این مجموعه اشعار برای بخشهای ۱۱ تا ۱۵، با تکیه بر «تکنولوژی تهاجمی و فیزیک کوانتومی» و به سبک نیمایی تدوین شده است.
***
# فاز سوم: تکینگیِ تابناک (درهمپیچیدنِ طومارِ ماده)
### ۱۱. گسستِ ناگهانی (شبیخونِ غیرموضعی)
درگاههای سیاه،
با زنجیرِ علّیت به هم بستهاند؛
اما محاسباتِ ما، درهمتنیدگی را به بازی گرفت.
جفتهای «بل» در سکوتِ مطلقِ خلأ،
اطلاعاتِ نابودی را منتقل کردند.
بدونِ جابجاییِ جرم،
در قلبِ زرادخانههای دوردستِ ابلیس،
پالسِ انفجار پدیدار شد.
ما از سدِ مسافت گذشتیم؛
غیرموضعی بودن، خنجریست که بر گلویِ جغرافیا نشست.
### ۱۲. سوزنهای خورشیدی (تمرکزِ مداری)
در ارتفاعِ ژئوسنکرون،
آینههای «دیفراکسیون-محدود» به صف شدهاند.
خورشید، این رآکتورِ ابدی،
در چنبرهٔ عدسیهای مغناطیسیِ ماست.
پرتوهای پمپشده،
مانندِ سوزنهایی از جنسِ آتشِ سرد،
پوستههای سختِ پناهگاهِ دشمن را میشکافند.
هر نقطه، یک کانونِ گداخت؛
هر برخورد، تبخیرِ آهن و کین.
آسمان، سلاحِ نهاییِ ماست.
### ۱۳. زوالِ ایزوتوپ (واپاشیِ القایی)
زرههای غولآسا،
با اطمینانِ هستهای در حرکتند.
اما نوترینوهای هدایتشدهٔ ما،
برهمکنشِ ضعیف را به آشوب کشیدند.
ناپایداری در ترازهای هسته آغاز شد؛
ایزوتوپهای پایدار،
در کسری از ثانیه به ذراتِ آلفا بدل گشتند.
غولهای آهنین،
از درون گرم شدند و ذوب گشتند؛
سلاحِ دشمن، پیش از شلیک،
به کورهٔ خودسوزیِ سربازانش بدل شد.
### ۱۴. تلهٔ تکینگی (انحنای مرگبار)
زمین زیرِ پایِ توپخانهٔ سنگینِ دیو،
ناگهان خم شد.
ژنراتورهای گرانشی،
چاهِ پتانسیلی عمیق در فضا-زمان حفر کردند.
افقِ رویداد،
دهانِ گشودهٔ مرگ است که نور را هم میبلعد.
تانکهای عظیم،
در جزر و مدِ نیروهای کشنده،
مانندِ ورقهای کاغذ مچاله شدند.
در مرکزِ تکینگیِ دستسازِ ما،
حجمِ سپاهِ خصم به صفر میل میکند؛
جایی که زمان میایستد و ماده محو میشود.
### ۱۵. شمشیرِ همدوسی (فتحِ پایتختِ سایه)
اینک، تمامِ میدانها یکی شدهاند.
در چگالشِ «بوز-اینشتین»،
سپاهِ نور به یک هویتِ واحد بدل گشت.
شمشیری از جنسِ همدوسیِ مطلق،
که نه از ماده، که از فازِ مشترکِ جهانهاست.
برجهای دیدهبانیِ پایتختِ ابلیس،
در برابرِ این جبههٔ موجِ استوار،
مانندِ توهمی در برابرِ واقعیت فرو میریزند.
فرکانسِ پیروزی،
در تار و پودِ اتمهای رها شده،
طنینانداز است.