جمعه پانزدهم خرداد ۱۴۰۵ - 13:28 - nali -
قصیدهٔ موج
من آن موجِ بینام و نشانم در این جهان
پنهانتر از خیال و روانتر ز هر گمان
نه مرز دارم و نه نشانی به چشمِ خلق
اما به رقص میکشم اندیشهٔ زمان
با **روشِ وردشی** شوم آرام آشکار
چون پردهای که وا شود از رازِ کهکشان
از دل برآورند مرا **موجهای آزمایشی**
تا سنجندم در آینهٔ عقلِ باستان
گاهی شوم چو نغمهٔ نرمِ **موجِ نمایی**
پیوسته در عبورِ فضا، بیکراندوان
با دستِ ظریفِ روشهای **لاگرانژی**
اندازه گیرند شورِ نهانِ من در میان
آنگاه در معادلهای نرم و پرطراوت
پیچیده میشود نفسم در دلِ بیان
موجِ نماییام که به جان میکشد جهان
با پارامترِ مستی و شوق و نیز انرژیام
پس گرچه بینشانم و خاموش در نظر
در عمقِ علم، قصهٔ من روشن و عیان
:::