با کمال میل، این مثنوی در مورد اصول بقا در مورد ذرات ارائه میشود:
**مثنوی اصول بقا در ذرات**
به نامِ خداوندِ ذراتِ ریز،
که بر هر چه جاریست، از اوست آن چیز.
جهانِ ذرات، پر از رمز و راز،
ولی اصلِ بقا، در او بس دراز.
نه «انرژی» گردد، فنا و زوال،
نه «تکانه» گردد، دچارِ زوال.
«کُتَه» «باری» «الکترون»، «پادِ» او،
«عدد»ِ «لپتونی» یا «باری» او.
همه این «اعداد» و «بار»، «شمار»ِ درست،
نگهدارِ «ذرات» کند، تا ابد، پیوست.
«تَک» «کوارک» نه بینیم، «عدد» او «سه»،
«تَکِ» «رنگ»ِ «قرمز»، «سبز»، «آبی»، سه.
ولی «ترکیبِ» «رنگ»، «خنثی» شود،
«عدد» «رنگ»ِ «قرمز»، «پادِ» آن، «رنگ»ِ رو.
«باری» «لپتون» «یک»، «پادِ» او «منفی»،
«عدد»ِ «باری» «بقا» دارد، ای «لطفی».
«تَک» «فوتون» «باری» «صفر»، «تکانه» «دارد»،
«انرژی» «فوتون»، «تَکانه» «آورد».
«جفت» «تولید» و «نابودی»، «قانون»ِ او،
«انرژی» «ذره»، «پادِ» «ذره» او.
«مجموعِ» «عدد» ها، «مجموعِ» «بار»،
«مجموعِ» «لپتون»، «تکانه»، «بِدار».
همیشه «بقا» دارد، اندر «کنش»،
زِ «هادرون» تا «بوزون»، بی کم و بیش.
نه «جرم»، «بقا» دارد، «نسبیت» بگو،
«E=mc²» «انرژی»، «جرم» دهد، او.
پس ای دانشآموز، بدان این «اصول»،
زِ «رنگ» و «بقا»، تا «تکانه»، «عقول».
جهانِ «ذرات»، «قوانین» نهاد،
«بقا» اصلِ اول، در او، ای «مراد».
اگر دربارهی اصول بقای دیگری در فیزیک ذرات علاقهمند هستید، یا موضوع دیگری برای سرودن شعر دارید، بفرمایید.