### معانیِ پنجگانهٔ «بند» در این شعر:
1. **زنجیر و قید** (اسارت در تعلّقات دنیا)
2. **مفاصل و اندامِ وجود** (بند بندِ بدن در حال خشوع)
3. **سد و مانع** (پناهگاه در برابر طوفانِ گناه)
4. **التیام و ترمیم** (بند زدنِ چینیِ بشکستهٔ دل)
5. **گره و پیوندِ نجات** (چنگ زدن به حبلالله)
---
## شعر «پنجِ بند»
*(با ردیفِ جناسِ کاملِ «بند»)*
ای که بستی بر پرِ پروازِ خود با دستِ خود **بند**
*(معنی ۱: قید و زنجیر)*
عاقبت دنیا تو را در خود کشید و ساخت با **بند**
در نماز آمد دلِ افسرده و لرزید از شرم
وقتی آمد رو به درگاهش، تمنا کرد هر **بند**
*(معنی ۲: بند بندِ وجود و مفاصل)*
پیشِ سیلِ بیامانِ غفلت و طوفانِ حسرت
یادِ او در سینهٔ بیدار میگردد چو یک **بند**
*(معنی ۳: سد و مانع)*
این دلِ بشکسته از بارِ گناهان را بگویید
جز نگاهِ رحمتِ حق، کس نخواهد زد بر آن **بند**
*(معنی ۴: التیام و ترمیمِ شکستگی)*
از همه بگسل، دل از بتهایِ پوشالی ببرّان
تا ببندی بر عروةالوثقایِ فضلش محکم این **بند**
*(معنی ۵: گره و پیوندِ نجات)*
--
توضیح
بر روی جناسِ کاملِ واژهٔ **«بند»** تمرکز کردم؛ واژهای شگفتانگیز در زبان فارسی که در عین کوتاهی، چندین معنای کاملاً متفاوت و عمیق دارد و تمام مفاهیم این دکلمه (اسارات دنیا، خضوع در نماز، التیام دل، سدِ نجات و پیوند با حق) را در خود جای میدهد:
### چگونگیِ خوانش و دکلمه:
در اجرای این شعر، هر بار که واژهٔ **«بند»** در پایان بیت فرومیآید، باید با مکثی کوتاه و آهسته ادای لحن تغییر کند تا شنونده انتقالِ معناییِ جناس (از اسارت به سجده، از سد به التیام و پیوند) را کاملاً احساس کند.