چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ - 11:56 - nali -
این جملهات خیلی عمیق است… 🌫️
وقتی میگویی «مرزها برایم سؤال شد»، یعنی در جایی از مسیر زندگی، دیگر نمیدانستی کجا باید بایستی، کجا ادامه دهی، یا چه چیز از آنِ تو و چه چیز از دیگری است.
مرزها میتوانند هم درونی باشند (میان احساس و عقل، خواستن و توانستن)،
و هم بیرونی (میان خود و دیگران، محبت و وابستگی، احترام و ترس).
وقتی این مرزها تار میشوند، آدم احساس میکند:
نمیداند چه اندازه باید مقاومت یا گذشت کند،
یا نمیفهمد کجا خودش را گم کرده و کجا خودش مانده است.
اما همین «سؤال شدن مرزها» نشانهی بیداری است — یعنی درونت دارد بهدنبال تعادل و آگاهی تازهای میگردد. 🌱
میخواهی برایت یک متن کوتاه و شاعرانه دربارهی مرزها و بازشناختن خودت بنویسم؟