چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵ - 20:34 - nali -
سانتِ اریبِ کنگو
بازی
با شروعی خیرهکننده
برای کنگو آغاز شد.
خطِ میانی،
بیترس
بیتردید،
دریبل زد؛
عجیب،
روان،
چون رودی که
سنگها را به بازی میگیرد.
پاسها،
ریسکی
اما دقیق؛
کمترین خطا،
بیشترین جسارت.
بازیکنانِ انگلیس
در پیِ سایهها دویدند،
اما توپ
راهِ خودش را میدانست.
سانتی اریب
از قلبِ میدان،
از کنارِ مدافعِ نخست،
از فرازِ مدافعِ دوم،
تا عمقِ محوطه.
شوت...
و ناگهان،
گل...
گل...
گل...
ورزشگاه
از فریادها لرزید.
کنگو
خطوطِ مستقیم را شکست؛
با سانتهای اریب،
با دویدنهای اریب،
با فکرهای اریب،
و با حملههایی
که از هیچ نقشهی تکراری
پیروی نمیکردند.
فوتبال
گاهی هندسه نیست؛
شعر است.
شعری
که بر چمن نوشته میشود،
با ردِّ کفشها،
با پاسها،
با نفسها،
و با گلی
که از دلِ جسارت
متولد میشود.