پنجشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۵ - 11:37 - nali -
**عنوان: پرده بر کوهِ نقرهای**
چشمان ز کوهِ من فروبندید، ای غریبان
این جلوه را نسزد که ببیند هر بیابان
کوهِ من است این، آن سپیدِ دورِ درخشان
پوشیده در نور و وقار و برف و باران
ای کوهِ نقرهای، فقط بر من نظر کن
نورت بفرست و جانِ من را شعلهور کن
بگذار عطرِ خویش را نسیمِ تو آرد
تا در دلِ من رازِ آن پیوند بگذارد
من پاسبانِ خلوتِ آن قلههایم
من محرمِ آن برفها و روشنیهایم
نامحرمان را راهی این آیین نباشد
چشمی جز این چشمِ مرا در چین نباشد
نسیمِ تو از آنِ من، ای کوهِ مهتاب
ای شانهات آرامِ ابر و برف و مهتاب
من دوست دارم با تو تنها باشم، ای کوه
در سایهسارِ آن تماشاها، فقط کوه