پنجشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۵ - 20:15 - nali -
## موضوع یازدهم: «شمع»
در تاریکیِ شب
وقتی همه چیز
سیاه
و ساکت است
تو
با نوری کوچک
میآیی
شمعِ کوچکِ من
تو
در سکوت
میسوزی
و روشنایی میبخشی
با هر لحظه
که میگذرد
جسمت
آب میشود
اما
نورت
پایدارتر
و پررنگتر میشود
تو
نمادِ فداکاری هستی
که خود را
قربانی میکنی
تا دیگران
راهشان را
بیابند
در میانِ ظلمت
تو
مانندِ امیدی هستی
که راه را
نشان میدهد
شمعِ کوچک
شاید
نتوانی
تمامِ تاریکی را
از بین ببری
اما
نورِ کوچکت
همین که
راهِ یک نفر
را روشن کند
کافی است
پس
بسوز
ای شمعِ کوچک
و روشنایی ببخش
به این شبِ تاریک.
دوست داری این شعر را با تمرکز بر **فداکاری** یا **امید در تاریکی** بازنویسی کنم؟