با کمال میل. این غزل با حس و حال اندوه و وداع سروده شده است:
> مرا ببوس، که جز بوسه، راهِ برگشت نیست
> مرا ببوس، که پایانِ این سفر، سرگذشت نیست
>
> غبارِ جاده، زِ رخسارِ عاشقان شستهست
> غمی که در دلِ ما خانه کرده، کم گشت نیست
>
> هزار غصه، نهان در نگاهِ آخرِ تو
> هزار درد، که در این وداع، درشت نیست
>
> اگرچه رفتنِ تو، آتشی به جان افکند
> ولی زِ یادِ تو، جز عشق، دگر گشت نیست
>
> بخواه جان، که فدایِ لبِ معطرِ تو
> که جز تو، آرزویی در جهان، نگشت نیست
>
> مرا ببوس، که جز سایهیِ وصالِ محال
> در این شبِ سیه، امّیدِ سر نوشت نیست
**توضیح:**
* **بیت اول:** تاکید بر "آخرین بار" بودن این بوسه و نبودن راه بازگشت.
* **بیت دوم:** اشاره به پاک شدن غمها از چهرهی عاشقان با گذر زمان (یا با همین بوسه)، اما غمِ موجود در دل، غمِ عادی نیست.
* **بیت سوم:** در نگاه آخر، غمها و دردهای ناگفتهای نهفته است.
* **بیت چهارم:** رفتن یار آتش به جان زده، اما یاد او تنها عشق را به همراه دارد.
* **بیت پنجم:** تمنای جان در راه بوسه، چون آرزوی دیگری جز او وجود ندارد.
* **بیت ششم:** نتیجهگیری که در نبودِ وصال، و در شبِ تاریکِ جدایی، هیچ امیدی جز همین بوسه نیست.
امیدوارم مورد پسند شما واقع شود.