نوعی میمون دنیای قدیم خرچنگ خوردن با استفاده از یک ابزار سنگی به کرک باز یک مهره
![]()
آزمایش هایی مانند کار کشیدن رشته ای که در اینجا توسط یک کاراکتر Carib انجام می شود ، بینش شناخت حیوانات را ارائه می دهد.
شناخت حیوانات شامل ظرفیت های ذهنی حیوانات غیر انسانی است . مطالعه تهویه حیوانات و یادگیری مورد استفاده در این زمینه از روانشناسی تطبیقی تهیه شده است . آن را نیز به شدت از سوی پژوهش در تحت تاثیر قرار رفتارشناسی ، بوم شناسی رفتاری و روانشناسی تکاملی ؛ اخلاق شناختی نام جایگزین گاهی اوقات استفاده می شود. بسیاری از رفتارهای مرتبط با اصطلاح هوش حیوانات نیز در معرض شناخت حیوانات قرار می گیرند. [1]
محققان حیوانات بررسی کرده اند شناخت در پستانداران (به خصوص پستانداران ، آببازان ، فیل ، سگ ، گربه ، خوک ، اسب ، [2] [3] [4] دام ، راکون و جوندگان )، پرندگان (از جمله طوطی ، مرغ ، corvids و کبوتر ) ، خزندگان ( مارمولک ها ، مارها و لاک پشت ها) [5]) ماهی و بی مهرگان (از جمله سفالوپودها ، عنکبوتها و حشرات ). [1]
فهرست
- 1پیشینه تاریخی
- 2مواد و روش ها
- 3سؤالات تحقیق
- 4محدودیت های زیست شناختی
- 5شواهد تجربی در برابر شناخت حیوانات
- 6دانشکده شناختی براساس گونهها
- 7همچنین ببینید
- 8منابع
- 9خواندن بیشتر
- 10لینک های خارجی
پیشینه تاریخی [ ویرایش ]
اولین استنباط [ ویرایش ]
ذهن و رفتار حیوانات غیر انسانی قرن ها تصور تخیل بشر را به خود جلب کرده است. بسیاری از نویسندگان مانند دکارت درباره حضور یا عدم حضور ذهن حیوانات گمانه زنی کرده اند. [6] این گمانه زنی ها منجر به مشاهدات بسیاری در مورد رفتار حیوانات قبل از در دسترس بودن علم و آزمایش مدرن شد. این در نهایت منجر به ایجاد فرضیه های متعدد در مورد هوش حیوانات شد.
یکی از افسانه های ازوپ بود کلاغ و پارچ ، که در آن یک کلاغ قطره سنگریزه به یک رگ از آب تا زمانی که قادر به نوشیدن است. این انعکاس نسبتاً دقیقی از توانایی موزها برای درک جابجایی آب بود. [7] طبیعتگرای رومی ، پلینیس بزرگتر نخستین کسی بود که تصدیق می کرد و گفت این داستان بازتاب رفتارهای زندگی واقعی است. [8]
ارسطو در زیست شناسی خود فرضیه زنجیره ای علی را ایجاد می کند که در آن اعضای بدن حسی اطلاعات را به ارگان قادر به تصمیم گیری و سپس به یک ارگان حرکتی منتقل می کنند. علیرغم قلبی محوری ارسطو (باور غلط که شناخت در قلب رخ داده است) ، این به برخی درک مدرن از پردازش اطلاعات نزدیک شد . [9]
استنتاج های اولیه لزوماً دقیق یا دقیق نبودند. با این وجود ، علاقه به توانایی های ذهنی حیوانات و مقایسه آنها با انسان ، با myrmecology اولیه ، مطالعه رفتار مورچه ها ، و همچنین طبقه بندی انسان به عنوان نخبه های آغاز شده با Linnaeus افزایش یافته است .
کانن مورگان [ ویرایش ]
مقاله اصلی: Canon Morgan
كانون مورگان كه توسط روانشناس بريتانيا قرن نوزدهم ، C. لويد مورگان ، به كار رفته ، همچنان يك اصل اساسي در زمينه روانشناسي تطبيقي (حيواني) است . در شکل توسعه یافته خود اظهار داشت: [10]
در هیچ صورت ، فعالیت حیوانات از نظر فرآیندهای روانشناختی بالاتر قابل تفسیر نیست ، اگر می توان آن را نسبتاً از لحاظ فرآیندی تفسیر کرد که در مقیاس تکامل و پیشرفت روانی پایین تر هستند.
