**عنوان: سرود یازده دلیر**
ایران! ایران!
بخروش ای جانِ میدان — ایران! ایران!
در دروازه چو کوه استوار
**باورِ سیصد و هفتاد و سه**، بیدار و هوشیار
بگو با ما دوباره:
ایران! ایران!
در خطِّ دفاع، دیوارِ نور است
**نور و قدیر و قادر، هرمزِ پرغرور است**
چهار آذر در یک صف، برای این دیار
بخروش ای سکوها:
ایران! ایران!
در میانهٔ میدان، نبضِ نبرد بیدار
**فاتحِ سیصد و سیزده**، محورِ استوار
کنارش **ذوالفقار** چون رعدِ بیامان
و **دزفول** شعلهور در قلبِ کارزار
فریاد بزن با هم:
ایران! ایران!
و آنگاه زمانِ حمله میرسد
دلِ ورزشگه از طوفان میلرزد
از راست میتازد **حاج قاسم**، چون باد
در قلبِ زمین ایستاده **عماد**
و از چپ، خروشِ آتشینِ میدان
**خیبر، خرمشهرِ چهار**
بکوب بر طبلِ میدان:
ایران! ایران!
یازده دلیر از خاکِ خورشید
یازده صدا از قلبِ امید
تا آخرِ بازی یک نداست در جهان:
ایران! ایران!
ایران! ایران!
:::