باشه، یک **مثنوی کاملاً جدید، ریتمیک، تازه و پر از نشانهها و ویژگیهای کاسکوها** میسازم؛ داستان دختری که کاسکویش را گم کرده و از هر که میبیند نشانه میخواهد، و هر کس یک خبر شیرین میدهد.
---
### مثنوی «ردِّ صدای کاسکو»
به روستای روشنِ پرخنده و سماع
دخترک دوید اندرِ کوچه، بیقرار و داغ
کاسکوِ شیرینزبان گم شده زِ دَم
پرندهٔ قصهگو، یارِ خانه، نازِ هم
نفسنفسزنان گفت به هر رهگذر:
«کسی دید طوطیِ من؟ ای خوبِ این گذر!»
«پرش نقرهگون، چشمهاش برقِ سیاه
سخنگو، مودّب، پر از خنده و آه»
«صدا را میدزدد، چه زنگ و چه باد
به من میگفت: عزیزم! بیا، مهرباد»
پیرزنِ چادربهسر، در کنارِ چاه
بگفتا: «صدای عجیبی شنیدم، گواه!»
«کسی میگفت: سلام! سلامِ منی!
نه انسان، نه کودک… شبیهِ همی…»
دخترک پرید از شوق: «آری همان!
صدایش چو زنگوله، شیرین زبان!»
زنی با سبد بوی نان و کنجد
ز ره آمد و گفت: «دختر جان! حسد…»
«بر آن طوطی دارم، چنین صاف و خوش
که بر شانهٔ من نشست، بوسهکش!»
«ولی زود پرید و به سقفِ دکان
نشست و گفت: بیا! بیا ای مهربان!»
رفت دخترک، دلش کوه آتش و نور
به هر سو که میرفت، میآمدش شور
به مردِ سقّای قدیمی رسید:
«عمو جان! کاسکوی مرا از کجا دید؟»
سقا گفت: «چو از چاه آب میزدم
یکی بر فرازِ چراغی شنیدم»
«صدایش چو آیفون، سهبار بگفت:
«یکی هست؟ یکی هست؟ بیا از نهفت»»
«پرش برق میزد زیرِ نورِ نماز
زبانش روان، جملهسازی فراز»
دخترک بپرید از خوشی ناگهان
که «ای وای! همان است! همان مهربان!»
به بازار رسید، هُرم بوی کباب
به ماهیفروش گفت: «ندیدی تو، جناب؟»
مرد خندید و گفت: «نکند این همان
که میگفت: سلام! و سپس هُل نزن!»
«همینجا نشست روی صندوق من
و رقصید و گفت: بهبه! چه آهنگ زن!»
«هر آوازِ ماهیفروش را گرفت
همان لحظه تقلید، همان لحظه گفت!»
دخترک دوید و از کوچه گذشت
که ناگاه صدایی به گوشش بتَشَت
«کجایی؟ کجایی؟ بیا دخترک!
صدایت شنیدم، بیا در فَلَک!»
دخترک سرِ بالا گرفت از امید
پرندهاش نشسته به شاخه پدید
کاسکو به تکانِ سر و چشمِ برق
بگفتا: «چرا این همه راه، دخترک؟»
«من اینجا نشستم، صدایت شنیدم
به هر رهگذر گفتم: بیا من چه دیدم»
«هزاران نشانه، همه راست راست
نشستم که روزی تو آیی، تو راست»
دخترک پرنده گرفت از شفا
بغل کرد و گفت: «ای همه ماجرا!»
«تو شیرینزبانی، تو جانِ دلم
تو قصهگویی، تو آوازِ غم»
و برگشتند آرام سویِ سرای
که پر بود از آواز و رقصِ دو پای
---
اگر دوست داشته باشی،
میتوانم نسخهٔ **کوتاهتر و موزونتر** بسازم،
یا نسخهٔ **بلندتر با گفتگوهای بامزهٔ کاسکو**.