پنجشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۵ - 20:33 - nali -
قند،
قند در قندان،
با لبخندت
میریزد روی دلم.
شکر،
شکرستانِِ جانم
وقتی تو میرسی
رنگ میگیرد.
مربا،
روی صبحِ خندهام
کهنه نمیشود؛
هر قاشقِ امیدش
طعمِ «ماندن» دارد.
عسل را
به واژهها که اضافه کنی،
دیگر حرف نمیماند—
میشود عطرِ حرفها،
میشود درمانِ شب.
و من،
بینِ قند و شکر و مربا
فقط یک چیز میخواهم:
عسلِ تو را
بریز روی تمامِ واژههایم
تا شعرم
شیرینتر از سکوت باشد.