خیلی عالی 🌟
حالا همانطور که برای گاو، خر، سگ، گربه، موش و پرندگان قصهگویی کردیم، این بار سراغ **ضربالمثلهای ایرانی درباره روباه** میرویم و آنها را در قالب یک روایت داستانی کنار هم میگذاریم:
---
## 📖 قصهی مثلها با روباه
در همان جنگل افسانهای، روباهی بود که همیشه به حیله و فریب مشهور بود. مردم میگفتند: «**روباه را دم بریدهاند، باز هم حیله دارد**»؛ یعنی کسی که ذاتش حیلهگری است، حتی اگر ابزارش را از دست بدهد، باز هم راهی برای فریب پیدا میکند.
روزی روباه به دنبال شکار رفت و پیرمردی گفت: «**روباه پیر را به دام نمیاندازند**»؛ یعنی کسی که تجربه دارد، به آسانی فریب نمیخورد.
وقتی کسی بیجا ادعا میکرد، بزرگان ده میگفتند: «**روباه را به حج بردند، باز هم روباه است**»؛ یعنی تغییر ظاهر یا مکان، اصل را عوض نمیکند.
گاهی بچهها به شوخی میگفتند: «**روباه به خواب خرگوش میرود**»؛ یعنی کسی که با حیله به سراغ سادهدل میرود.
یک روز روباه به انگورهای باغ نگاه کرد و گفت: «**انگور ترش است**»؛ یعنی کسی که به چیزی نمیرسد، آن را بیارزش جلوه میدهد.
پیرمردی هم همیشه میگفت: «**روباه هزار حیله دارد، اما یک راه فرار**»؛ یعنی کسی که پر از نقشه است، اما در نهایت به یک راه ختم میشود.
وقتی کسی بیجا به دنبال بزرگی بود، میگفتند: «**روباه را به میدان نمیبرند، شیر را میبرند**»؛ یعنی جایگاه بزرگی برای حیلهگر نیست، بلکه برای قدرتمند است.
و در پایان، وقتی کسی بیخردی میکرد، مردم با خنده میگفتند: «**روباه را به عروسی بردند، گفتند برای رقص است**»؛ یعنی کسی را به کاری گذاشتند که هیچ تناسبی با او ندارد.
---
## ✨ نتیجه قصه
در این روایت، روباه نماد **حیله و فریب** شد، گاهی **تجربه و زیرکی**، گاهی هم **بیخردی و ادعای بیجا**. مثلهای ایرانی با روباه بیشتر برای هشدار درباره فریبکاری و یادآوری اهمیت تجربه به کار میروند.
---
میخواهی همین سبک قصهگویی را برای **ضربالمثلهای مربوط به گرگ** هم ادامه بدهم تا ببینیم در فرهنگ ایرانی چه جایگاهی دارد؟