به عبارت دیگر ، مورگان معتقد بود كه رویكردهای انسان شناسی در رفتار حیوانات گمراه کننده است و مردم فقط باید رفتار را مثلاً عقلانی ، هدفمند یا محبت آمیز در نظر بگیرند ، در صورتی كه توضیحی دیگر از نظر رفتارهای ابتكاری تر زندگی نباشد. ما به آنها دانشکده ها را اختصاص نمی دهیم.
از حکایات گرفته تا آزمایشگاه [ ویرایش ]
همچنین ببینید: روانشناسی مقایسه ای
پس از اینکه داروین انسان ها و حیوانات را به طور مداوم قرار داد ، به تدریج حدس و گمان در مورد هوش حیوانات به مطالعه علمی منتهی شد ، اگرچه رویکرد عمدتا حکایتی داروین در مورد این موضوع بعداً منتقل نمی شود. [11] این روش را می توان با مدافع وی جورج جی رومنز گسترش داد ، [12] که در تقابل با ضد داروینیسم نقش اساسی داشت. علیرغم این ، رومی ها به دو نقص عمده در کار خود مشهور هستند: تمرکز او روی مشاهدات حکایات حکومتی و انسان شناسی حبس شده . [13] EL Thorndike از رویکرد قبلی ناراضی است رفتار حیوانات را برای بررسی دقیق به آزمایشگاه آورد. مشاهدات دقیق Thorndike در مورد فرار گربه ها ، سگ ها ، و جوجه ها از جعبه های پازل باعث شد او به این نتیجه برسد که آنچه به نظر ناظر انسان ساده لوح به نظر یک رفتار هوشمندانه است ، ممکن است به شدت به انجمن های ساده نسبت داده شود. به گفته ثورندایک ، با استفاده از Canon Morgan ، استنباط عقل حیوانات ، بینش یا آگاهی غیر ضروری و گمراه کننده است. [14] تقریباً در همان زمان ، IP پاولوف مطالعات منی خود را در مورد رفلکس های مشروط در سگ ها شروع کرد. پاولوف به سرعت تلاش برای استنباط فرآیندهای ذهنی سگ را کنار گذاشت. وی گفت ، چنین تلاشهایی فقط به اختلاف و سردرگمی منجر شده است. با این حال ، او مایل به ارائه فرایندهای فیزیولوژیکی غیب است که ممکن است مشاهدات او را توضیح دهد.[15]
نیم قرن رفتارگرایانه [ ویرایش ]
کار Thorndike ، Pavlov و اندکی بعد از رفتارگرایانه آشکار جان B. Watson [16] بیش از نیم قرن جهت تحقیقات زیادی در مورد رفتار حیوانات تعیین کرده است. در این مدت پیشرفت قابل توجهی در درک انجمن های ساده وجود داشته است. به ویژه ، در حدود سال 1930 تفاوت بین تهویه سازهای سازنده (یا عملگر) Thorndike و تهویه مطبوع کلاسیک Pavlov (یا Pavlovian) روشن شد ، ابتدا توسط میلر و کانورسکی و سپس توسط BF Skinner . [17] [18] آزمایشهای زیادی در مورد تهویه مطبوع انجام شد. آنها نظریه های پیچیده ای تولید کردند ، [19]اما آنها به مداخلات فرآیندهای ذهنی كم یا زیاد اشاره نمی كردند. احتمالاً صریح ترین رد این عقیده که کنترل فرایندهای ذهنی رفتار را کنترل می کند رفتارگرایی رادیکال اسکینر بود. این دیدگاه درصدد است تا رفتار را ، از جمله "رویدادهای خصوصی" مانند تصاویر ذهنی ، صرفاً با استناد به موارد احتمالی زیست محیطی که بر انسان یا حیوان وارد می شود ، توضیح دهد. [20]
علیرغم جهت گیری عمدتا رفتارگرایانه تحقیقات قبل از سال 1960 ، رد فرآیندهای ذهنی در حیوانات طی آن سالها جهانی نبود. استثنائات تأثیرگذار شامل ، به عنوان مثال ، ولفگانگ کوهلر و شامپانزه های روشنگری وی [21] و ادوارد تولمان که نقشه شناختی پیشنهادی وی ، نقش مهمی در تحقیقات شناختی بعدی در انسان و حیوان داشت. [22]
