سه شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۵ - 11:37 - nali -
ای داورِ دیدهبانِ تبارِ پردهنشین
تا کی کنی حکمِ حق را اسیرِ آستین؟
گفتی موازنه؛ دیدیم واژگون شده میزان
کِی راست گردد ترازو، اگر کج است نگین؟
دیوِ سپید آمد و با قلمِ نهان نوشت
کز جوهرِ تبانی است رقمِ آخرِ این
دستِ نهان، چون عیان شد، نه پرده ماند و نه شرم
کز پردهداریِ تو شد پردهداری، مهین؟
یارِ سیاه، آن که جنایت آفرید آشکار
با فشارِ پشتِ صحنه شد از گزند، امین
کارتِ سرخش به تعلیق رفت و او بماند
تا فتنه را بپرورد میانِ اهلِ زمین
پس بردِ سپیدان، نه از فضیلتِ کار
که از شکستنِ قانون به حیلههای قرین
ای عقل! گواه باش: کجا بود «عدل»؟ کجا؟
کاین قصه بیعدل باشد، ظفرش چیست جز ننگین؟
---