:::writing
**عاقبت زندگیتان جهنمِ ناابد**
تمام شر و وحشت
ارثتان جور و ستم
نفرت و خشم
خونریزی و جهلِ مسلح
با اتم
با ناوهای جنگی
و فریاد دروغینِ دموکراسی
آزادی!
ننگ بر رفتارتان
ننگ بر نامتان
صنعت برای ساختنِ گرسنگی
و بازار برای فروختنِ مرگ
بوی تعفن از دهانتان
بدنتان مزبلهای از طمع
کراواتتان ماری پیچیده بر گلو
پاهایتان فرو رفته در فضولات
غرق در کثافت
اما خود را
عاری از عیب میپندارید
لباستان دوخته از جرم و جنایت
خانههایتان
قبرستان کودکان
و کوچهها
دکانِ رهگذرانِ مرگ
اما زمین خاموش نمیماند
خون بیگناهان
روزی فریاد خواهد شد
آن روز
نه ناوها
نه اتمها
نه زرادخانههای غرورتان
هیچکدام
دیوار سقوطتان نخواهد شد
نامتان خواهد سوخت
در حافظهٔ تاریخ
و عاقبتِ زندگیتان
جهنمِ ناابد.
:::