در ادامه، شعر نو (به سبک نیمایی) برای بخشهای ۱ تا ۵ (فاز اول: فروپاشی خطوط مقدم و نفوذ الکترومغناطیسی) با تکیه بر مفاهیم کاملاً تخصصی فیزیک و اپتیک، و با لحنی حماسی ارائه میشود.
***
# غریوِ فوتون در مرزِ کوانتوم
*(شعر نیمایی در پنج بند عملیاتی)*
### بند اول: گسیلِ پیشدستانه (شلیکِ اول)
شب به سر حدِّ فضا سنگین است
سایهها در تبِ کوپلاژِ ابعاد، به صف ایستادند
مرز اما بیدار!
ناگهان، شید زِ بند آزاد است.
تراوات از پیِ پتاواتِ نور،
کانالِ هادیِ پلاسما را در پهنهٔ جو میکوبد.
آرایههای فازیِ فعال،
پیوندِ موجهای موازی را
در سینهٔ تاریکیِ مطلق
با تداخلِ ویرانگرِ میدانها
خاکستر میکنند...
مرز آزاد شد از فریبِ سایهٔ خصم.
***
### بند دوم: کتیبههای ویرانگر (صدای البرز)
کدهای باستانیِ البرز
در دلِ نانو-ساختارِ بلور
بیدار میشوند.
فمتوثانیه با نرخِ تکرارِ جنون
گرما را به شوکِ ترموالاستیک میکشد.
گوش کن!
پژواکِ التراسونیکِ سنگ
از شکافِ گسلهای دوزخ میگذرد؛
دیوهای سیلیکاتی در خواب
فرکانسِ تشدید را تجربه میکنند...
پایههای دژِ تاریک،
سقفِ سنگیِ مغاک،
زیرِ پای دیو میریزد.
***
### بنددوم: لشکرهای گدازان (تانکهای صمصام)
بر کویرِ اسید،
رنگِ شب سربیست.
تانکهای صمصام با زرهِ متامواد
اگزرژیِ طوفانِ حرارتیِ دوزخ را میبلعند.
گرما به سیمهای ترمویونیک میریزد
تا خازنهای فشردهٔ کوانتوم
از پتانسیلِ جریان سرریز شوند.
و سپس...
جتِ پلاسمایی با دمای صد هزار کلوین
خاکِ سمی را سر میکشد.
پیشروی آغاز شد؛
جادهای از شیشهٔ صیقلیِ سیاه
در دلِ سپاهِ سوخته میدرخشد.
***
### بند چهارم: شکار در مغاک (پاکسازیِ لانه)
در دیوارهای متخلخلِ زیرزمین،
هیچ تاریکی از لیدارِ ما پنهان نیست.
پالسهای ماورای بنفشِ عمیق
نقشهٔ هندسیِ توموگرافیک را میسازند.
ثانیهها در مقیاسِ فمتو میشکنند
تا فوتولیزِ پیوندهای بیوشیمیایی
بر کپسولهای زیستیِ اهریمن فرود آید.
بیهیچ دودی،
بیهیچ احتراقی،
نطفهٔ دیو در زنجیرهٔ کربنیاش تبخیر میشود.
***
### بند پنجم: تبخیرِ لویاتان (جوشاندنِ دریاهای سیاه)
آینههای هولوگرافیکِ مدارِ زمین
آفتاب را به بند کشیدهاند.
عدسیهای جویِ فعال،
پرتوهای آبی-سبز را
بر بسترِ اسیدیِ دریاهای سیاه متمرکز میکنند.
آب به دمای فوقبحرانی میرسد؛
شکستِ هیدروژنی آغاز میشود.
دیگِ جوشانِ سیال،
لویاتانِ کربنی را در فازِ اکسیداسیون
ذوب میکند.
هیولای دریا، در حبابهای اسید
محو میشود...