**«میثاقِ سرخ»**
«اگر خیلِ وحوشِ زمان، پنجه بر جانم اندازند، و ددانِ دژخیم، راهِ درندگی سازند، و پارههای تنم را به یغما ببرند، من از آستانِ تو، ای قبلهگاهِ جان، دوری نگزینم و سر از این پیمان برنچینم. انسانِ خبیث، هر چه بر زبان راند، در خورِ خویش خواند و تیرِ ملامت، چون کمانِ شکسته، به سویِ صاحبش بازگردد. امیدِ ما، نه در سایهی ستمگران، که در رستگاریِ جاویدان و همنشینی با اولیایِ سبحان است.
بعد از تو، شکافِ اختلاف در جانِ امّت افتاد، اما سعادت، نه در گسستن، که در پیوستن به ولایتِ علی (ع) است که هرگز نباید از او جدا شد. در طلیعهی اربعین، با اشکی که از دیده جاری بود، در شطِّ فرات غسلِ عشق کردم و چون تشنهای به سرابِ مزارت رسیدم. تو در خاک و من در فغان؛ تو نشناختی مرا و من در آن ماتمکده، حیران ماندم.
بدانید که شهادت، طوقِ اسارت نیست، که کلیدِ رهایی از بندِ حقارت است. افتخارِ ما، پیوندِ ناگسستنیِ ایران با مظلومان است؛ ما با هم، در این میدان، همرزِم و همسنگریم. نفاقِ دشمن، راه به جایی نبرد و اشغالگری، بنیادش بر بادِ فنا رود. ما بر عهدِ خویش استواریم؛ شما با ما و ما با شما، مسئولیتِ سنگینِ صبر را بر دوش میکشیم و یکپارچه، علیه ستمکارانِ پست، پایداری میکنیم.
جهان، چشمدوزد به ما و ما پیروزِ میدانِ نوریم. درود بر حسین (ع) و فرزندانش، درود بر اصحابِ وفادارش. خدا بزرگ است و ما گواهی میدهیم به یگانگیِ ذاتِ حق، و رسالتِ محمد (ص) و ولایتِ علی (ع). بشتابید به سویِ نماز، بشتابید به سویِ رستگاری، که خیرِ اعمال، در راهِ اوست. الله اکبر، الله اکبر...»