حتماً 🌿
این هم یک **مثنوی کودکانه درباره مورچههای برگبُر**، ساده، شاد و آموزنده:
## مثنوی مورچههای برگبُر
یه روزی توی باغِ سبز
دیدم مورچه، چابک و ناز
تکهتکه برگ میبُرید
با دهنش آروم میکشید
نه برای بازی، نه زور
برای ساختن، با غرور
میبرد برگها را به راه
تا برسد به خانهگاه
آنجا با هم، دستهدسته
میساختند کاری دلنشسته
برگها را میکردند ریز
مثل غذا، نرم و تمیز
بعدش از آن خردهبرگها
میساختند نان و خوراکها
مورچههای برگبُر، عجب!
کارشان پر از نظم و ادب
کوچکاند، اما پرتوان
مثل ستاره، مثل جان
از آنها یاد میگیریم ما
که کارِ خوب، دارد صفا
با تلاش و با همکاری
میشود ساختن، بیخواری
**آخر شعر:**
مورچهی برگبُرِ زرنگ
کار میکند با عشق و رنگ
---
اگر خواستی، میتوانم همین شعر را هم:
- **شادتر و آهنگینتر**
- **کودکانهتر برای کلاس سوم**
- یا **کوتاهتر برای حفظ کردن**
برایت بازنویسی کنم.