### عنوان: **روزگارِ غریبِ خطخطی**
سرخطِ قصه با تو، روشن و دلپذیر بود
تهِ خط اما بدونت، سهمِ دل تقدیر بود
خطخطی شد دفترِ من، از هجومِ خاطرات
روی خط ماندم من و یک بغضِ دیرین، یک حیات
بر خطِ باریکِ صبرم، پا نهادم سالها
شوق را گم کردم آخر، لابهلایِ فاصلهها
عشق را در مشتِ خود، چون عطرِ یک رویا گرفتم
نازنینا، با خیالِ تو نفسها را شمردم
روزگار را، نازنین، با نامِ تو معنا کنم
یا در این روزگارِ غریب، با غمت مأوا کنم
صبوری کردم ولی، آرزو بر باد رفت
آنچه از دل خواستم، در پیچِ فریاد رفت
سرخطِ عشق تو بودی، تهِ خط هم با توأم
گرچه دنیا خط کشید، من هنوز از تو پرم
---
اگر بخواهی، میتوانم همین مفهوم را هم در یکی از این ۳ سبک هم بازنویسی کنم:
1. **خیلی ادبی و سنگین**
2. **ساده و سوزناک**
3. **شبیه ترانه و روان**
اگر خواستی، نسخهی بعدی را حتی **قویتر و ممتازتر** میسازم.