شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ - 11:17 - nali -
***
**عنوان: غبارِ روزمرگی**
غبارِ روزمرگی، بر دیده نشسته،
هدفی گم شده، چون ستارهیِ شکسته.
مسیرِ زندگی، در غبارِ سراب،
کجا رویم کنون؟ در این شامِ خراب؟
نه شوقِ دیروزی، نه اندیشهیِ فردا،
در این چرخه گرفتار، دل از غم شده شیدا.
چه کنم با این روزها، که تکرارِ عبث؟
ره گم کردهام، در این بادیه، سَرسَخت.
اما در همین تاریکی، جرقهای هست،
شناختِ درد، خود، آغازِ رَستن است.
از این روزمرگی، از این بی هدفی،
نوری خواهد تابید، اگر جوییم، در این تپشِ نبضِ هستی.
***