انقلاب شناختی [ ویرایش ]
با شروع سال 1960 ، یک " انقلاب شناختی " در تحقیقات در مورد انسانها [23] به تدریج تحول مشابه تحقیق با حیوانات را تحریک کرد. استنباط به فرایندهایی که به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند قابل قبول و پس از آن رایج شد. طرفدار مهم این تغییر تفکر ، دونالد ا. هب بود که استدلال می کرد که "ذهن" صرفاً نامی برای فرآیندهای موجود در ذهن است که رفتار پیچیده را کنترل می کند ، و اینکه استنتاج آن فرآیندها از رفتار ضروری و ممکن است. [24] حیوانات به عنوان "مأمورانی که به دنبال هدفی هستند که اطلاعات را در بسیاری از پیچیدگیهای شناختی به دست می آورند ، ذخیره می کنند ، بازیابی می کنند ، پردازش می شوند". [25] باقیمانده این مقاله بسیاری از زمینه های تحقیقاتی را نشان می دهد که از زمان این تغییر معنایی در تفکر ظاهر شده یا بسیار پیشرفت کرده اند و بسیاری از یافته های نظری و تجربی که توجه گسترده ای را به خود جلب کرده اند.
روشها [ ویرایش ]
تسریع تحقیقات در مورد شناخت حیوانات در 50 سال گذشته یا به همین ترتیب منجر به گسترش سریع در انواع گونه های مورد مطالعه و روش های به کار رفته شده است. رفتار قابل توجه حیوانات بزرگ مغز مانند پستانداران و آببازان ادعا کرده اند توجه خاص است، اما همه انواع حیوانات کوچک و بزرگ (پرندگان، ماهی ها، مورچه ها، زنبورها، و دیگران) به آزمایشگاه آورده شده است و یا مشاهده شده در زمینه دقت کنترل مطالعات. در آزمایشگاه حیوانات اهرمها را فشار می دهند ، رشته ها را می کشند ، برای مواد غذایی حفر می کنند ، در مارپیچ های آب شنا می کنند یا به تصاویر روی صفحه های رایانه ای پاسخ می دهند تا اطلاعاتی راجع به تبعیض ، توجه ، حافظه و آزمایش طبقه بندی دریافت کنند. [26] مطالعات دقیق میدانی ، حافظه را برای انبارهای مواد غذایی ، ناوبری توسط ستاره ها ، [27] ارتباط ، استفاده از ابزار ، شناسایی ویژگی های خاص و موارد دیگر کشف می کند. مطالعات غالباً بر رفتار حیوانات در محیط های طبیعی خود متمرکز شده و عملکرد قلمداد رفتار را برای تکثیر و بقای گونه مورد بحث قرار می دهند. این تحولات منعکس کننده افزایش باروری متقابل از زمینه های مرتبط مانند اخلاق و اکولوژی رفتاری است . مشارکتهای علوم اعصاب رفتاری برای روشن شدن بسترهای فیزیولوژیکی برخی فرآیندهای ذهنی استنباطی آغاز می شود.
برخی از محققان از روش شناسی پیاژه ای استفاده کرده اند و وظایفی را که کودکان انسانی در مراحل مختلف رشد به آنها می آموزند و بررسی می کنند که کدام یک از آنها می تواند توسط گونه های خاص انجام شود ، استفاده کرده اند. برخی دیگر از نگرانی ها در مورد رفاه حیوانات و مدیریت گونه های خانگی الهام گرفته اند . به عنوان مثال ، معبد گراندین از تخصص منحصر به فرد خود در زمینه رفاه حیوانات و رفتار اخلاقی دام های مزرعه برای برجسته کردن شباهت های اساسی بین انسان و حیوانات استفاده کرده است. [28] از دیدگاه روش شناختی ، یکی از اصلی ترین خطرات در این نوع کار ، انسان شناسی است ، تمایل به تفسیر رفتار یک حیوان از نظر احساسات انسانیافکار و انگیزه ها [1]