد. علاوه بر این، پریشانی روانی، به ویژه افسردگی و اضطراب ، نقش مهمی در مصرف چنین موادی ایفا می کند.
آیا استرس در اعتیاد نقشی دارد؟
استرس یک عامل خطر برای بسیاری از انواع رفتارهای ناسازگار است و اعتیاد یکی از آنهاست. مدت هاست که محققان اثرات استرس مزمن را با مصرف الکل مرتبط می دانند. تسکین استرس ممکن است اثر لذت بخش هر ماده ای را افزایش دهد. برخی تحقیقات برای حمایت از این دیدگاه وجود دارد که حوادث نامطلوب در دوران کودکی و بزرگسالی باعث تغییر پاسخگویی سیستمهای مغزی میشود. رویدادهای نامطلوب اولیه زندگی و رویدادهای منفی تجمعی در بزرگسالی - به ویژه آنهایی که هم غیرقابل پیش بینی هستند و هم از نظر عاطفی ناراحت کننده هستند - واکنش ساختارهای مغزی را که بر یادگیری، انگیزه، کنترل پریشانی و کنترل تکانشگری حاکم است، تغییر می دهند تا حساسیت به اعتیاد را افزایش دهند و بر خطر تأثیر بگذارند. از عود استرس همچنین خطر اختلالات خلقی و اضطراب را افزایش می دهد که با اعتیاد مرتبط است.
آسیب های دوران کودکی چه نقشی در اعتیاد دارد؟
تجارب نامطلوب دوران کودکی (ACEs) مانند تروما، به ویژه همراه با دوران کودکی غیرقابل پیش بینی و آشفته، یک عامل خطر برای بسیاری از انواع رفتارهای ناسازگار و پیامدهای سلامت ضعیف است . مطالعات نشان می دهد که داشتن چندین ACE کودکان را در معرض خطر عملکرد ضعیف مدرسه، بیکاری و رفتارهای پرخطر بهداشتی از جمله سیگار کشیدن و مصرف مواد مخدر قرار می دهد.
استرس طولانی مدت در دوران کودکی باعث اختلال در پاسخ طبیعی به استرس می شود و از طریق تولید بیش از حد کورتیزول، به ویژه برای هیپوکامپ مغز مضر است و حافظه و یادگیری را مختل می کند. ناملایمات شدید یا پایدار در اوایل زندگی، مسیر رشد مغز را تغییر می دهد و می تواند به طور دائمی تنظیم احساسات و رشد شناختی را مختل کند. علاوه بر این، می تواند سیستم پاسخ به استرس را حساس کند به طوری که به حداقل سطوح تهدید واکنش نشان می دهد، و باعث می شود افراد به راحتی در مشکلات عادی زندگی غرق شوند. تحقیقات ارتباط قوی بین ACEs و سوء مصرف مواد مخدر و همچنین اعتیاد به الکل را نشان می دهد.
آیا نقصی در مغز وجود دارد که باعث اعتیاد شود؟
دیدگاه رایج اما اشتباه در مورد اعتیاد به عنوان یک بیماری مغزی حاکی از آن است که برخی اختلالات در مغز وجود دارد که منجر به اعتیاد می شود. اما اینطور نیست. مطالعات نشان میدهد که استفاده مکرر از یک ماده (یا یک فعالیت)، که با افزایش دوپامین تشویق میشود، تغییراتی را در سیمکشی مغز ایجاد میکند – و این تغییرات پس از قطع مصرف مواد قابل برگشت هستند.
تحقیقات علوم اعصاب از این ایده حمایت میکند که اعتیاد عادتی است که عمیقاً ریشهدار میشود و خود را تداوم میبخشد و مدارهای مغز را با تکرار دوباره سیمکشی میکند. تکرار یک تجربه بسیار لذت بخش - مواد مخدر، قمار - نورون ها را تغییر می دهد. آنها سیم کشی خود را تنظیم می کنند تا در تجربه کارآمدتر شوند. آنها ظرفیت خود را برای پاسخگویی به ورودی های دیگر کاهش می دهند. این نوعی یادگیری عمیق است. با متوقف شدن مصرف مواد مخدر، درگیر شدن در سایر فعالیتهای پاداشدهنده، مغز را برای یافتن علاقه و لذت در فعالیتهای غیرقانونی مجدداً سیمکشی میکند.
اگر یکی از اعضای خانواده معتاد بود، آیا من معتاد می شوم؟
اکثریت قریب به اتفاق کودکانی که والدین آنها از الکل یا مواد مخدر سوء استفاده می کنند، رشد نمی کنند. با این حال، آنها در معرض خطر بیشتری برای انجام این کار هستند و دلایل متعددی وجود دارد. به عنوان مثال، آنها در معرض آن مواد هستند و قرار گرفتن در معرض در اوایل نوجوانی ممکن است به ویژه بر مصرف مواد تأثیر بگذارد.
