پیش از سوتِ آغاز، غوغا بهپا میکنند
نور و صدا و نمایش — **هیاهو، هیاهو**
سایه میسازند از وهمِ خویش
بزرگتر از حقیقت — **هیاهو، هیاهو**
رعب میپاشند در بادِ تبلیغ
با شو و تصویر — **هیاهو، هیاهو**
اما دلِ میدان جایِ نمایش نیست
اینجا عمل است — **ایستادهایم، ایستادهایم**
آرش کمانِ اراده را میکشد
تیز و سنجیده — **ایستادهایم، ایستادهایم**
فتح قدم میزند بر ضرباهنگِ نبرد
فاتح صدا میشود در یورش — **ایستادهایم، ایستادهایم**
شاهین و عقاب از فرازِ آسمانِ بازی
چشم بر هر حرکت — **ایستادهایم، ایستادهایم**
پرستو با چرخشی نرم و دقیق
رگِ فضا را میشکافد — **ایستادهایم، ایستادهایم**
و آن آتشفشانِ درونِ میدان
نه از خشم، که از ایمان میجوشد — **ایستادهایم، ایستادهایم**
بارِ روانیِ هیاهو فرو میریزد
چون موجی بر صخره — **ایستادهایم، ایستادهایم**
نمایش خاموش میشود در برابرِ عمل
حقیقت روشن میماند — **ایستادهایم، ایستادهایم**
تا پایانِ بازی و فراتر از آن
با قدرتِ یاران — **ایستادهایم، ایستادهایم**