به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه برنگذرد
یکی مثنوی در دفاع از وطن
به عشق امامان پاک و کهن
ز ایران که گهواره مردان بود
پر از شیردل، شیر پرورد بود
به هر گوشه اش مردمی جانفدا
که با عشق دین، با وطن، با خدا
کنند ایستادگی در برابر عدو
نترسند از مرگ، جان را کنند او
چو دشمن به خاکش نظر باز کرد
همه مرد و زن، عزم رزم افراشتند
ز جان و ز مال، بذل و ایثار بود
که این رسم دلدادگان یار بود
نباشد عجب گر سپاه وطن
کند حفظ دین، پاس این انجمن
ز شیعه همین است رسم و نشان
که در دین و در ملک، باشد دلیران
چو کوهی استوار و چون دژ سترگ
کند دفع دشمن، کند حفظ خلق
به میدان رزم، چون شیران غُرّند
به گفتی که از عشق حق، پُر درند
بگیرند راه امام شهید
که جان داد در راه دین، سرفراز و رشید
به یاد حسین و به یاد وطن
کنند جان فشان، مردان این انجمن
همین است راه و همین است رسم
که ایران بماند به دور از ستم
خدا یارشان باد و پشت و پناه
نباشد به دلشان ز دشمن گناه