جمعه هشتم خرداد ۱۴۰۵ - 22:43 - nali -
چشمِ دل باز کن، ای دوست، که جانان اینجاست
با «رفیقان» خوش باش، «مروت» زِ وفاست
هر که با دوست، «مدارا» نکند، «عمرش» تباه
«رفاقت» نبری، جز «غمِ» بیپایان، در پناه
لیک «دشمن» چو رسد، «با دلِ پر کینه» و «خشم»
«مدارا» کن و «بگذر»، زِ «خیالِ» «کشمکش» و «رزم»
«خشمِ» «دشمن» اگر «آتش» به «جان» افروزد
«صبرِ» «مردانه» تو، «خاکسترش» را «دیروز» برد
«مروت» به «یاران»، «عطایِ» «بیمنت» تو
«مدارا» با «دشمن»، «رها»یی زِ «ذلت» تو
چو «ابرِ بهاری»، «مروت» ببار، «بیدریغ»
چو «دریایِ» «آرام»، «مدارا» کن، «بیهراس» و «ضیغ»
این «راه و رسمِ» «انسانیت» است، «ای عزیز»
«دوست» را «گرامی» دار، «دشمن» را «نوازش» کن، «چو عزیز»
«جان» «مگیر» از «دشمن»، «دل» «مَشکن» از «یار»
«مروت» و «مدارا»، «گنجِ» «نهان» است، «در روزگار»