نظریه ها [ ویرایش ]
تعاریف علمی [ ویرایش ]
حسادت (1927)، لازلو موهولی-ناگی
افراد حسادت را از طریق یک احساس یا یک رفتار واحد ابراز نمی کنند. [18] [19] [20] آنها در عوض حسادت خود را از طریق احساسات و رفتارهای متنوع ابراز میکنند، که ایجاد یک تعریف علمی از حسادت را دشوار میکند. دانشمندان در عوض آن را با کلمات خود تعریف می کنند، همانطور که در مثال های زیر نشان داده شده است:
- بنابراین، حسادت، هر واکنش تنفرآمیزی است که در نتیجه رابطه غیرعادی شریک زندگی که احتمال وقوع آن تلقی می شود، رخ می دهد. [22]
- "حسادت به عنوان یک پاسخ شناختی، عاطفی و رفتاری به تهدید یک رابطه تصور می شود. در مورد حسادت جنسی، این تهدید از دانستن یا مشکوک شدن به اینکه شریک زندگی خود با شخص ثالث فعالیت جنسی داشته است (یا تمایل به داشتن) دارد، نشات می گیرد. در مورد حسادت عاطفی، فرد از درگیری عاطفی شریک زندگی خود با شخص ثالث و یا عشق به او احساس خطر می کند. [23]
- "حسادت به عنوان یک واکنش دفاعی در برابر یک تهدید درک شده برای یک رابطه با ارزش تعریف می شود که از موقعیتی ناشی می شود که در آن مشارکت شریک زندگی در یک فعالیت و/یا شخص دیگری برخلاف تعریف فرد حسود از رابطه خود است." [24]
- "حسادت با تهدید جدایی یا از دست دادن یک شریک عاشقانه آغاز می شود، زمانی که این تهدید به احتمال علاقه عاشقانه شریک به شخص دیگری نسبت داده شود." [25]
این تعاریف از حسادت دو موضوع اساسی مشترک دارند. اول، همه تعاریف دلالت بر سه گانه متشکل از یک فرد حسود، یک شریک، و درک یک شخص ثالث یا رقیب دارند. دوم، همه تعاریف حسادت را به عنوان واکنشی به یک تهدید درک شده برای رابطه بین دو نفر یا یک زوج توصیف می کنند. واکنشهای حسادتآمیز معمولاً شامل احساسات و/یا رفتارهای نفرتآمیز است که تصور میشود برای روابط دلبستگی آنها محافظت میکند. این مضامین، معنای اساسی حسادت را در بیشتر مطالعات علمی تشکیل می دهند.
مقایسه با حسادت [ ویرایش ]
فرهنگ عامه از کلمه حسادت به عنوان مترادف برای حسادت استفاده می کند. بسیاری از تعاریف فرهنگ لغت شامل اشاره به حسادت یا احساس حسادت است. در واقع، استفاده همزمان از حسادت و حسادت سابقه طولانی دارد.
این اصطلاحات در کتابهای معروف «احساس خوب» مانند حسادت نانسی جمعه ، که در آن عبارت «حسادت» برای طیف وسیعی از احساسات، از حسادت گرفته تا شهوت و طمع، به کار میرود، بهطور بیتوجهی استفاده میشود. در حالی که این نوع استفاده، مرزهای بین مقولههایی را که از نظر فکری ارزشمند و از نظر روانشناختی قابل توجیه هستند، محو میکند، چنین سردرگمی از این جهت قابل درک است که کاوشهای تاریخی این اصطلاح نشان میدهد که این مرزها برای مدت طولانی مشکلاتی را ایجاد کردهاند. بررسی ریشهشناختی شگفتانگیز مارگوت گرزیواچ از این کلمه در زبانهای رومی و ژرمنی [26] در واقع بیان میکند که این مفهوم یکی از آنهایی بود که بیان آن در زبان دشوارترین بود و بنابراین از آخرین کسانی بود که واژهای بدون ابهام پیدا کرد.invidia ، بدون اینکه بین حسادت و حسادت تفاوت قائل شود. تا دوران پساکلاسیک بود که لاتین کلمه یونانی متاخر و شاعرانه zelotypia و صفت مرتبط zelosus را به عاریت گرفت . از این صفت است که jaloux فرانسوی , gelos پرووانسی , geloso ایتالیایی و celoso اسپانیایی مشتق شده اند . [27]
شاید استفاده همپوشانی از حسادت و حسادت به این دلیل رخ می دهد که مردم می توانند هر دو را همزمان تجربه کنند. ممکن است شخصی به خصوصیات یا دارایی های شخصی که اتفاقاً رقیب عاشقانه ای نیز هست حسادت کند. [28] در واقع، حتی ممکن است حسادت عاشقانه به عنوان نوعی حسادت تعبیر شود. [29] یک فرد حسود ممکن است به محبتی که شریک زندگیاش به رقیبش میدهد حسادت کند - محبتی که شخص حسود احساس میکند به خودش حق دارد. مردم اغلب از کلمه حسادت به عنوان یک برچسب گسترده استفاده می کنند که هم برای تجربه حسادت و هم برای تجربه حسادت به کار می رود. [30]
