از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
پیروز خسرو ( فارسی میانه : Pērōz Khusraw )، همچنین معروف به پیروزان یا فیروزان ، یک اشراف قدرتمند ایرانی بود که رهبر گروه پارسیگ (پارسی) بود که بسیاری از امور امپراتوری ساسانی را در طول جنگ داخلی ساسانیان در سال 628 کنترل می کرد. -632 . وی در سال ۶۴۲ در جنگ نهاوند کشته شد.
فهرست
بیوگرافی [ ویرایش ]
جنگ داخلی ساسانیان [ ویرایش ]
نقشه بین النهرین ساسانی و اطراف آن.
از پیروز برای اولین بار در سال 628 به عنوان یکی از توطئه کنندگان علیه خسرو دوم یاد شده است. در این دوره پیروز رهبری جناح پارسیگ را بر عهده گرفت و اسپهبدان فرخ هرمزد رهبری جناح پهلوی (اشکانی) را بر عهده گرفت. پس از سرنگونی خسرو، پسر خسرو، کواد دوم ، پادشاه جدید امپراتوری ساسانی شد . پیروز سپس به عنوان ووزرگ فرامادار ( وزیر یا نخست وزیر ) او انتخاب شد. بنا بر گزارش ها، او به دستور کاواد، همه برادران و برادران ناتنی کاوااد را اعدام کرد. سپس کاواد با امپراتوری بیزانس صلح کرد، که تمام مناطق از دست رفته خود را بازگرداند.
اما اندکی پس از این اتفاقات، جناح پارسیگ و پهلوی با هم درگیر شدند که منابع کشور را تقسیم کرد. به زودی طاعون ویرانگر غرب ایران را فرا گرفت که نیمی از مردم را به همراه کواد دوم که اردشیر سوم جانشین وی شد، کشت . [1] پیروز سپس توسط ماه آذور گوشناسپ به عنوان ووزورگ فرامادار امپراتوری جانشین شد، در حالی که پیروز به عنوان فرمانده گارد سلطنتی ( hazarbed ) باقی ماند. [2] [3]
یک سال بعد شهربراز با نیرویی 6000 نفری [4] به سمت تیسفون حرکت کرد و شهر را محاصره کرد. شهربراز اما نتوانست شهر را تصرف کند و سپس با پیروز ائتلاف کرد. او همچنین با نامدار جوشناس، اسپهبد نیمروز ، ائتلاف کرد . [5] شهربراز به کمک این دو شخصیت قدرتمند تیسفون را به تصرف خود درآورد و اردشیر سوم را به همراه وزیرش ماه اعظور گوشناسپ از جمله دیگر بزرگان ساسانی مانند اردبیل اعدام کرد. چهل روز بعد شهربراز به دست فرخ هرمزد به قتل رسید و سپس براندخت دختر خسرو دوم را به سلطنت رساند. [6]
براندخت، اما توسط شاپور شهروراز ، پسر خواهر خسرو دوم، میرهران و شهربراز، عزل شد. او به زودی توسط پیروز و جناحش که حکومت او را به رسمیت نمی شناختند، خلع شد. او آذرمیدخت، خواهر براندخت را به عنوان پادشاه ایران تاج گذاری کرد. [7] فرخ هرمزد برای اتحاد با جناح پارسیگ و به دست گرفتن قدرت، از آذرمیدخت خواست تا با او ازدواج کند. آذرمیدخت که جرأت امتناع نداشت، او را با کمک سیاوش میهرانی که نوه بهرام چوبین ، اسپهبد معروف و مختصراً شاهنشاه بود، به قتل رساند .
اما به زودی توسط رستم فرخزاد ، پسر دومی کشته شد ، او سپس براندخت را به سلطنت بازگرداند، که بعداً با جناح پهلوی و پارسیگ ملاقات کرد و در آنجا هر دو جناح توافق کردند که با هم همکاری کنند. پیروز اما بعداً خود بوراندخت را خفه کرد [8] که به اتحاد پارسیگ و پهلوی پایان داد و خصومت آنها را از سر گرفت. رستم و پیروز اما از سوی مردان خود تهدید شدند که به گفته الطبری به رهبران دو جناح گفتند: «شما دو نفر به آن درجه ای نرسیده اید که ایران در این نظر با شما هم عقیده باشد. بعد از بغداد و والش آباد وتکریت ، فقط تیسفون وجود دارد. به خدا سوگند، یا شما دو نفر با هم متحد میشوید، وگرنه ما واقعاً با شما شروع خواهیم کرد.» پیروز و رستم بار دیگر با هم همکاری کردند و یزدگرد سوم ، نوه خسرو دوم را به عنوان پادشاه جدید شاهنشاهی تاج گذاری کردند.
حمله اعراب [ ویرایش ]
یک سال بعد، اعراب مسلمان شروع به فتح ایران کردند. در جنگ والاجا، بهمن جدهویه ، از اعضای فرقه پارسیگ ، همراه با اندرزغار با اعراب درگیر شدند . اما آنها شکست خوردند. در سال 634 پس از چند شکست ساسانیان، بهمن موفق شد اعراب را در نبرد پل شکست دهد . دو سال بعد، اعراب با تصرف القادسیه ، جایی که پیروز فرماندهی گارد عقب ارتش ساسانی را بر عهده داشت ، اقدام به ضد حمله کردند. ساسانیان شکست خوردند و بسیاری از چهره های سرشناس ایرانی از جمله رستم فرخزاد و بهمن جدهویه کشته شدند. سپس اعراب تیسفون را محاصره کردند. پیروز توانست زنده بماند و همراه بانخیرگان ، میهران رازی و هرمزان ، از جمله بقیه بازماندگان، در باول ( بابل ) دوباره جمع شدند و در آنجا تلاش کردند تا ارتش عرب را عقب برانند، اما بار دیگر شکست خوردند. [9]
تیسفون اندکی تسخیر شد و پیروز به جلوله گریخت و در آنجا شروع به تشکیل ارتش دیگری کرد. او بعداً در سال 637 در جنگ جلوله با اعراب درگیر شد و در آنجا بار دیگر شکست خورد و میهران رازی کشته شد. [10] پیروز سپس به ماد گریخت و در آنجا با اشراف ساسانی دوباره جمع شد و در نبرد نهاوند در سال 642 با اعراب جنگید و سرانجام در آنجا کشته شد. [11]
منبع
https://en.wikipedia.org/wiki/Piruz_Khosrow