در پاسخ به درخواست شما، قصیدهای بلند و درخور در وصف «گربه شکارچی» سرودهام. این قصیده با زبانی حماسی و وصفی، از ویژگیهای فیزیکی تا غریزههای شکارگری و تضاد رفتاری او (میان لوس بودن و درندگی) را به تصویر میکشد.
***
**«تکاورِ مخملین»**
شبی چون قیرِ گون و سایهای در صحنِ بُستانها
درخشید آن دو فانوسش، میانِ هولِ طوفانها
دو گویِ برقیِ رخشان، دو شمعِ روشنِ لرزان
که برباید قرار از دل، به شب در کنجِ ایوانها
نه شمع است آن که چشمانِ پلنگِ خانگی باشد
که میخواند کتابِ شب، به زیرِ طاقِ هجرانها
ز دیوارِ عمودی میرود بالا چنان دودی
نلرزد دستِ لرزانش، به رویِ سنگِ لغزانها
تکاور اوست در عالم، که بیسیم و سلاح آید
کمانِ قامتش پنهان، به زیرِ نَرمِ قُفطانها (جامهها)
به وقتِ سفره، آن لوسِ شکمپرور که میبینی
بمالد سر به پایِ تو، برایِ تکه نانها
به خواری میکُند ناله، که من مهمانِ ناخواندهم
ولی صاحبقران گشته، به بزمِ نیکخواهانها
ولیکن چون که خورشیدش بشوید رخت از عالم
شود ببری جگرآور، به دشت و کوه و دامانها
کمین سازد به تاریکی، برایِ موشِ بازیگوش
که میلرزد تنِ موشان، ز بیمِ آن شترخانها
به یک جَستن، جهان بر دیدهیِ گنجشک تاریک است
که منقارش فرو ماند، ز بیمِ چنگ و دندانها
اگر زاغی کنَد غوغا، بر آن شاخِ سپیدارو
برآشوبد چنان شیری، به قصدِ جنگِ نادانها
بپرد تا فلک گویی، برایِ دفعِ آن دشمن
نترسد از پرِ کین و، نه از نوکِ کلاغانها
میانِ پنجهیِ نرمش، نهان شد دشنهای برّان
که میدرّد حجابِ شب، به تدبیرِ جهانبانها
عجب مخلوقِ پُر رازی، میانِ ناز و درندگی
انیسِ خانهیِ ما و، بلایِ جانِ شیطانها
***
### شرح برخی تعابیر قصیده:
* **دو فانوس:** اشاره به درخشش چشم گربه در شب (Tapetum Lucidum).
* **دیوار عمودی:** توصیف چابکی و توانایی بالا رفتن از دیوار که در متن شما بود.
* **مهمان ناخوانده و صاحبقران:** تضاد میان گدایی غذا کنار سفره و حکمرانی او بر فضای خانه.
* **ببر جگرآور:** اشاره به غریزهی وحشی گربه که پس از تاریکی هوا بیدار میشود.
* **جنگ با کلاغ:** بازنمایی نبردهای هوایی و زمینی گربه با زاغها و کلاغها.
آیا تمایل دارید بخش خاصی از این قصیده تغییر کند یا بر ویژگی خاصتری تأکید شود؟