فتحِ قلوب
امام حسین، شهیدِ یک روز نبود،
شهیدِ تمامِ تاریخ بود، در تمامِ زمین، در تمامِ زمان.
نامش از مرزهای خاک گذشت، و در خانههای دل سکونت گرفت.
بر کودکان، چون نخستین درسِ شجاعت.
بر جوانان، چون فریادِ آزادی.
بر پیران، چون یادِ استقامت.
بر زنان، چون روایتِ صبر و کرامت.
بر مردان، چون پیمانِ مسئولیت.
او نه فاتحِ شهرها، که فاتحِ قلوب بود.
نه بر تختها، که بر اندیشهها حکومت کرد.
شمشیرها تن را شکستند، اما نتوانستند راه یافتنِ او را به جانِ انسانها ببندند.
او در سیاست، معنای عدالت شد؛
و در دیانت، معنای اخلاص.
او آموخت که سیاست بیاخلاق، قدرتی کور است؛
و دیانت بیعدالت، پوستهای بیروح.
پس کربلا تنها یک میدانِ نبرد نبود؛
دانشگاهی بود برای تمامِ عصرها،
که در آن آزادی، کرامت، عدالت، مسئولیت و حقیقت
در خونِ یک شهید تفسیر شدند.
و هنوز،
در هر زمان که انسانی در برابرِ ظلم میایستد،
در هر مکان که دلی به سوی حقیقت میرود،
پژواکِ همان ندا شنیده میشود:
«انسان را نمیتوان شکست داد، اگر وجدانش بیدار باشد.»