پنجشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۵ - 14:15 - nali -
**بازارِ طهران**
در پیچوخمِ بازارِ طهران،
گذشته هنوز نفس میکشد؛
در دالانهای نمخوردهی تاریخ،
صدای گامهایی میآید
که از مشروطه گذشتهاند
و به «ملیشدنِ نفت»
رسیدهاند.
اینجا
دیوارها حافظه دارند،
چوبها خاطره دارند،
و هر حجره
پارهای از داستانِ مردم است.
در این بازار
تاریخ فقط نوشته نشده؛
فروخته شده،
خریده شده،
فریاد شده،
و دوباره در دلِ کوچهها
زنده مانده است.
و من
میانِ این همه صدا
قلبی دارم
شبیه سازِ دهنی:
کوچک،
اما پر از نفس؛
درد را به نغمه بدل میکند،
اندوه را به عبور،
و گذشته را
به آواز.
اگر بخواهی، میتوانم همین شعر را:
- **کمی حماسیتر**
- **کمی نوستالژیکتر**
- یا **کوتاهتر و فشردهتر**
بازنویسی کنم.