اگرچه فرهنگ عامه اغلب حسادت و حسادت را به عنوان مترادف استفاده می کند، فیلسوفان و روانشناسان مدرن برای تمایزات مفهومی بین حسادت و حسادت استدلال کرده اند. به عنوان مثال، فیلسوف جان رالز [31] بین حسادت و حسادت تمایز قائل میشود، زیرا حسادت مشتمل بر آرزوی حفظ آنچه که شخص دارد، و حسادت به آرزوی به دست آوردن آنچه که ندارد. بنابراین، کودک به توجه والدینش به خواهر یا برادرش حسادت می کند، اما به دوچرخه جدید دوستش حسادت می کند. روانشناسان لورا گوئررو و پیتر اندرسن همین تمایز را پیشنهاد کرده اند. [32]آنها ادعا می کنند که شخص حسود "درک می کند که یک رابطه ارزشمند دارد، اما در خطر از دست دادن آن یا حداقل تغییر نامطلوب آن است"، در حالی که شخص حسود "کالای ارزشمندی ندارد، بلکه آرزو می کند. برای تصاحب آن." جرود پاروت توجه را به افکار و احساسات متمایزی که در حسادت و حسادت رخ می دهد جلب می کند. [33] [34]
تجربه رایج حسادت برای بسیاری از افراد ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- ترس از دست دادن
- سوء ظن یا عصبانیت در مورد یک خیانت درک شده
- عزت نفس پایین و غمگینی به دلیل از دست دادن درک شده
- عدم اطمینان و تنهایی
- ترس از دست دادن یک شخص مهم به دست دیگری
- بی اعتمادی
تجربه حسادت شامل موارد زیر است:
- احساس حقارت
- حسرت
- رنجش از شرایط
- بدخواهی نسبت به شخص مورد حسادت اغلب با احساس گناه در مورد این احساسات همراه است
- انگیزه پیشرفت
- میل به داشتن ویژگی های جذاب رقیب
- عدم تایید احساسات
- غم و اندوه نسبت به دستاوردهای دیگران
پاروت تصدیق می کند که افراد می توانند حسادت و حسادت را همزمان تجربه کنند. احساس حسادت نسبت به رقیب حتی می تواند تجربه حسادت را تشدید کند. [35] با این حال، تفاوت بین حسادت و حسادت از نظر افکار و احساسات، تمایز آنها را در فلسفه و علم توجیه می کند.
در روانشناسی [ ویرایش ]
حسادت شامل یک «قسمت عاطفی» کامل است، از جمله یک «روایت» پیچیده، که شرایطی است که منجر به حسادت میشود، خود حسادت بهعنوان احساس، هرگونه تلاش برای خودتنظیمی ، اعمال و رویدادهای بعدی و حل اپیزود. روایت می تواند از حقایق تجربه شده، افکار، ادراکات، خاطرات، و همچنین تخیل، حدس و فرضیات سرچشمه بگیرد. هر چه جامعه و فرهنگ در شکل گیری این عوامل اهمیت بیشتری داشته باشد، حسادت می تواند منشأ اجتماعی و فرهنگی بیشتری داشته باشد. در مقابل، حسادت می تواند یک "وضعیت غیرقابل نفوذ شناختی" باشد، که در آن تحصیلات و باورهای عقلانی اهمیت بسیار کمی دارند. [36]
یک توضیح احتمالی در مورد منشأ حسادت در روانشناسی تکاملی این است که احساسات به منظور به حداکثر رساندن موفقیت ژنهای ما تکامل یافته است: این یک احساس مبتنی بر بیولوژیک است که برای تقویت اطمینان در مورد پدر بودن فرزندان خود انتخاب شده است. رفتار حسادت آمیز در مردان به منظور اجتناب از خیانت جنسی و در نتیجه هدر دادن منابع و تلاش برای مراقبت از فرزندان دیگران است. [37]علاوه بر این، توضیحات فرهنگی یا اجتماعی در مورد منشأ حسادت وجود دارد. به گفته یکی، روایتی که حسادت از آن سرچشمه می گیرد تا حد زیادی می تواند ساخته تخیل باشد. تخیل به شدت تحت تأثیر محیط فرهنگی یک فرد قرار می گیرد. الگوی استدلال، روشی که فرد موقعیت ها را درک می کند، به شدت به زمینه فرهنگی بستگی دارد. در جاهای دیگر پیشنهاد شده است که حسادت در واقع یک احساس ثانویه در واکنش به نیازهای برآورده نشده است، چه نیازهایی برای دلبستگی، توجه، اطمینان یا هر شکل دیگری از مراقبت که در غیر این صورت انتظار می رود از آن رابطه عاشقانه اولیه ناشی شود.
