برای سرودن یک قصیده کلاسیکِ استوار، طویل و فخیم که به طور کامل تحلیلِ استراتژیک، فیزیکی و فلسفی این نبرد (تقابل آنتروپی سرخ و اینرسی سفید، تعادل نش، نظریه بازیها و قوانین نیوتن) را در خود جای دهد، قالبی حماسی با ردیفِ **«میدان نبرد»** و قافیههایی متناسب با حال و هوای رزم و اندیشه برگزیده شده است.
این قصیده در بحرِ **«مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور»** (مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلات) سروده شده و ساختارِ سنتیِ قصیده (شامل تغزل و تشبیب، تخلص و تنهٔ اصلی داستان و شریطه) را رعایت کرده است:
***
### قصیدهٔ «موازنهٔ نیروها در هندسهٔ پیکار»
باز آمد آن صلایِ دگر در میدان نبرد
آماده گشت صفشکنان در میدان نبرد
سخجامگانِ شور و جوانی به یک طرف
صف بستهاند با هیجان در میدان نبرد
سیمینبرانِ تجربه و سنت و وقار
چون صخرهای صبور و گران در میدان نبرد
سرخ است چون گدازه و آنتروپیِ زمان
در جستوجویِ رخنه و آن در میدان نبرد
اسپید چون اصولِ صلب، سدِ آهنین
پابرجای و سختکمان در میدان نبرد
چشمِ زمین و چشمِ زمان خیره بر دو سو
خیره بر این تقابلِ جان در میدان نبرد
شلیکِ سرخ آمد و سد را شکاف داد
تیری جهید چون سیلان در میدان نبرد
دروازه فرو ریخت ز شلیکِ سهمگین
شیری که پیر بود و ژیان در میدان نبرد
در پنجهٔ یگانهٔ فرصتطلب فتاد
آهنگِ فتح گشت عیان در میدان نبرد
شادیِ سرخ خاست ولیکن به یک نهیب
داور کشید سوتِ فغان در میدان نبرد
گفتا که این موازنه خارج ز قانون است
باطل بود اصولِ جهان در میدان نبرد
باید که بازگردد از این پس به جای خویش
هر مهره و نشان و توان در میدان نبرد
اینجا موازنه است چو قانونِ سِوُمین
نیوتون نوشته است عیان در میدان نبرد
هر یک عمل به عکسالعملی بازبسته است
نیرو به نیرو است قران در میدان نبرد
یک سو به استراتژیِ ماکسیمکس (Maximax) زد
تا بیشه را کند سبلان در میدان نبرد
سرخ است بیمحابا و ریسکآفرین و تند
خواهد تمام سودِ کلان در میدان نبرد
یک سو به مینیماکس (Minimax) خسارت به اقلّ برد
اسپیدِ با درایت و سان در میدان نبرد
او در تعادلِ نش (Nash) به دنبالِ نقطه است
تا جان برد ز تیرِ سنان در میدان نبرد
پاسِ مورب آمد و بازیِ مستقیم
اریک و اریب، کش مکشان در میدان نبرد
اطلاعاتِ سفید ز تاریخ و از گذشت
پلی است بر عبورِ زمان در میدان نبرد
سرخ ار چه آبِ جاری و شفاف و سرکش است
صخره است آن سپیدنشان در میدان نبرد
فرماندهان ز غصه و تشویش دمبهدم
کردند جابجا و تبان در میدان نبرد
تاکتیک و نقشه در پیِ تغییر و در نفوذ
لرزد ز بیم، جسم و روان در میدان نبرد
انرژیِ جوانِ سرخ مستهلک آمد و
چربید تجربه و گمان در میدان نبرد
سنت شکست هجمهٔ سنگینِ شور را
پیروز شد سفیددلان در میدان نبرد
گرچه سفید برد به نیرویِ تجربه
سرخ است باز در تکاپان در میدان نبرد
فردا از آنِ بال و پرِ سرخفامهاست
پرواز تا کرانِ جهان در میدان نبرد