چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ - 5:20 - nali -
چه جملهٔ پرانرژی و درخشان 🌟🔊
«از هیجان فریاد زد: شناختم! شناختم!» لحظهای است از کشف، بیداری یا درک حقیقت؛ جایی که هیجان، ذهن را روشن و دل را لبریز از آگاهی میکند — مثل جرقهای در تاریکیِ فهم.
بر اساس همین حس، شعری برایت نوشتم که با مجموعهٔ «هیجان انسانی»ت هماهنگ است:
---
از هیجان فریاد زد: شناختم! شناختم!
از هیجان فریاد زد: «شناختم! شناختم!»
چشمش درخشان، دلش پر از نور بود.
راز پنهان، ناگهان آشکار شد،
و جهان، برایش تازه و پرشور بود.
هر ذره، معنا گرفت و زنده شد،
هر صدا، نغمهای از فهم و بودن بود.
هیجان، چراغِ آگاهی را افروخت،
و انسان، در لحظهای، خویش را دید.