در حالی که روانشناسی جریان اصلی برانگیختگی جنسی از طریق حسادت را یک پارافیلیا در نظر می گیرد ، برخی از نویسندگان در مورد جنسیت استدلال کرده اند که حسادت در ابعاد قابل کنترل می تواند تأثیر مثبت قطعی بر عملکرد جنسی و رضایت جنسی داشته باشد. مطالعات همچنین نشان داده است که حسادت گاهی باعث افزایش اشتیاق نسبت به شریک زندگی و افزایش شدت رابطه جنسی پرشور می شود. [38] [39]
حسادت در کودکان و نوجوانان بیشتر در افراد دارای عزت نفس پایین مشاهده شده است و می تواند واکنش های تهاجمی را برانگیزد. یکی از این مطالعات نشان می دهد که ایجاد دوستان صمیمی می تواند با ناامنی عاطفی و تنهایی در برخی از کودکان، زمانی که آن دوستان صمیمی با دیگران تعامل دارند، به دنبال داشته باشد. حسادت با پرخاشگری و اعتماد به نفس پایین مرتبط است. [40] تحقیقات Sybil Hart، PhD، در دانشگاه فناوری تگزاس نشان میدهد که کودکان در شش ماهگی میتوانند حسادت و حسادت خود را نشان دهند. [41] نوزادان هنگامی که مادرانشان توجه خود را بر روی یک عروسک واقعی متمرکز کردند، علائم پریشانی را نشان دادند. این تحقیق میتواند توضیح دهد که چرا کودکان و نوزادان هنگام تولد خواهر یا برادر ناراحتی نشان میدهند و پایه و اساس رقابت بین خواهر و برادر را ایجاد میکند. [42]
علاوه بر حسادت سنتی، حسادت وسواسی نیز وجود دارد که می تواند نوعی اختلال وسواس فکری -اجباری باشد. [43] این حسادت با حسادت وسواسی و افکار شریک زندگی مشخص می شود.
در جامعه شناسی [ ویرایش ]
نوشتار اصلی: جنبههای اجتماعی حسادت
انسان شناسان ادعا کرده اند که حسادت در فرهنگ ها متفاوت است. یادگیری فرهنگی می تواند بر موقعیت هایی که باعث حسادت می شود و نحوه ابراز حسادت تأثیر بگذارد. نگرش نسبت به حسادت نیز می تواند در طول زمان در یک فرهنگ تغییر کند. به عنوان مثال، نگرش نسبت به حسادت به طور اساسی در دهه های 1960 و 1970 در ایالات متحده تغییر کرد. مردم ایالات متحده نظرات بسیار منفی تری در مورد حسادت داشتند. همانطور که مردان و زنان برابرتر شدند، ابراز حسادت کمتر مناسب یا قابل قبول شد.
حسادت عاشقانه [ ویرایش ]
حسادت عاشقانه در نتیجه علاقه عاشقانه به وجود می آید.
آن را به عنوان مجموعه ای از افکار، احساسات و اعمالی که به دنبال تهدیدهای مربوط به عزت نفس و/یا تهدیدی برای وجود یا کیفیت رابطه به دنبال دارد، تعریف می شود، زمانی که این تهدیدها توسط ادراک یک جاذبه عاشقانه واقعی یا بالقوه بین فرد ایجاد می شود. شریک و رقیب (شاید خیالی). [ 44] متفاوت از حسادت جنسی، حسادت عاشقانه توسط تهدید علیه خود و رابطه (به جای علاقه جنسی در شخص دیگر) ایجاد می شود. عواملی مانند احساس بی کفایتی به عنوان یک شریک، انحصار جنسی، و تلاش نسبتاً بیشتر در رابطه، با حسادت رابطه در هر دو جنس همبستگی مثبت دارند.
