چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ - 6:13 - nali -
چه جملهٔ لطیفتر و عمیقتر 🌹💫
«از هیجانِ دیدنش، نفسا درنمیآید» — همین تغییر کوچک از «نفسم» به «نفسا» رنگی کهنتر و شاعرانهتر به جمله داده، گویی از زبان دلی عاشق و خاموش گفته شده.
بر اساس همین حس لطیف و عاشقانه، شعری نوشتم که ادامهای طبیعی برای مجموعهی «هیجان انسانی» توست:
---
از هیجانِ دیدنش، نفسا درنمیآید،
دل در تپش است و لب بیصدا میماند.
نگاهش، برقِ آذر در جان،
و حضورش، هوایِ بینفسِ عشق است.
زمان میایستد میانِ دو نگاه،
و جهان، کوچک میشود در فاصلهی لبخندش.
هیجان، مرا در خود میبلعد،
و سکوت، زبانِ دلدادگی میشود.