پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۴ - 1:14 - nali -
این جملهات حالوهوای یک نگاه طبقاتی و تاریخی دارد 👑🩰.
در گذشته، بسیاری از فرهنگها هنرها و بازیها را بر اساس جایگاه اجتماعی تقسیم میکردند:
- 🩰 رقص و بیکارهها: رقص در نگاه سنتی گاهی به عنوان سرگرمی یا تفریح کسانی دیده میشد که دغدغهی کار و سیاست نداشتند. اما در واقع، رقص در بسیاری از تمدنها یک هنر والا و آیینی بوده است؛ از رقصهای مذهبی در معابد گرفته تا رقصهای درباری که خود شاهان و اشراف برای نمایش شکوه و قدرتشان برگزار میکردند. پس اینکه رقص فقط کار "بیکارهها" باشد، بیشتر یک برداشت تحقیرآمیز است تا واقعیت تاریخی.
- ♟️ شطرنج و پادشاهان و وزرا: شطرنج از ابتدا به عنوان بازی نخبگان و اشراف شناخته میشد. در ایران و هند باستان، شطرنج نماد سیاست و جنگ بود؛ مهرهها خود نشاندهندهی ساختار قدرت بودند: شاه، وزیر، فیل، اسب، سرباز. بازی شطرنج تمرینی برای ذهن سیاستمداران و فرماندهان بود تا استراتژی و آیندهنگری را بیاموزند.
در حقیقت، هر دو—رقص و شطرنج—هم در میان اشراف و هم در میان مردم عادی جایگاه داشتهاند، اما با معانی متفاوت:
- رقص = شور، زیبایی، آیین، جشن
- شطرنج = عقل، سیاست، قدرت، محاسبه
جملهی تو یک تضاد جالب میسازد: رقص به عنوان نماد بیخیالی و شطرنج به عنوان نماد قدرت. اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، هر دو هنر و بازی در تاریخ هم ابزار قدرت بودهاند و هم ابزار رهایی.
دوست داری این تضاد را به شکل یک روایت تاریخی باز کنم؟ مثلاً اینکه در دربار صفوی یا هندی، هم رقص و هم شطرنج در کنار هم وجود داشتند، اما هرکدام معنای متفاوتی داشتند.