برای دیگری، آنها ممکن است هر گونه آسیبپذیری ژنتیکی یا بیولوژیکی را که پایهای برای اعتیاد والدین ایجاد کرده است، به ارث ببرند. اما آنها همچنین ممکن است بیشتر مستعد اعتیاد باشند زیرا از مشکلات شناختی، عاطفی یا رفتاری رنج می برند که در نتیجه بزرگ شدن در خانه ای که با مصرف مواد مشخص شده است در کودکان به وجود می آید. به عنوان مثال، در دوران کودکی در معرض خطر بیتوجهی، سوء استفاده، یا کیفیت پایین رابطه والد-کودکی قرار دارند .
آیا شخصیت اعتیاد آور وجود دارد؟
این یک افسانه است که یک عامل شخصیتی وجود دارد که برای ایجاد اعتیاد خاص است و اعتیاد را احتمال می دهد. تعدادی از ویژگی های شخصیتی به طور گسترده در جمعیت مشترک است که معمولاً به روش های غیرمستقیم در خطر ابتلا به اعتیاد نقش دارند. برای مثال، افرادی که مستعد هیجانجویی هستند، ممکن است بیش از دیگران در موقعیتهایی قرار بگیرند که در آن مواد مخدر استفاده میشود یا فعالیتهای متعددی را تجربه میکنند - فکر کنید: بانجی جامپینگ، بیس جامپینگ - یا موادی که پاداشهای بزرگی ارائه میکنند.
مطالعات نشان میدهد کسانی که دارای ویژگی روان رنجوری هستند - مستعد تجربه احساسات منفی هستند - تحت تأثیر ناامیدیهای جزئی قرار میگیرند و موقعیتهای عادی را به عنوان استرسزا تفسیر میکنند. روان رنجوری با طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان از جمله اضطراب، افسردگی و اختلالات خوردن و همچنین سوء مصرف مواد مرتبط است. روان رنجوری همچنین با کاهش کیفیت زندگی مرتبط است، عامل دیگری که می تواند جذابیت مصرف مواد را افزایش دهد.
چرا برخی افراد معتاد می شوند در حالی که برخی دیگر معتاد نمی شوند؟
شواهدی وجود دارد که نشان میدهد تغییرات طبیعی در ساختار ژنتیکی سیستم دوپامین ممکن است بر معتاد شدن افراد تأثیر بگذارد. دوپامین یک انتقال دهنده عصبی است که با فعالیت های پاداش دهنده به عنوان راهی برای افزایش احتمال درگیر شدن در چنین فعالیت هایی در آینده فعال می شود. داشتن یک رابطه، گرفتن ترفیع، انجام کاری خلاقانه - اینها راه های عادی برای تحریک سیستم پاداش هستند. استفاده از مواد مخدر غیرقانونی باعث اتصال کوتاه می شود که باعث پردازش و افزایش مستقیم سطح دوپامین می شود.
برخی از افراد ممکن است بیشتر مستعد اعتیاد باشند زیرا از طریق مسیرهای طبیعی مانند کار، دوستی و عشق کمتر احساس لذت می کنند. ساختار ژنتیکی آنها آنها را به ایجاد ویژگیهای شخصیتی مانند هیجانجویی میکشاند. اشتیاق آنها برای خطر و تازگی ترس از مصرف مواد مخدر را از بین می برد و افزایش دوپامین بسیار قوی انگیزه جستجوی پاداش را بارها و بارها تقویت می کند.
آیا ممکن است فردی با یک بار مصرف یک ماده معتاد شود؟
فرد نمی تواند بدون قرار گرفتن در معرض مواد به یک ماده معتاد شود، اما قرار گرفتن در معرض آن به تنهایی منجر به اعتیاد نمی شود. اعتیاد تنها پس از مصرف مکرر یک ماده ایجاد می شود. یک بار استفاده از یک ماده می تواند اثر لذت بخشی ایجاد کند که علاقه به تکرار آن تجربه را برمی انگیزد. اما تجربه لذت نسبی است; این تا حدودی به زیست شناسی و تا حد زیادی به آنچه در زندگی یک فرد می گذرد بستگی دارد که معنادار یا با ارزش است.
آیا می توان از اعتیاد به مواد مخدر پیشگیری کرد؟
در سادهترین شکل، اعتیاد به مواد مخدر را میتوان راهی برای هک کردن مغز دانست – یافتن میانبری برای احساس پاداش عاطفی با دور زدن فعالیتهای عادی که چنین احساساتی را تحریک میکنند و مستقیماً مواد شیمیایی عصبی مسئول آنها را دستکاری میکنند. تا حد زیادی، هکهای مغزی زمانی جذاب میشوند که فرصتهای محدودی برای معنا و لذت غیر از پاسخ به مواد مخدر وجود داشته باشد.
همانطور که بهبودی از اعتیاد مستلزم تمرکز بر فعالیت های پاداش دهنده به غیر از مصرف مواد مخدر است ، پیشگیری نیز نیازمند تمرکز است. تعریف زندگی معنادار از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما روانشناسی مدتهاست که اجزای آن - احساس احترام به خود - را شناسایی کرده است. روابط معناداری که باعث ایجاد حس تعلق می شود. فرصت های رشد و توسعه؛ کاری که جذاب یا با ارزش است؛ فرصت هایی برای لذت و لذت.
منبع
https://www.psychologytoday.com/us/basics/addiction/causes-addiction