شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵ - 3:21 - nali -
هیاهوی سؤالهای بیپاسخ
در ذهنم
شب همیشه زودتر از آسمان شروع میشود
و پر از صداهایی است
که هیچکس جز خودم نمیشنود
سؤالها
مثل پرندههای بیقرار
از شاخهی فکر میپرند
و روی هیچ جوابى نمینشینند
یکی میپرسد: چرا؟
دیگری میگوید: چگونه؟
و سومی
فقط نگاه میکند
و میخندد به ناتمامی جهان
هیاهو زیاد است
اما هیچ صدایی به نتیجه نمیرسد
انگار عقل
در یک بازار شلوغ
دنبال سکوت میگردد
من
میان این ازدحام ایستادهام
نه پاسخ دارم
نه فرار
فقط گوش میدهم
و عجب تناقضیست
هرچه سؤالها بیشتر میشوند
جهان واقعیتر به نظر میرسد
شاید حقیقت
نه در جوابها
که در همین هیاهوی بیپایان باشد
جایی که فکر
هیچوقت تمام نمیشود