پنجشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۵ - 23:36 - nali -
حتماً — این هم یک نسخهی شاعرانه و آزادخواهانه با حالوهوای دیدار دوباره، عهد تازه، و ساختن آینده:
**پس سالها، دوباره همدیگر را دیدیم**
در چشمهایمان
ردّ روزهای دور
و در لبخندمان
گرمای همان امید قدیمی بود.
دستهایمان
از زمان جدا شده بودند،
اما دلها
هنوز در یک جاده میتپیدند.
دوباره کنار هم ایستادیم،
نه برای تکرار گذشته،
بلکه برای
تجدیدِ عهدِ روشنِ خویش؛
عهدی برای ساختن
فردایی بهتر،
آزادتر،
و انسانیتر.
گفتیم:
اگر راه سخت است،
اگر شب دراز است،
ما از روشنایی دست نمیکشیم.
ما دوباره
با هم
آغاز میکنیم.
اگر خواستی، میتوانم همین شعر را:
- **حماسیتر**
- **احساسیتر**
- **کوتاهتر و شعارگونهتر**
- یا **در قالب شعر کلاسیک فارسی**
برایت بازنویسی کنم.