پاسخ های ارتباطی [ ویرایش ]
از آنجایی که حسادت عاشقانه یک واکنش پیچیده است که دارای اجزای متعددی است، یعنی افکار، احساسات و اعمال، یکی از جنبه های حسادت عاشقانه که مورد مطالعه قرار می گیرد، پاسخ های ارتباطی است. پاسخهای ارتباطی سه کارکرد حیاتی را در یک رابطه عاشقانه انجام میدهند، یعنی کاهش عدم اطمینان، حفظ یا ترمیم رابطه، و بازگرداندن عزت نفس. [45] اگر به درستی انجام شود، پاسخهای ارتباطی میتوانند پس از تجربه حسادت عاشقانه به روابط رضایتبخشتری منجر شوند. [46] [47]
دو زیر مجموعه از پاسخ های ارتباطی وجود دارد: پاسخ های تعاملی و پاسخ های رفتار عمومی. پاسخهای تعاملی چهره به چهره و توسط شریک هدایت میشوند، در حالی که پاسخهای رفتاری عمومی ممکن است به صورت تعاملی رخ ندهند. [45] گوئررو و همکارانش انواع مختلفی از پاسخهای ارتباطی حسادت عاشقانه را دستهبندی میکنند. پاسخهای تعاملی را میتوان به شش نوع تقسیم کرد که در مکانهای مختلف در تداوم تهدید و مستقیم قرار میگیرند:
- اجتناب/ انکار (تهدید کم و مستقیم بودن کم). مثال: ساکت شدن; تظاهر به اینکه چیزی اشتباه نیست
- ارتباطات یکپارچه (تهدید کم و مستقیم بودن بالا). مثال: توضیح احساسات. با آرامش شریک زندگی را زیر سوال می برد
- فاصله گذاری فعال (تهدید متوسط و مستقیم بودن متوسط). مثال: کاهش محبت.
- بیان عاطفه منفی (تهدید متوسط و مستقیم بودن متوسط). مثال: تخلیه ناامیدی. گریه کردن یا عصبانی شدن
- ارتباط توزیعی (تهدید بالا و مستقیم بودن بالا). مثال: بی ادبی کردن. اظهار نظرهای توهین آمیز یا توهین آمیز
- ارتباط خشونت آمیز/ تهدید (تهدید زیاد و مستقیم بودن بالا). مثال: استفاده از نیروی فیزیکی.
گوئررو و همکارانش همچنین پنج پاسخ رفتاری کلی را پیشنهاد کرده اند. پنج نوع فرعی در این که آیا پاسخ 1) معطوف به شریک یا رقیب (ها)، 2) جهت کشف یا تعمیر، و 3) دارای ظرفیت مثبت یا منفی متفاوت است:
- نظارت/محدودیت (با هدف رقیب، کشف محور، معمولاً دارای ارزش منفی). مثال: مشاهده رقیب; تلاش برای محدود کردن تماس با شریک
- مخاطبین رقیب (هدف رقیب، کشف گرا/ تعمیر گرا، معمولاً دارای ظرفیت منفی). مثال: رویارویی با رقیب.
- تلاشهای دستکاری (با هدف شریک، تعمیر محور، دارای ظرفیت منفی). مثال: فریب دادن شریک زندگی برای آزمایش وفاداری. تلاش برای ایجاد احساس گناه در شریک زندگی
- ترمیم جبرانی (با هدف شریک، تعمیر محور، معمولاً دارای ظرفیت مثبت). مثال: ارسال گل برای شریک زندگی.
- رفتار خشونت آمیز (-، -، دارای ظرفیت منفی). مثال: کوبیدن درها.
در حالی که برخی از این پاسخ های ارتباطی مخرب و تهاجمی هستند، به عنوان مثال، ارتباط توزیعی و فاصله گذاری فعال، برخی از افراد به حسادت به شیوه ای سازنده تر پاسخ می دهند. [48] ارتباط یکپارچه، ترمیم جبرانی، و بیان عاطفه منفی نشان داده شده است که منجر به نتایج رابطه مثبت می شود. [49] یکی از عواملی که بر نوع پاسخهای ارتباطی ایجاد شده در فرد تأثیر میگذارد، احساسات است. خشم حسادت با پاسخ ارتباطی پرخاشگرانه تری همراه است در حالی که تحریک تمایل به رفتارهای ارتباطی سازنده تری دارد.
محققان همچنین بر این باورند که حسادت زمانی که تجربه میشود میتواند ناشی از تفاوت در درک سطح تعهد زوجین باشد، نه اینکه مستقیماً ناشی از زیستشناسی باشد. این تحقیق نشان داد که اگر شخصی برای روابط طولانی مدت بیشتر از انحصار طلبی ارزش قائل باشد، آن افراد به احتمال زیاد نسبت به خیانت عاطفی حسادت نشان می دهند تا خیانت فیزیکی. [50]
از طریق مطالعه ای که در سه کشور اسپانیایی زبان انجام شد، مشخص شد که حسادت فیس بوک نیز وجود دارد. این حسادت فیس بوک در نهایت منجر به افزایش حسادت رابطه می شود و شرکت کنندگان در مطالعه نیز در نتیجه حسادت فیس بوک، عزت نفس را کاهش دادند. [51]