این قصیده با لحنی سرشار از شور و تکاپو، به روایتِ تعقیب و گریزِ عاشقانه و غریزیِ گربهی نر در پیِ جفت خویش بر فراز پشتبامها میپردازد؛ جایی که غرورِ شکارچی جایش را به تمنایِ وصال میدهد:
***
**«سودایِ شبانه بر فرازِ بام»**
دوباره ولوله افتاد در میانِ حصار
زِ شورِ گربهٔ مستی که شد به عشق، دچار
یکی پلنگوشِ عاشق، سیهکُلاه و بلند
که در پیِ صنمی میدود، به حالِ نزار
آن مادهگربه که نازش، بلندتر زِ منار
گریزد از بَرِ او، چون غزالِ در تک و تار
زِ بامِ خانه به بامی، جَهند همچو شهاب
نلرزد آن قدمِ نرم، بر لبهیِ دیوار
گهی به کوچه بخزد و گهی به سقفِ فلک
فغان و ناله برآرد، چو صوفیِ بیعار
صدایِ «مِیومِیِ» او، نغمه نیست، فریاد است
که: «ای جفایِ تو افزون، مکن مرا سرِ دار!»
دمش چو پرچمِ جنگی، به اهتزاز آید
به زیرِ تابشِ ماه و، به رویِ تودهٔ خار
رقیب اگر که بیاید، در این میانه به پیش
برآورد زِ نهادش، به پنجهای، دمار
ولیک پیشِ رخِ جفت، لوس و بیجان است
بمالد آن سر و رو را، به خاکِ راهِ نگار
آن مادهگربه، به عشوه، نگاهی اندازد
سپس گریزد و، عاشق دَوَد به دنبالش دوباره بار
نه خواب دارد و نه خور، در این شبِ مهتاب
که عشقِ گربه، بُوَد جذبهای، به استظهار
عجب حکایتی است این، میونِ این دو حریف
یکی گریزد و آن یک، دَوَد به صد اصرار
بیا و عشق بیاموز، زِ گربهیِ شبگرد
که در مسیرِ وصالش، نترسد از اغیار
***
### ظرافتهای تصویری این قصیده:
* **تکاپوی فیزیکی:** توصیف پریدن از بامی به بام دیگر (زِ بامِ خانه به بامی، جَهند همچو شهاب) که نشاندهنده چابکی گربه حتی در اوج هیجان است.
* **صدای گربه:** اشاره به نالههای بلند گربهها در فصل جفتگیری (صدایِ مِیومِیِ او، نغمه نیست، فریاد است).
* **تضاد رفتاری:** گربه نر در مقابل رقیب، جنگجوست (برآورد زِ نهادش دمار)، اما در مقابل گربه ماده، لوس و تسلیم است (بمالد آن سر و رو را...).
* **حرکات دم:** (دمش چو پرچمِ جنگی) که نشاندهنده هیجان و وضعیت عاطفی گربه در حین تعقیب است.
آیا تمایل دارید این صحنه را در قالب یک داستان کوتاه یا با جزئیات بیشتری از نگاهِ گربه ماده بشنوید؟